1294 سارا ديباخواننده جوان و تعليم ديده باآلبوم دلبرمن-

سارا ديبا
 خواننده جوان و تعليم ديده باآلبوم
"دلبرمن"  از راه ميرسد

JavananHaftHonar1294-02

>سارا ديبا< خواننده جوان و خوش صدايي است كه از ايران آمده،  از قلب سرزمين مان،  با توشه اي پر از آگاهي هاي هنري،  تربيت شده در مكتب اساتيد پير درون ايران،  با صدايي كاملا متفاوت و دلنشين كه تا امروز  شنونده خود را تحت تاثير قرار داده وصاحبنظران برايش آينده اي خوب پيش بيني مي‌كنند.JavananHaftHonar1294-03
>سارا ديبا< مي‌گويد از بچگي، مثل همه عاشقان موسيقي و آواز، در پي خواندن بودم،  آهنگهاي محبوب خوانندگان پيشگام را مي‌خواندم، پدرو مادر اولين مشوق  من بودند،  هر دو با افكار روشن،  با احترام به هنر و هنرمند،  مرا در اين مسير ياري دادند،  چون هرچه هنرمند مي‌شناختند، همه صدرنشين، آگاه و محترم بودند آنها از من نيز مي‌خواستند  هنر را از دريچه اصالت هايش،  ريشه هاي غني و تاريخي اش و پايه هاي احساسي اش ببينم و دنبال كنم و بدور از هياهو، در جاده هنر اصيل گام بردارم.
در ايران آهنگهاي الهه، پوران، دلكش،  مرضيه، هايده، حميرا را در همان چهارچوب آثارماندني شان گوش مي‌دادم، به آهنگهاي مدرن و عاشقانه و جاودانه گوگوش، گوش مي‌دادم و بروي همين آثار زمزمه مي‌كردم.

نوازندگي سنتور و دف
از حدود 8‌ سال پيش نزد اساتيد موسيقي،  نواختن دف و سنتور را شروع كردم، هرگاه به خانه مي‌آمدم، پدر ومادرم تشويقم مي‌كردند برايشان سنتور بزنم و زير لب بخوانم. با هدايت آنها دوره هاي موسيقي ايراني،  رديف هاو گوشه ها را فراگرفتم و دوره هاي سولفژ راگذراندم.
من هرچه جلوتر مي‌آمدم، موسيقي را جدي تر مي‌ديدم،  اين عشق عميق بمرور همه وجودم را تسخير كرده بود ولي خودتان مي‌دانيد كه در ايران خوانندگي براي زن ممنوع بود مگر اينكه در محافل زنانه و مهماني هاي خصوصي باشد،  من هنر را در فضاي بازتري طلب مي‌كردم،  اينكه براي مردم بخوانم.
وقتي 4‌ سال پيش به امريكا آمدم، همه هدفم  خوانندگي بطور جدي بود، چون مي‌ديدم هر بار مي‌خوانم بروي حاضرين تاثير مي‌گذارم،  مي‌ديدم در چشمان شان اشك مي‌نشيند، به شور مي‌آيند،  شاد مي‌شوند و اين همان بودكه من بدنبال اش بودم اينكه هر تاثيرگذاري داشته باشم.
شايد باورتان نشود، كه من از همان كودكي سروده هاي شمس تبريزي را مي‌خواندم، گاه مفهوم واقعي شان را از پدرم مي‌پرسيدم، عاشق سرودههاي بزرگان بودم، از موسيقي كلاسيك لذت مي‌بردم، در عين حال به موسيقي مدرن هم توجه داشتم.
وقتي مي‌ديدم  زمان خواندن من،  پدر ومادرم با همه عشق چشمان خود رامي‌بندند و به من گوش ميدهند،  از همان زمان متوجه شدم كه شنونده هاي خود را پيدا كردهام و تاثير صدايم را بروي اطرافيان مي‌بينم.
من درعين حال به موسيقي مدرن در سطح جهاني هم توجه داشتم، به موسيقي مايكل جكسون گوش مي‌دادم، موسيقي مدانا را مي‌شنيدم،  از شيوه خواندن و تحريرهاي صداي ويتني هيوستن لذت مي‌بردم،  بعدها سلين ديان مرا به شور مي‌آورد. در كنار آنها به صداي و شيوه اجراي جنيفرلوپز عميقا غرق مي‌شدم. گرچه آنها هيچگاه الگوي من نبودند ولي من شنونده آهنگهايشان بودم.
از حدود يكسال و نيم پيش، براي تهيه آلبوم اقدام كردم،  همزمان دوره هاي تازه اي در زمينه سولفژ گذراندم، در اينجا  هم اساتيدي داشتم كه يكي از آنها امريكايي بود. استاد وكال بودJavananHaftHonar1294-04.
وقتي آماده شدم با يك آهنگساز و ترانه سراي با تجربه و بسيار هنرمند>امير ثالثي< همكاري آغاز كردم،  هنرمندي كه مقيم ايران است، از طريق تلفن و ايميل  اين همكاري آغاز شد، بعد از ماهها، من آماده براي ضبط و اجرا بودم. ولي ترجيح دادم به ايران بروم و با حضور اين هنرمند،  در يكي از مدرن ترين و مجهزترين استوديوها،  آهنگها و ترانه ها را اجرا و ضبط كنيم.
در اين مجموعه 9‌ ترانه و آهنگ جاي داديم كه شامل:
انتخاب– ترديد– دلبر من– خواب– عروسك– من يك زنم– ديگه بسه– گله نكن و شب هاي عشق است كه همه آنها ساخته و سروده وتنظيم امير ثالثي است.
جنس آلبوم، پاپ سنتي است، آميخته اي از موسيقي سنتي و مدرن است، با وجود اينكه اولين تجربه من بود، ولي زمان اجرا و ضبط،  همه راضي بودند، همه آهنگها درنهايت زيبايي ضبط شد و من روزيكه آلبوم  دلبر من آماده شد، انگار از آسمان به زمين آمدم، بعد از ماهها،  شب راحت خوابيدم درحاليكه همه وجودم پر از هيجان بود.
من در زماني خوانندگي را شروع كردم وآلبوم تهيه كردم كه كمپاني هاي فعال توليد موسيقي،  ديگر فعاليتي ندارند،  آلبوم در بازار بدليل دان لود كردن ها و كپي كردن ها، نمي‌تواند هزينه هاي خود را تامين كند،  ولي من همت كردم اين آلبوم را تمام كردم،  گرچه اينك در نيمه موزيك ويديوهايش نياز به اسپانسر دارم،  اسپانسري كه بتواند در اين مسير مرا ياري دهد.
من در طي يكسال گذشته در يكي دو برنامه خوب شركت كردم، با اركستر ديگران خواندم،  اين اجراها، چنان مورد توجه قرار گرفت،  كه من براستي تشويق شدم،  اينك خود را آماده مي‌كنم تا بزودي  بروي صحنه بروم، مي‌دانم همانگونه كه تا امروز مورد تشويق و تائيد مردم و صاحبنظران بودم،  مسلما اين مسير را براحتي  طي مي‌كنم.
با سارا ديبا از طريق
www.saradiba.com‌
تماس بگيريد