محمد سعید حبشی- در پیچ و خم هفته-1323

1323-32

روزاول
همسر عيسي مسيح!

1323-33

از كجا پيدا شده نمي‌دانم! ولي ميگويند قطعه كوچكي از كاغذ پاپيروسي پيدا شده كه روي آن نوشته شده عيسي مسيح ازدواج كرده بود و همسرش نيز از جمله حواريون او بوده است!
اين كشف جديد توسط پروفسور كارن كينگ استاد دانشگاه هاروارد صورت گرفته كه توانسته خطوط قبطي نوشته بر كاغذ پاپيروس را ترجمه كند. به هرحال مي‌بينيد كه كنجكاوان جهان دست از سر عيسي مسيح هم بر نمي‌دارند و به جاي اينكه ببينند مسيح چه گفته و كدام از گفته هاي او به نفع بشريت است،  بدنبال زندگي خصوصي او هستند تا بدانند پدر و مادرش چه كسي بوده و يا خودش ازدواج كرده بوده يا نه.
شاعرمعاصر خودمان هوشنگ ابتهاج مي‌گويد:
كعبه منم،  قبله منم،  سوي من آريد نماز
كان صنم قبله نما خم شد و بوسيد مرا
و اين حكايت عيسي مسيح است كه به پيروانش مي‌گويد: گوش بدهيد مرا كه چه مي‌گويم،  و بدان عمل كنيد تا زندگي را به راحتي بگذرانيد...
 اما پيروان او به دنبال كنجكاوي هستند و «انسان باش» عيسي را كه فرياد مي‌زند فراموش مي‌كنند. و به راستي اگر چنين نبود امروز شاهد اين همه اضطراب و نا‌آرامي‌در زندگي مردم سراسر جهان نبوديم. چراكه پايه هاي اين نوع زندگي ها به كنجكاوي هاي بي ثمري استوار است كه فلاني چه كرد؟ چه گفت؟ و آيا فلاني زن و بچه داشته يا نداشته است؟
باز هم هوشنگ ابتهاج مي‌گويد:
در اين سراي بي كسي،  كسي به در نمي‌زند
به دشت پر ملال ما،  پرنده پر نمي‌زند
و يا درجاي ديگر مي‌گويد:
آن كه مست آمد و دستي به دل ما زد و رفت
اندر اين خانه ندانم، به چه سودا زد و رفت
و بالاخره آنكه:
مرغ دريا خبر از يك شب توفاني داشت
گشت و فريادكشان بال به دريا زد و رفت
چه هوايي به سرش بود كه بادست تهي
پشت پا بر هوس دولت دنيا زد و رفت
بس كه اوضاع جهان درهم و ناموزون ديد
قلم نسخ براين خط چليپا زد و رفت
بنابراين دوستان! بايد به دنبال واقعيت ها بود..

روز دوم
ابدی شدن اطلاعات

1323-38

مغز مهمترين و پيچيده ترين عضو بدن انسان است كه كامپيوتر را از روي آن ساخته اند.
ساختن كامپيوتر نيز يكي از شاهكارهاي مغز انسان است كه خود داستان گيج كننده و مفصلي دارد و عظمت كاربرد مغز را نشان مي‌دهد. حال چرا بعضي ها از مغزشان استفاده نمي‌كنند و تا ابد در همان پله هاي اوليه باقي مي‌مانند، حكايت غريبي است كه شايد آن هم به نوعي با مغز ارتباط دارد!
به هرحال بهره گيري برخي انسان ها از قدرت مغز،  بدانجا رسيده كه توانسته اند اطلاعات هنري، ادبي و صوتي و تصويري را براي صدها ميليون سال محفوظ نگهدارند.
مساحت لوحي كه اين اطلاعات رامي‌توان روي آن ذخيره كرد حدود هشت سانتيمتر است و ضخامت آن به دو ميلي متر مي‌رسد و جنس آن از شيشه كوارتز است. در حال حاضر چون حجم اطلاعاتي كه هر روزه توليد و عرضه مي‌شود به حد انفجار رسيده، اقدام اخير شركت هيتاچي براي ذخيره سازي اطلاعات غنيمت است تا آثار تاريخي، علمي، ادبي و هنري جهان براي ميليونها سال بعد نگهداري شود تا آيندگان از آنها استفاده كنند. چند سال پيش كه سي دي، ام پي تي و حافظه هاي كامپيوتري براي ذخيره اطلاعات وارد بازار شد،  بسياري از آثار گذشته كه روي صفحه، فيلم و نوار بود به روي ابزار تازه منقل گشت ولي به زودي معلوم شد كه دوام چنداني ندارد. به همين خاطر پژوهشگران هيتاچي به دنبال راه هاي بهتري رفتند تا سرانجام موفق به راه تازه شدند تا اطلاعات مورد نظر براي صدها ميليون سال يا تا ابد باقي بماند. به هرحال مغزانسان قادر به انجام كارهايياست كه كليد آن د ر دست همه است و فقط بايد راه استفاده از آن را پيداكنند.

روز سوم
جنجال دوباره مادونا

1323-37

امروز مادونا خواننده جنجالي و بي پرواي امريكايي كه مدتي با خسته شدن از سكس به سوي مذهب كشيده شد و بار ديگر به سكس بازگشت، در لس آنجلس كنسرت داشت وطي آن لخت شد!
گرچه لخت شدن ستاره ها اين روزها تبديل به يك اپيدمي‌ شده وحتي مخالفان هم زيرچشمي به آن نظر دارند، اما لخت شدن امروز مادونا با اعتراض پاكستاني هاي مسلمان روبرو شد.
مادونا كه اسم ملاله را بر پشت خود نوشته بود ناگهان در نيمه كنسرت به تماشاچيان پشت كرد و در ميان حيرت جمعيت شلوارخود را پائين كشيد و گفت:  براي حمايت از ملاله چنين كردم تا ياد او براي هميشه ماندگار بماند!
به همين خاطر پاكستاني هاي طرفدار«ملاله» دختر چهارده ساله اي كه دلش مي‌خواست زن هاي زير نفوذ طالبان را آزاد كند و به همين خاطر طالبان او را هدف گلوله هاي خود قرار داد، به اين عمل مادونا اعتراض كردند و در خيابانهاي پاكستان عليه وي دست به راهپيمايي زدند. عكس مادونا را روي صحنه درحال لخت شدن، در همين ستون مي‌بينيد كه خوشبختانه هنوز به مرحله سانسور نرسيده و تا همين جا بايد كافي باشد!
به هرحال برخي ستاره ها به هر بهانه اي دوست دارند لخت شوند كه حتما شهرت و ثروت را در آن مي‌بينيد، نه در ارائه هنري كه در آن اصالت و مسئوليت باشد.
بنابراين بيچاره ملاله كه هم جانش را به خطر انداخته و هم چگونه به اصطلاح از او تجليل به عمل آوردند!

روزآخر
نوبل سكوت !

1323-36

در سال 1988‌ فيلمي به نام «ذرت سرخ»در چين ساخته شد كه از داستان هاي كوتاه «مويان» نويسنده معروف چيني اقتباس شده بود.
داستان فيلم برداشتي بود از افسانه هاي كهن چيني و عشق راهزن جواني را نشان مي‌داد كه دل به گروه دختري هيجده ساله مي‌بندد كه او را با تخت روان نزد شوهر پنجاه ساله اش مي‌بردند كه به بيماري جذام مبتلا شده بود و در محله اي دور افتاده كه ويژه نگهداري از جذاميان بود  در انتظار مرگ به سر مي‌برد.
در راه راهزنان به كاروان دختر هيجده ساله حمله مي‌كنند و در اين ميان يكي از راهزنان كه شيفته دختر شده او را نجات مي‌دهد و دختر هم به او دل مي‌بندد.
اين فيلم را ژانگ ييمو كارگرداني كرده بودكه به نسل پنجم  فيلمسازان چيني تعلق دارد. او در جريان انقلاب فرهنگي چين درس و مدرسه را رها كرد و به سراغ كارگرداني رفت. ابتدا در مزارع و كارخانه هاي چيني به كارگري پرداخت تا كم كم احساس كرد علاقه به فيلم و سينما دارد و بايد شانس خود را در اين زمينه امتحان كند.و اوبا سختي هاي فراوان موفق شد و هم اكنون كه 61‌ ساله است يكي از فيلمسازان خوب و موفق چين است كه در فيلمسازي، فيلمبرداري و كارگرداني مهارت فوق العاده اي دارد. نگاه او به داستان هاي كوتاه،  نگاه كاوشگرانه اي است وهمين باعث شد تا فيلم ذرت سرخ را نوشته «مويان» به تصوير بكشاند.
و حالا مويان نويسنده درخت سرخ برنده جايزه نوبل ادبيات شده و يك ميليون و دويست هزار دلار هم نقد دريافت داشته است. و اين درحالي است كه برنده شدن او با جنجال همراه شده،  زيرا نويسنده ديگر چيني كه دو سال پيش برنده جايزه نوبل ادبيات شد در زندان به سر مي‌برد. اين نويسنده يوشيائو  نام دارد كه آثار درخشاني نوشته ولي دولتي نيست. در حالي كه «مويان» دولتي است و با قدرت حاكم بر چين روابط نزديكي دارد و به همين خاطر از او انتقاد مي‌شود كه چرا خود را به قدرت چسبانده است.
جالب است كه «مويان» نام  مستعار گوان مويه نام اصلي نويسنده است. زيرا مويان به زبان چيني، معني «حرف نزن» يا«هيس! ساكت باش»! مي‌دهد، و او هم زبانش را بسته تا از قدرت دور نشود.خودش گفته ياد گرفته ام كه زياد حرف نزنم! او كه 57‌ سال دارد وقتي جايزه اش را دريافت داشت براي آزادي همكار نويسنده و شاعرش «ليو» آرزوي آزادي كرد. چون بالاخره معاون انجمن نويسندگان چين است و حداقل در سخن گفتن بايد از همكاران دربند خود ياد كند.
به هرحال باند بازي هم مثل نقش اقتصاد در زندگي انسان ها شدت و ضعف دارد...