1324-محمد سعید حبشی-در پیچ و خم هفته

 

1324-42 

روز اول
ما و استادان كهن

1324-43


لائوتسه نام نخستين فيلسوف و استاد كهن چين است كه گفته مي‌شود زندگي او در قرن پنجم با افسانه هاي چيني گره خورده بود،  و به همين خاطر از او داستان هاي عجيب وغريبي نقل مي‌كنند كه انسان را به حيرت مي‌اندازد.
عدهاي مي‌گويند كه او به خاطر دانشش به كتابداري كتابخانه سلطنتي سلسله «چو» رسيد و برخي ديگر بر اين باورند كه اصولا چنين شخصي وجود نداشته است. نام اصلي او«وين لي» بود ولي چون در حكمت و فلسفه سرآمد ديگران بود به او لائوتسه لقب دادند كه در زبان چيني معناي حكيم سالخورده را مي‌دهد.
مي‌گويند لائوتسه وقتي در مقام كتابدار كتابخانه سلطنتي بود،  به اندازه اي از نيرنگ و فرومايگي سياستمداران حاكم بر چين نفرت پيداكرد، كه ناگهان پشت پا به همه چيز زد و از چين بيرون رفت و به همين خاطر هيچ كس به طور دقيق نفهميد كه او در كجا و چگونه با زندگي وداع كرد. او در طول حياتش يك جريان ملي و ميهني به نام آئين تائو در مقابل بودائيسم قرار داد كه به نام تائوتيزم معروف گشت و با واكنش هاي موافق و مخالفي روبرو شد.
از او نوشته هاي بسياري باقيمانده كه هنوز هم طرفداران زيادي دارد،  ولي كمتر به آن عمل مي‌كنند!
كنفوسيوس نيز از قبول فلسفه هاي لائوتسه درمانده بود ولي به بزرگي و استادي او اعتقاد داشت. به طوري كه وقتي در ملاقاتي از لائوتسه خواست تا اندرزي به او بدهد،  لائوتسه به او گفت:  خود را از شر غرور، خودبيني،  طمع و تظاهر به هدف هاي دور و دراز رها كن.
كنفوسيوس بعدا نوشت كه من هرگز بيان كلمات لائوتسه را توهين به خود تلقي نكردم،  بلكه سعي كردم از آن روز به بعد به آن عمل كنم...
آيا روز آن فرا نرسيده تا ما نيز به سخنان دو استاد بزرگ چين جامه عمل پوشيم؟


روز دوم
اعتراض در لندن

1324-45

 
مردم زنده دنيا را بايد ستود. زيرا آنها نه تنها به خواسته خود جامه عمل  مي‌پوشانند،  بلكه راه را براي ديگران باز مي‌كنند تا از خواب خرگوشي برخاسته و به دنبال حق و حقوق خود بروند.
امروز وقتي شنيدم صد و پنجاه هزار تن از مردم انگلستان در خيابان هاي لندن به راه افتادند تا عليه دولت بريتانيا تظاهرات كنند، به آنها درود فرستادم و آرزو كردم كه كاش تمام مردم محروم جهان براي دريافت حق و حقوق خود به پا مي‌خيزيستند.
مردم روشن انگلستان اعتراضشان به دولت كشورشان اين است كه چرا به جاي افزايش ماليات ثروتمندان،  دولت فشارهاي خود را بر روي طبقه كم درآمد گذاشته و با كاهش بودجه بخش عمومي‌زندگي را بر مردم عادي سخت كرده است.
شهروندان انگليسي درحاليكه پلاكاردهايي عليه دولت در دست داشتند شعار مي‌دادند كه ديويد كامرون نخست وزير انگليس بايد برود. اين تظاهرات به شهرهاي ديگر انگلستان، و همچنين ولز، بلفاست و كلاسگو هم كشيده شده و بدين ترتيب دولت كامرون چاره اي ندارد جز آنكه به خواسته تظاهركنندگان عمل كند.
هميشه گفته اند سكوت مظلوم،  ظالم را قوي تر مي‌سازد،  كه دراين باره ملت هايي كه به آنها ظلم مي‌شود بايد انديشه كنند...


روز سوم
درس بوسه!

1324-44

 


در ميان اين همه خبرهاي گوناگون و  بد كه از همه آن ها بوي بي پولي و جنگ و خون به مشام مي‌رسد روي شبكه خبري ياهو خبري گذاشته شده مبني بر اينكه چگونه زنان را ببوسيد!
ما ايراني ها ضرب المثلي داريم كه مي‌گويد:  يكي مي‌ميرد از درد بينوايي،  يكي مي‌گفت عموزردك مي‌خواهي؟ حالا اين ضرب المثل در اينجا مصداق پيدا كرده كه در اين حال و احوال به جاي اينكه به فكر زندگي لرزان مردم باشند براي آنها نسخه ماچ وبوسه مي‌پيچند. درحاليكه هر كسي بخواهد بوسه دهد و يا بوسه بگيرد، خودشان يك جوري با هم كنار مي‌آيند،  همان طور كه از زمان خلقت بشر تا امروز كه بوسه هاي هاليوودي مد شده، بوس دهنده ها و بوس گيرنده ها راهش را پيدا كرده اند. البته مردم آنقدري كه به دنبال راه پول در آوردن هستند به دنبال چنين راه هايي كه به طور خودكار  جفت و جور مي‌شود نيستند...


روز چهارم
غروب ستاره!

1324-46

 


برخي از پدر ومادرها كه زياد به آينده اخلاقي فرزندانشان مي‌انديشند،  آنها را به مدارسي مي‌فرستند كه به كليساها تعلق دارد. غافل از اينكه بچه هاي تربيت شده در كليساها،  چه راه و روشي را براي آينده خودانتخاب مي‌كنند.
نمونه يكي از اين بچه ها«سيلويا كريستل» است كه متاسفانه امروز در سن 60‌ سالگي با زندگي بدرود گفت.
او پد رومادري كاتوليك داشت و در هلند به دنيا آمد. پدر ومادرش صاحب هتلي بودند كه در آن زندگي مي‌كردند. سيلويا دختر زيبايي بود و پدر ومادرش او را به يك مدرسه شبانه روزي فرستادند كه وابسته به كليسا بود و مقررات كليسايي بر آن حاكم بود. او هفده هيجده ساله بودكه از آموزش كليسايي به تنگ آمد و فرار را برقرار ترجيح داد و به آمستردام رفت. مدتي خدمتكاري كرد تا كم كم به خاطر اندام زيبايش به عنوان مدل مشغول شد. در 21‌ سالگي برنده دو جايزه شد و بعد به عنوان ملكه زيبايي پايش به سينما كشيد و بي پروا در فيلم ها لخت مي‌شد. فيلم امانوئل نقطه اوج  او در كار سينما بود. نه تنها نقش نخست فيلم را به عهده گرفت ولي بي پروا در صحنه ها عريان شد به طوري كه بيشتر صحنه هاي فيلم را براي نمايش سانسور كردند و زمان اكران هم جنجالي به پا شد.
خودش در مصاحبه اي در سال 1994‌ با روزنامه ايونينگ استاندارد گفت: 
وقتي كارگردان امانوئل «ژوست ژاكين» از من خواست تا لباسم را در بياورم، معطل نشدم. بعد هم درحاليكه برهنه سيگار مي‌كشيدم با او معمولي شروع به حرف زدن كردم و او هم مرا پسنديد...
ملاحظه مي‌فرمائيد كه سيلويا خانم درسش را در كليسا خوب ياد گرفته بود و بلافاصله در امتحان قبول شد. و تازه اين آغاز كار است. چون او چند رابطه كوتاه مدت را هم با چند مرد تجربه كرد كه در هيچكدام توفيقي نداشت و هركدام با جنجال همراه بود. به طوري كه آلن ترنر ميليونر آمريكايي  پس از آنكه فورا از سيلويا جدا شد به دوستانش گفت:  ازدواج با سيلويا بزرگترين خطاي وحشتناك من در زندگي بود.
سيلويا كريستل پس از آنكه از اروپا به هاليوود آمد در فيلم كنكورد فرودگاه 79‌ بازي كرد و در فيلم «كلاس هاي خصوصي» هم ظاهر شد.او كم كم به الكل و مواد مخدر روي آورد ولي به خاطر پسرش «آرتور» كه بزرگ شده بود ديگر در فيلم ها لخت نمي‌شد تا او نزد همكلاسي هايش شرمنده نشود.
سيلويا پس از مدتي به خاطر استفاده از الكل و مواد مخدر به سرطان ريه و گلو مبتلا شد و بعد از يك دهه جنگ با آن سرانجام شكست خورد و فقيرانه و در سكوت در جنوب فرانسه درگذشت.
علاوه بر فيلم ها، چند تابلوي نقاشي كه از زن ها و گل ها در انزواكشيده، از او به يادگار مانده است.
او بازيگري بودكه يكي از فيلم هايش شش ماه روي پرده بود، و خودش60‌  سال بر پرده زندگي ...


روز آخر
خداحافظي با نيوزويك

1324-47

 
وقتي كه شبكه اينترنتي راه اندازي شد،  بسياري احساس خطر كردند. عدهاي گفتند سيستمهاي اطلاعاتي،  اقتصادي، بازرگاني،  شغلي و از همه مهمتر روابط خانوادگي مورد تهديد قرار مي‌گيرد،  و برخي هم معتقد بودند كه سطح آگاهي انسان هايي كه درجستجوي ناشناخته ها و اطلاعات بدست نيافتني هستند، بالا مي‌رود و دريچه تازهاي از ناشنيده ها و نا خوانده ها به روي انسان ها باز مي‌شود.
اينترنت ابتدا در دهه 1960‌ توسط سازمان هاي نظامي‌امريكا براي انجام پروژه هاي تحقيقاتي راه اندازي شد و از اواسط دهه 1990‌ تبديل به يك شبكه همگاني و جهاني گشت تا   يك دوران تاريخي نوين را همراه با جهش بسيار سريعي در فن آوري آغاز كند.
اينترنت در طول عمر كوتاه وبسيار فراگير خود براي مردم منافع و ضرر و زيان هايي داشته كه بايد آنها را در كفه ترازوي قضاوت قرار داد و درباره آن انديشه كرد.
ضرر تازه شبكه اينترنت به نشريه معتبر و با سابقه نيوزويك است كه با چهارميليون تيراژ نتوانست در برابر اينترنت مقاومت كند و  نسخه چاپي از ژانويه ديگر منتشر نخواهد شد.
بدين ترتيب آخرين نسخه چاپي آن نشريه معروف امريكايي نيوزويك را با 80‌ سال سابقه در دسامبر همين امسال خواهيم ديد و پس ازآن،  نيوزويك هفته به هفته به صورت آنلاين دراينترنت ظاهر خواهد شد.
تينا براون كه مديريت نيوزويك را به عهده دارد و شوهرش نيز از روزنامه نگاران مشهور انگليسي است و لقب شواليه راهم دريافت كرده،  در مورد آن لاين شدن نيوزويك نوشته  كه مشكلات چاپ و كاهش آگهي هاي تبليغاتي نيوزويك  را كه دو مين نشريه پرفروش بعد از تايم درجهان است به يك نشريه زيانده تبديل كرد و به همين خاطر تصميم گرفتيم تا آن را به صورت آنلاين ارائه كنيم. زيرا  تعداد بازديدكنندگان آن روي شبكه اينترنت نسبت به سال گذشته هفتاد درصد افزايش يافته و هرماه بيش از 15‌ ميليون بازديدكننده دارد.
اما به رغم تصميم خانم تينا براون واظهارنظر او بايد گفت كه نشريه را بايد در دست گرفت تا خواننده بتواند با كلمات و عكس هاي چاپ شده در آن ارتباط تنگاتنگي پيداكند كه آن را در تشعشعات الكتريكي نمي‌توان يافت. زيرا نوشته ها و عكس‌ها با فشار بر روي يك دكمه به مانند برق مي‌آيد و مي‌رود و ناگهان تمام روشني ها تبديل به تاريكي مي‌شود. حالتي كه ابدا در نشريات چاپي وجود ندارد...