همه گويند سخن، گفته سعدي دگر است

همه گويند سخن، گفته سعدي دگر است

 


شاعر گرانمايه معاصر استاد كمال زين الدين از راه مهر به من نوشته اند...>با درود بسيار فرصتي مغتنم پيش آمد كه بنده توانستم  سفري به امريكا نمايم. مطالعه كتاب شعردرماني جنابعالي ، مرا بر آن داشت كه برداشتهايي ازين كتاب بردارم وبخصوص اشعار شيخ اجل سعدي را از آن بازنويسي كنم مطالب و اشعاربيست صفحه شد كه به ضميمه نامه ارسال ميدارم كه جنابعالي آنرا مطالعه و ويراستاري نمائيد تا بعدا درجزوه اي به چاپ برسد...<
استاد كمال زين الدين شاعر فاضلي است كه تاكنون شش كتاب شعر از او در ايران به چاپ رسيده است. اوبنيان گزار شب شعر كمال است كه درآن بسياري از اساتيد ادبي كشورمان شركت داشته و دارند.اينك استاد پس از سفر به امريكا و مطالعه كتاب روانشناسي شعر و شعر درماني سفري كوتاه به درياي >رفتارگرائي< استاد سخن سعدي كرده است و نمونه هاي ديگري از ويژگي هاي رفتار درماني درشعر سعدي را ارائه داده است.
استاد مي‌نويسد:تفاوت سعدي با بسياري از شعراي ديگردر روش هاي درماني است زيرا اوبه صراحت درباره تغيير سخن مي‌گويد وآنچه را كه هنجار اخلاق زمان است براي تغيير لازم مي‌شمارد.از جمله:
چو كردي باكلوخ انداز پيكار
سرخود را به ناداني شكستي
 چو تيرانداختي بر روي دشمن
چنين دان كاندر آماجش نشستي.
لذا گاه عدم بلوغ عاطفي پيامدهاي دردناك خانوادگي اجتماعي به بار مي‌آورد مثلا:
اگر ز دست بلا بر فلك رود بدخوي
زدست خوي بد خويش در بلا باشد.
در رابطه با بدگويان مي‌فرمايد:
چندگويي كه بدانديش و حسود
عيب جويان من مسكينند
نيك باشي و بدت گويد خلق
به كه بدباشي و نيكت بينند
در تشريح اثر وراثت  بر رفتار آدمي مي‌فرمايد:
ابر اگر آب زندگي بارد
هرگز از شاخ بيد بر نخوري
با فرومايه روزگار مبر
كز ني بوريا شكر نخوري ...
درباره تاثير دوست در خلق و خوي آدمي مي‌فرمايد:
 سگ اصحاب كهف روزي چند
 پي نيكان گرفت و مردم شد.
و يا:
پسر نوح با بدان بنشست
خاندان نبوتش كم شد.
بسياري از مردم از تاثير كلام ناصواب رنج مي‌برندو احساس اندوه مي‌كنند. به اين شعر استاد توجه  فرمائيد:
به عذر توبه توانرستن از عذاب اليم
وليك مي‌ نتوان از زبان مردم رست.
>شناخت شعر اين آگاهي را به درمانگر مي‌دهد كه از جملات مفهومي كه در جهت اميد و حركت است انتخاب كند و آنرا در اختيار دردمندي بگذارد كه خود را در چنبر افكارناروا اسير كرده است< از جمله:
درخت اگر متحرك  شدي زجاي به جاي
نه رنج اره كشيدي، نه زخم  تبر
و يا :
گنج خواهي در طلب رنجي به بر
خرمن ارمي بايدت تخمي به كار.
>اگر كاهلي به گونه اي  فزاينده بر شخصيت بيمار مستولي است پيام ها مي‌توانند  صريح وروشن تر بيان  شوند، از جمله:
برو شيردرنده باش اي دغل
ميانداز خود را چو روباه شل .
 از نظر كاربردهاي شعر در بيان مردم ستيزي ميتوان اشعار بسياري را در بيان استاد سخن يافت از جمله:
توان شناخت به يكروز در شمايل مرد
كه تا كجاش رسيده است پايگاه علوم
ولي ز باطنش ايمن مباش و  غره مشو
كه خبث نفس نگردد به سالها معلوم.
بخش ديگري كه دركتاب روان شناسي شعر و شعردرماني ميتواند مورد توجه بسيار قرار گيرد درباره كودك آزاري و باورهاي مربوط به تعليم و تربيت  است: از جمله:
هركه در خردي اش ادب نكنند
در بزرگي صلاح از اوبرخاست
چوب تر را چنانكه خواهي پيچ
نشود خشك جز به آتش راست.
و يا:
استاد معلم چوبود بي آزار
خرسك بازند كودكان دربازار
 و يا:
پادشاهي پسربه مكتب داد
لوح سيمينش دركنار نهاد
بر سر لوح او نوشته به زر
جور استاد به زمهر پدر.
و يا:
هر آن طفل كوجور آموزگار
نه بيند جفا بيند از روزگار .
استاد سخن درباره آئين سخن گفتن  روشهاي بسياري را پيشنهاد داده است كه امروز روانشناسي به آن باور دارد ازجمله:
زبان در دهان اي خردمند چيست؟
كليد درگنج صاحب هنر
چو در بسته باشد چه داند كسي
كه گوهر فروش است يا پيله ور
يعني آدمي بهتر است كه تا ميتواند خاموش بماند و سخني نگويد مگر آنكه سخن او ارزش گفتن داشته باشد. بحث ديگر كتاب روانشناسي شعر و شعردرماني درباره همدلي است. همدلي اساس آموزش انسان بودن است.  شايد از بهترين نمونه هاي اين آموزش را ميتوان در اشعار شيخ اجل سعدي جستجو كرد. شعر مشهور او را جهانيان مي‌شناسند كه: بني آدم اعضاي يك پيكرند
كه درآفرينش ز يك گوهرند
چو عضوي بدرد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
 و يا شعر :
نرود مرغ سوي دانه فراز
چون دگر مرغ بيند اندر بند.
سعدي در راه آموزش روش زندگي پيام هاي فراوان دارد از جمله:
مكن ز گردش گيتي شكايت اي درويش
كه تيره بختي اگر هم براين نسق مردي
توانگرا چو دل ودست كامرانت هست
 بخور، به بخش كه دنيا و آخرت بردي
 و يا :
خداوندان كام و نيكبختي
 چرا سختي خورند از بيم  سختي
برو شادي كن اي يار دل افروز
غم فردا نشايد خوردن امروز.
اين شعر سعدي دراندوه درماني ارج فراوان دارد. در برابر شاد زيستن زماني كه به سوگواري  مي‌رسيم سعدي زندگي انسان را به گونه اي واقعي ترسيم مي‌كند:
سعديا مرد نكونام نميرد هرگز
مرده آنست  كه نامش به نكوئي نبرد.
بخش ديگر از كتاب شعردرماني درباره بخشش است و آنچه دكتر نيك هال در اين بار گفته است: سعدي دراين باره مي‌ افزايد:
متاب اي پارسا، روي از گنه كار
به بخشايندگي در وي نظر كن
اگر من نا جوانمردم به كردار
تو بر من چون جوانمردان گذر كن 
و يا:
گر گزندت رسد تحمل كن
كه به عفو ازگناه پاك شوي
اي برادر چو خاك خواهي شد
خاك شو پيش از آنكه خاك شوي.
ويا اينكه:تندخويي علاج واقعه نمي‌كند. از جمله:
با مردم سهل خوي دشوار مگوي
با آنكه در صلح زند جنگ مجوي.
و يا:
گرت از دست برآيد دهني شيرين كن
مردي آن نيست كه مشتي بزني بر دهني .
درباره روانشناسي شعر استاد كمال چند بيت از اشعار خود را آورده اند از جمله:
اين همه بي خبري حاصل عشق است وجنون
كه سرافراز بدان باشم وزان مفتخرم
همتي اي غم جانكاه كه درآتش عشق
سوزم آنسان كه نماند اثر از خشك و ترم
 گرچه مي‌سوزم از اين آتش جانسوز  كمال
 خود بدين سوز خوشم گرچه سرا پا شررم
ويا:
بسوزانم از عشق  به آهي
كه عشق است درمان دلهاي مرد‌ه.
خلاصه اينكه بهتر است آدمي به عشق روي آوردآنكه عشق را نمي‌شناسد در بي خبري عمر به پايان مي‌برد...
نكته ديگر در تاثير مستقيم شعر است در رفتار آدمي از جمله:
ميازار موري كه دانه كش است
كه جان دارد وجان شيرين خوش است.
ويا
نشنيدي كه صوفي اي ميكوفت
زير نعلين خويش ميخي چند
آستينش گرفت سرهنگي
كه بيا نعل بر ستورم  بند
استاد كمال زين الدين در مطالعه كتاب روانشناسي شعر و شعردرماني نكته هايي از اشعار سعدي را به مناسبت هايي مطرح ساخته اند كه نظر استاد سخن را درباره رفتار آدمي تشريح مي‌كند از جمله:
آهني را كه موريانه خورد
نتوان برد از او به صيقل زنگ
ويا در مورد معاشرت با مردم:
به ديدار مردم شدن عيب نيست
وليكن نه چندان كه گويند بس
اگر خويشتن را ملامت كني
ملامت نبايد شنيدت ز كس
ويژگيهاي رفتار وكردار آدمي بسيارند ولي استاد سخن درباره همه ي آنها اشاراتي در كليات خود مطرح ساخته است... از جمله:
به همت توان دجله را پيش بست
 نشايد زبان بدانديش بست
 ويا:
زر از بهر خوردن بود اي پسر
 براي نهادن چه سنگ و چه زر
و يا:
يكي را كه عادت بود راستي
خطائي رود در گذارند از او
وگر نامور شد به قول دروغ
دگر راست باور ندارند از او
 آنچه روانشناسي بعنوان تعادل در نظر دارد كم و بيش در اشعار فارسي ديده ميشود. چنين پرداختي را از زبان سعدي بسيار مي‌بينيم. از جمله:
شبابي با پدر گفت اي خردمند
مرا تعليم ده پيرانه يك پند
بگفتا نيك مردي كن نه چندان
كه گردد خيره گرگ تيز دندان
گويي آدمي در شرايط سخت اجبار به واكنش دارد بهتر است چه رفتاري پيشه كند؟
آنچه در اين چكيده خوانده ايد ژرفائي انديشه استاد كمال زين الدين را در پرداخت شاعرانه اي با توجه به روانشناسي شعر و شعردرماني نشان ميدهد.
از >استاد< ارجمند نهايت سپاسگزارم كه در فرصتي اينچنين كوتاه اينگونه گويا و رسا رفتار درماني سعدي را تشريح كرده اند.