هولوكاست نفريني به فصلي از تاريخ

javananMix1299-24

هولوكاست
نفريني به فصلي از  تاريخ
پيشكش به دكتر اردشير بابك نيا

javananMix1299-25

فرهنگ فرهي
--------------------------------------------------------------

لكه هائي هستjavananMix1299-26

بردامان ننگ آلوده ي تاريخ
كش هزاران چشمه ي تطهير
هرگز
پاك نتواند كرد
فصل هائي هست بر اوراق اين بي ترحم
خون آلوده ي درداندود
قصه هايي زآنچه از نامردي و نا مردمي‌
انسان به انسان كرد
قتل عام كودكاني كه ديد و نا جوانمردانه ديد
كتمان كرد
••
هاي
اي دروغ راستين
اي قحبه ي تاريخ
بر تو نفرين باد!
تا ابد از خون پاك بي گناه هم تبارانم
كه بر خاك تباهي ريخت
سطرسطر صفحه هاي روسياهت
شرم آگين باد
تا قيامت
دامن دد پرورت همواره خونين
چهره ات از داغ  هم خونان ناكامم
تا دروغ حشرjavananMix1299-27
شمع آجين باد!
جهانگير صداقت فر: تيبوران– آپر
•••
هرچند زمان مي‌گذرد و من با تامل كتابها را ميخوانم به اهميت كار بزرگ دكتر اردشير بابك نيا بيشتر وقوف مي‌يابم و هرچه بيشتر به طرز برخورد و نحوه ي تلقي اين مرد برجسته  و به منزلت و شخصيت بارز او بيشتر آگاهي مي‌يابم اعتراف مي‌كنم كه من درنخستين برخورد با چهار جلد هولوكاست احترام زايدالوصفي نسبت به او احساس كردم زيرا دراين بازار مكاره كه كنسرت گذار يا صاحبان مشاغلي حتي كوچك آگهي هاي خود را به زبان انگليسي منتشر ميكنند حال آنكه هم خواننده،  هم نوازنده وهم كنسرت گذار وهر شنونده ي اركستر و خواننده با مراجعه كننده و عرضه كننده ي كالا و دريافت كننده ي آن ايراني اند و به زبان فارسي تكلم ميكنند. مرد بزرگي، چهار جلد كتاب جامع هولوكاست را در2400‌ صفحه به زبان فارسي به رشته ي تحرير كشيده كه هم بي ترديد خواننده هاي بي شماري خواهد يافت و هم به احيا و توسعه ي زبان فارسي مدد خواهد رساند.
ترديد نيست كتاب به زبان انگليسي و به دليل اهميت و منزلت آن به زبانهاي ديگر نيز ترجمه خواهد شد.
طرفه اين كه دكتر اردشير بابك نيا،  در جلسه اي كه براي معرفي كتابها در موزه ي تولورانس (مدارا) به نمايندگان وسايل ارتباط جمعي و معدودي از ديگر مشاهير ونامداران جامعه ي ايراني و امريكايي تشكيل شده بود نيز سخنراني خود را به زبان فارسي ايراد كرد كه اين نيز در يك مجمع مهم بر شوكت و احتشام زبان فارسي مي‌افزايد.
دكتر بابك نيا در اين سخنراني نيز با بي پروايي وواقع بينانه  سخن گفته و با اين جمله ي تعرض آميز و افشاگرانه سخن خود را آغاز كرد:
...>پانزده سال پيش كه تصميم به پژوهش و نگارش اين كتاب گرفتم انگيزه ام يافتن پاسخ اين پرسش بود كه هنگام وقوع جنايات تازي رهبران جهاني كجا بودند؟
سئوالي كه هنگام گفت و گو با ديگران نقطه ي مشتركي بودكه هر بار عنوان مي‌شد بي پاسخ مي‌ماند.
كار كه پنهاني و با مماشات انجام نمي‌يافت كشتار يهوديان عظيم بود كوره هاي آدمسوزي شبانه روز در حركت بود و به گفته ي نويسنده ي كتاب >هيتلر بارها عزم راسخ خود را براي نابودي يهوديان در سخنراني ها و نوشته هاي خود آشكارا مطرح كرده بود ليكن عده ي زيادي تهديدهاي او را به تمسخر گرفته و جدي تلقي نكردند.<
تازه نمي‌توان از ياد برد كه سازمان هاي اطلاعاتي دولت هاي اروپا و امريكا كه كوچك ترين رويدادها را كه به منافع كشورشان در ارتباط بود گزارش ميكردند نمي‌توانستند از گزارش هاي اعجاب انگيزي در آزار و ايذاء‌ و دستگيري و شكنجه و كشتارهاي جمعي يهوديان آن هم به فجيع ترين شكل پرهيز كنند.اما سكوت دولت ها بدان معنا  بود كه اتفاقي رخ نداده آنها در واقع به قول دكتر بابك نيا ديواري بين جامعه يهودي و ديگر جوامع بشري كشيدند. به نظر آلمان هيتلري و دولت هاي بيطرف مردم قوم يهود حق زندگي نداشته اند درحالي كه  هيچ شخص و هـيـچ حـكومتي نبايد اختيار گرفتن چنين تصميمي  را داشته باشد.<
به راستي  مگر مي‌توان در مقابل رويداد هولناك سوزاندن ميليونها انسان سكوت كرد و بيطرف ماند؟ نگاه كنيد به همين كشورهاي افريقايي و خاورميانه، مي‌بينيد وقتي اسد دست به كشتار مردم سوريه ميزند آن هم در آن حد و صدها هزارنفر درخود سوريه در اعتراض به حكومت خودكامه و سركوبگر و ميليونها تن در كشورهاي ديگر به اعتراض گسترده بر مي‌خيزند... دولت ها سفيران و اتباع خود را احضار مي‌كنند سازمانها و نهادهاي حقوق بشري به مقابله ميروند، در سـودان هم هـمـينطور دراوگاندا، در مالي،  در...در... نيز همينطور. (امروز هم آيا در مقابل بعض خودكامي‌ها و بعض ديكتاتوري ها دولت ها منافع خود را در سكوت نمي‌بينند؟
يا در كشورهاي ديگر كه ابتدايي ترين حقوق بشر نقض ميگردد، با اينهمه كشتارها و اعدام ها، حبس و آزار و ايذا و شكنجه  هم اعتراض  مي‌كنند يا ساكت اند؟ خودتان پاسخ را ميدانيد اما در روزهاي خودكامگي هيتلر: >رهبران قدرتمند جهان نيز عاطفه و همدردي با انسان هاي ستمديده و دردمند داشته اند؟ آيا آنها با كشتارگران همدستي نكرده و با بي تفاوتي و بي اعتنا به خاطر ستمگري ها و جنايا ت نبودند؟ آيا فقط افراد معدودي دلواپس اين بي عدالتي ها بودند و شجاعت توجه به اين مهم را داشتند؟ اينان با به خطر انداختن جان خود  و خانواده شان به ياري قربانيان برخاستند. از آنهاست كه بايد كرامت انساني را بياموزيم.)
 دكتر بابك نيا در سخنراني خود يادآور ميشود:
>هولوكاست زنگ خطريست كه به ما گوشزد مي‌كند كه انسان ها  براي اعمال ستم و جنايت غيرقابل تصور در حق همنوعان خود چه قابليت هـا و تـوانـايـي هـاي نا معقولي دارند اين وحشيگريهاي باور نكردني را  در هر زمان و در هر نقطه از جهان  مي‌تواند اتفاق بيفتد  چنان كه يك نسل پيش از هولوكاست بر ارامنه  تركيه و يك نسل پس از آن بر مسلمانان بوسني و يا بودائيان كامبوج رفت و ملاحظه مي‌كنيد كه امروز نيز همانطور كه يادآور شديم گروهي انسان بي گناه در دارفور و ديگر نقاط جهان قربانيان اينگونه  جنايات هستند.
دكتر بابك نيا در چهار جلد كتاب خود و همچنين در سخنراني مستند وواقع بينانه اش در موزه ي مدارا يادآور اين مهم شده است كشورهاي جهاني امروز مانند يك سلسله زنجير به يكديگر ارتباط دارند بنابراين در مقابل تجاوز و تعرض وخشونت و كشتار و اعدام در يك نقطه و در يك كشور بايد همه ي ملت ها و دولـت ها متفق و متحد به مقابله  با اين خودسريها وكشتارها بروند و نتيجه مي‌گيرد كه:
>گرچه يهوديان اروپا قربانيان هولوكاست بودند ليكن اين پديده ي مخوف يك فاجعه و يا يك >مسئله< ي يهودي نيست و تنها به يهوديان تعلق ندارد منحصر دانستن هولوكاست  به يهوديان به مثابه بنا كردن ديواري بين يهودي و غير يهودي است كه همان خواست نازي ها بود.<
امروز هم مي‌بينيم در بعضي كشورها >خودينا خودي< وجود دارد،  بهائي ومسلمان،  يهودي وفلسطيني، حتي هنوز سياه و سفيد وجود دارد.
بابك نيا چه بي پروا و چه واقع بينانه مي‌گويد:
>و هولوكاست ناگهان به وجود نيامد هولوكاست بـا كـشـتـار انـسـانـها آغاز نمي‌شود ابتدا با سوءاستفاده از قدرت،  بيرحمي هاي مهار نشده،  پايمال كردن حقوق فردي و اجتماعي،  تحقير و بي حرمتي،  وحشت پراكني و ظلم، بيرون راندن مردم از خانه هايشان،  غصب اموال و املاك آنها، اسير كردن شان در گتوما و اردوگـاهـها زنده است از جمله چه كسي  حكومت خودكامه را در شوروي فراموش كرده؟ به گفته‌ها و اردوگاهها و زندانهاي استاليني  رعب انگيز را در سيبري فراموش نموده صدها نفر ايراني كه به حزب توده و سپس به شوروي پناه بردند در گتوها و اردوگاههاي كار اجباري در سيبري مردند و فقط معدودي از آنها توانستند جان وامانده ي خود را نجات دهند (نگاهي كنيد به كتاب مستند >دائي جان استالينكشور برادر بزرگارتكاب گناه سكوت در برابر بي عدالتي و رويدادهاي سهمناكي با چنين گستردگي،  بي حرمتي به شرافت و اخلاق انساني است.<
چهار جلد كتاب هولوكاست با  اين حجم و به اين گستردگي فقط از هولوكاست  نميگويد و تاريخ نيست كه يك تحليل سياسي جامع از اوضاع جهاني در سالهاي بعد از جنگ دوم جهاني نيز هست.
ادامه دارد