شب یلدا و شب مولانا درخانه ی فرهنگ وهنر

 

1335-42

شب یلدا که با شکوه درخانه ی فرهنگ وهنر برگزار شد
و شب مولانا که شب نوزدهم ژانویه برگزار میشود

در پی برگزاری شب اول دیماه شب یلدا که در خانه ی فرهنگ وهنر ایران (مرتضی برجسته) جشن بزرگ  با شکوهی برگزار شد اینک در شب نوزدهم ژانویه به مناسبت هشتصدو دهمین سالمرگ جلال الدین محمد بلخی (و نه رومی) مولانا جشن دیگری در این خانه فرهنگی برگزار می گردد.
جشن یلدا واجد اهمیت و منزلت خاصی است که ریشه در هفتهزار سال تاریخ دارد یعنی به هنگامی که ایرانیها به گاه شماری وقوف یافتند و فهمیدند که شب نخست زمستان بلندترین شب سال است و این بدان معنا نیز هست که وقتی در دیگر کشورها تقویم وگاه 1335-43شماری هنوز معمول نبود ایرانی ها به گاه شماری  دست یازیدند گاه شماری خورشیدی را عمر خیام احیا کرد و بر آن پایه واساس بود که جشنها از جمله جشن یلدا رواج یافت  بعداز حمله ی اعراب به ایران وتصرف کشور ما جشنی درایران برگزار نمی شد آنچه بود سوگواری بود که در تاریکی هم برگزار میشد اما ایرانی ها در همان ایام هم در شب تاریک بلند به انتظار خورشید هیزم و چراغ نفتی روشن میکردند و تا سحر بیدار می ماندند که خورشید طلوع کند در شب یلدا سفره ای می گستردند مانند هفت سین که انواع میوه ها و از جمله اساسی ترین آنها هندوانه و انار و تنقلات می چیدند... فال با دیوان حافظ نیز در تمامی 1335-44خانه ها رواج داشت. در خانواده های سنتی تر پدر خانواده شاهنامه می خواند. یادم می آید که مرد بزرگ پاکجان و فرهیخته که آوازه ی جهانی داشت پروفسور محسن هشترودی به خواندن  شاهنامه در شب یلدا مشتاق بود و هر سال شب یلدا تمامی اعضا خانواده دور و نزدیک  دور سفره ی  یلدا می نشستند و استاد با آن صدای بم و جذاب به شاهنامه خوانی می پرداخت شاید از اینرو بود که دختر برومند او وقتی برای تهیه گزارش در اوایل انقلاب  از راه پاکستان به ایران رفت درگزارشش میخوانیم  که چطور اهالی  سیستان و بلوچستان با شور و شوق نه فقط در شب های یلدا که پیوسته  شاهنامه می خوانندند و فرزندان خود را مجذوب می کردند.
استاد زنده یاد دکتر محمود روح الامین جامعه شناس برجسته که از اهالی کرمان بود روایت کرده است که مردم در شب یلدا انتظار می کشند تا به پیشواز قارون افسانه ای بروند قارون در هیئت هیزم شکن برای خانواده های فقیر تکه های هیزم می آورد و هیزم ها به زر تبدیل می شد و ثروت و مکنت برای آن خانواده  به ارمغان  می آورد شب نخست یلدا را که اول دیماه تا دهم بهمن ماه را در بر می گیرد  چله ی بزرگ و از دهم  بهمن به بعد  را چله ی کوچک می نامیدند. اما آنچه یاد آوری آن اهمیت دارد این مهم است که آنروز  یعنی درواقع شب یلدا شب تولد میترا نیز هست و در حقیقت آن شب 1335-45را مردم ایران جشن می گرفتند و یک جشن  آریایی نیز هست و هر روز بر شمار هواداران  میترائیسم  افزوده می شد در همه جا خاصه در اروپا و به ویژه درایتالیا  نفوذ و تسلط حیرت آوری یافت در واقع اول زمستان را شب زایش  مهر یا زایش خورشید می نامیدند... آئین میترائیسم تا آنجا در اروپا خاصه در ایتالیا گسترش یافت که مهرکده ها و مهراب هایی برپا ساختند که هنوز هم به عنوان میراث فرهنگی در رم حفاظت میشود. و چون تولد مسیح بر مسیحیان نامشخص بود آنها از گرایش روزافزون مردم سود جستند و مقارن برگزاری شب زادروز خورشید و یلدا را شب تولد مسیح نامیدند آنهم به فرمان کنستانتین امپراتور رم.
جشن خانه فرهنگ و هنر ایران به راستی جشن با شکوهی بود. نه فقط سالن دیگر گنجایش نداشت که صندلی های بی شمار آوردند و این سو و آن سو چیدند و گروهی هم ایستاده و به دیوارها تکیه داده بودند و گروهی نیز در سالن انتظار ماندند... هوشمند عقیلی خواننده ی 1335-46دوست داشتنی مردم میخواند که حاضران را به هیجان آورده بود، دیگر برنامه ها  نیز شنیدنی و منظم بود. علیرضا میبدی سخنور نامدار نیز سخن گفت که خود او هواداران بیشمار دارد. اینک شب نوزدهم ژانویه جشن مولانا با سماع و بوسیله سهراب اندیشه و نوشین دخت برگزار میشود و موسیقی (آواز هنرمند شایسته) آقای کلاهدوز خواهد بود و همچنین سخنرانی استاد فرهنگ فرهی.