عکس های پیترکاراپتیان، حس ایرانیت ... با چند قطره اشک حسرت

1363-8

1363-3

دکتر «ف» جراح پلاستیک، یکی از اولین دیدارکنندگانی است که برای تماشای  مجموعه آثار عکاسی پیتر کاراپتیان  به گالری ترایپاد  شهر ونیس در حومه لس آنجلس آمده است. او که به تازگی کلینک مجهزی را در جنوب کالیفرنیا باز کرده سری کامل عکس های این عکاس برنده جایزه ساکن لس آنجلس را برای  نمایش به شکل اسلاید شو در یک تلویزیون مدار بسته در سالن انتظار کلینک تازه خود خریداری کرده است.
 این پزشک جوان زاده آمریکا می گوید:«هیچوقت فکر نمی کردم تا به این حد تحت تاثیر تماشای عکس هایی از نقاط مختلف ایران، اماکن و مناظری که بعضی از آن ها را هرگز ندیده بودم قرار بگیرم. ایرانی که درکتاب ها درباره اش خوانده بودم. آن سرزمین اسطوره ای با کوه ها و دشت های بی شمار و مردمی زیبا و پاک سرشت که انگار درطول هزاره ها همچنان دست نخورده باقی مانده است.»
این نخستین بار است که یک گالری آمریکایی در شهر ونیس درحومه لس آنجلس میزبان نمایشگاهی از عکس های هرگز دیده نشده ازمناظر طبیعی و اماکن تاریخی ایران پیش از انقلاب است.  عکس هایی که پیتر کاراپتیان عکاس ارمنی تبار ایرانی از اماکنی درحال زوال و مناظری که برخی از آن ها برای همیشه از صفحه تاریخ محو شده اند، در طول یک دوره  2 ساله سفر به ایران، بین سال های 1976 تا 1979 و تا آغازوقوع انقلاب اسلامی گرفته است:«برخی از این عکس ها را در حالی که درصندلی مخصوصی که برای این کار ساخته شده بود و به بیرون بدنه هلی کوپتر وصل می شد نشسته بودم گرفته ام. تجربه حیرت انگیزی بود. این که در عرض چند لحظه کوتاه با سرعتی که هلی کوپتر حرکت می کرد بتوانم تصمیم بگیرم، زاویه خاصی را انتخاب کنم و تا دیر نشده از آن منظره ای که پیش رو دارم عکس بگیرم. البته این کار امروز به آسانی انجام می گیرد اما در آن زمان بی سابقه بود.»
با این همه، عکس های پیترکاراپتیان از اماکن و مناظر ایران آن زمان بخشی از تاریخ و طبیعت در حال زوال ایران را برای همیشه حفظ کرده است.  مناظر و اماکنی که برخی از آن ها برای همیشه از بین رفته است.

1363-4

پیترکاراپتیان که از 14 سالگی برای تحصیل به انگستان فرستاده شده بود در24 سالگی  صاحب استودیوی عکاسی موفقی در وست اند لندن بود و پرتره هایش ازمدل های معروف و شخصیت های برجسته اجتماعی - سیاسی، روی جلد نشریات معروفی چون «ووگ»، «اشترن» و «پاری ماچ» چاپ می شد. او در اواسط دهه 70 میلادی  از طریق شبکه بی بی سی دعوت شد  تا به همراه روزنامه نگاربرجسته بریتانیایی، «دیوید فراست» برای تهیه فیلم مستند چند قسمتی به نام  «بزرگراه تمدن »  به ایران سفر کند :«در آن زمان درباره ایران، وطنی که  به خوبی نمی شناختم کنجکاو بودم . شاید هم به دنبال کودکی گمشده ام می گشتم . کودکی  که در «باغ دوقلو»، مزرعه پدری ام در نیاوران و روزهای جمعه  و گردش در باغ های ذرت ارامنه  ونک و درمیان ذرات طلائی غباری که از ساییدن دانه های ذرت درفضا پخش می شد گذشته بود. ناگهان تصمیم گرفتم همه چیز را رها کنم وبه عنوان عکاس این فیلم مستند با دیوید فراست و گروه فیلمبرداری بی بی سی به ایران بروم. آن ها به من گفتند ما نمی توانیم پول زیادی به تو بدهیم اما درساعات بیکاری و در وقت آزادی که داری می توانی برای خودت هم عکس بگیری. »
 پیتر می گوید در طول مدت اقامت و کار در ایران بیش از 3000 عکس از اماکن تاریخی و مناظرطبیعی ایران گرفته است که همه به صورت نگاتیو در آرشیو خصوصی او وجود دارد و امروز 63 عکس از میان این  نگاتیو ها انتخاب شده که به صورت دیجیتالی و به تعداد محدود در گالری - استودیوی ترایپاد شهر ونیس به نمایش و فروش گذاشته شده است.
سوزی دیمرمدیرو کیوریتورگالری می گوید:«جستجو به دنبال ایران گمشده قلب این نمایشگاه است. ایرانی هایی که به این گالری می آیند اغلب با تماشای این عکس ها شگفت زده و گاه چنان احساساتی می شوند که بی اختیار اشک در چشمانشان حلقه می زند. آن ها این عکس ها را به این جهت دوست دارند و می خرند که  شاید می خواهند بخشی از ایران را برای همیشه  در خانه هایشان حفظ کنند و به یادگار داشته باشند.»
خانم دیمر می گوید: «تماشای تصاویری از ایلیاتی های قشقایی که امروزه ده نشین شده اند و منظره درخت پسته ای دروسط برهوتی در کرمان، تصویرپیرزن زرتشتی با چادرگلدار و کوهپایه های دماوند با شبنم لطیفی که روی سبزه های آن نشسته ..یا عکس هایی از فراز دهکده هایی که از قرن ها پیش به همان شکل باقی مانده اند، کوه های نمک و مقبره شکوهمند کوروش بزرگ، هرکدام به تنهایی حکایتی است از روح ایران، این سرزمین باستانی. عکس هایی که حتی برای غیرایرانی هایی که به گالری می آیند هم شگفت آور است و تازه گی دارد.»

1363-5

 کودکی در باغ های نیاوران
خانواده پیتر کاراپتیان ازیک سو به مهاجران ارمنی تبار روس و از سوی دیگر به هنرمندان صنعت گر ایروانی که در اوائل قرن هفدهم به همراه شاه عباس از نخجوان به منطقه جلفای نو آمدند می رسد.
پدربزرگ مادری او «آبدیس خان» پیش از مهاجرت به ایران در مسکو در رشته معماری تحصیل کرده بود ونخستین ساختمان مدرن تهران که در آن ازتیرهای فلزی استفاده شده بود را او بنا کرد.  این یک خانه مسکونی درخیابان حافظ در قوام السطنه بود که چندی بعد پیتر و دو برادر بزرگ تر وکوچکتراو در آن به دنیا آمدند.
آبدیس خان بعدها ساختمان معروف« پاروس» در خیابان لاله زارکه یکی از نخستین ساختمان های تجاری  ومرکزفروش ابزارنقاشی، طراحی و معماری بود را هم به همان شیوه و با استفاده ازتیرهای فلزی طراحی و برساختمان آن نظارت کرد.  
پیتر می گوید: «مادرم در اصفهان بزرگ شد و آبدیس خان هم  سال ها داروغه دهات چهارمحال بود. منطقه ای کشاورزی که از دوران شاه عباس برای سکونت در اختیار ارامنه مهاجر قرار داده شده بود. بسیاری از این مهاجران، کاشی کارها و صنعت گرانی بودند که درساختن بناهای تاریخی آن دوران سهم عظیمی داشته اند.»
بعدها دائی پیتر، گورگن قاراپطیان هم که تراشکار ماهری بود برای کار بر روی مقبره رضا شاه پهلوی استخدام شد.
پیتر 8 ساله بود که به همراه خانواده ازخیابان حافظ نقل مکان کردند و در «باغ دوقلو»، یک مزرعه وسیع درته جاده خاکی که به نیاوران می رسید مستقر شدند.
دراین باغ بزرگ بود که پیتربا طبیعت آشنا شد:«یادمه خانه ما نه چندان دورتر از خانه های قدیمی قاجاری بود. من بعدها ضمن کار با گروه دیوید فراست، یک استودیوی عکاسی هم برای پروداکشن درباغ قدیمی مان ساختم و با هنرمندان آن دوران ایران دوستی و رفت و آمد پیدا کردم.»
پیتردوران  ابتدایی و بخشی از تحصیلات متوسطه را در مدرسه آمریکایی های تهران گذراند:«هر روز به همراه پدرم که درخیابان سعدی دفترکاری داشت به اتفاق یک راننده به مدرسه می رفتم و ساعت یک بعدازظهر هم با او به خانه برمی گشتیم.» 
 پیتر 14 ساله بود که برای ادامه تحصیل به انگلستان رفت:«پدرم می خواست من هم مثل برادر بزرگترم معماری بخوانم. اصلا او می خواست من هرچیزی باشم جز عکاس.»
با این همه پیتر توانست ضمن تدریس در رشته معماری درمدرسه پلی تکنیک ریجنت استریت لندن به یادگیری فنون عکاسی بپردازد و  سه سال هم به مدرسه هنرهای سن مارتین رفت:«اولین شغل جدی من به عنوان دستیار با «کرنیئی زولتان» عکاس معروف مجارستانی ساکن انگلیس بود. شش ماه با او کارکردم اما نمی خواستم تحت تاثیر عکاس دیگری باشم. می خواستم برای خودم کار کنم و عکس های خودم را بگیرم.»
 آقای کاراپتیان ضمن تدریس در مدرسه هنرهای زیبای میدل اسکس لندن  با انتشار یک آلبوم عکس 6 صفحه ای از مدل های مطرح آن زمان در مجله ووگ و به مدت سه سال به عکاسی انحصاری برای عکس های روی جلد این نشریه معتبر پرداخت. در اواخردهه 60 و 70 میلادی، پیترکاراپتیان مورد توجه دیگر نشریات اروپایی قرار گرفت و هم زمان با شبکه خبری آسوشیتدپرس، «یو پی آی» و بی بی سی به همکاری پرداخت.
 در زمینه عکاسی مستند از نوع مجموعه ای که در حال حاضر به عنوان «ایران: روح یک سرزمین باستانی» در گالری استودیوی ترایپاد ونیس در معرض نمایش است– پیتر کاراپتیان به مراتب بالایی دست پیدا کرده است.  از جمله برگزاری نمایشگاه هایی در«انستیتوی زنوبیا» در شهر ونیس ، همکاری با وزارت فرهنگ و هنر هند و تهیه مجموعه عکس های مستندی از ارمنستان که چندی پیش در گالری - استودیوی ترایپاد به نمایش درآمد. بیش از 200 عکس مستند از سفرهای شهبانوفرح پهلوی در اواخر سلطنت شاه در ایران که در کتاب «سفرنامه شهبانو» (تالیف منصوره پیرنیا - 1371 خورشيدی، انتشارات مهر ايران  - آمريکا) بچاپ رسیده است از آثار پیتر کاراپتیان به شمار می رود.

 مهاجرت به آمریکا
با شروع انقلاب در ایران، پیتر کاراپتیان به دعوت دولت هند به این کشور سفر کرد و به مدت دو سال تا اوائل دهه 90 میلادی در این کشور به عکاسی از مناظرطبیعی و اماکن تاریخی اشتغال داشت. او درسفری که برای گشایش مجموعه آثارش از هند در موزه «لاکما» در لس آنجلس برگزار می شد به آمریکا آمد و از آن زمان در این شهر ماندگار شد و درحال حاضر به کارعکاسی و طراحی اشتغال دارد.

1363-6

1363-9