1535- استاد زیبا نگار علی بزرگمهر، هنرمندی با کوله بار عشق و سفر به سرزمین های دور و نزدیک

1535-2

1535-3

1535-4

1535-5

در بغل دارد چو جان دیوارها آثار او
می برد آئینه حسرت بر در و دیوار او
بسکه گوهر روی گوهر نقش برکاغذ زده
برگ زر را نیست جایی در همه بازار او
زرنگارش این همه زر در الماس ریخته
یا زمرد کرده در هر خشت او معمار او
آهوانش را نه تشویشی که پیش چشمه اش
آب می نوشند مرغ و مرغ ماهیخوار او
از زلالی چون بلور از روشنی مانند نور
آفتاب عشق تابیده است در رفتار او
در متانت چون سیاوش در بزرگی همچو مهر
آفرین، صد آفرین بر کلک افسونکار او
این ابیات دل انگیز وزیبا از قصیده ی بلندی است که شاعر خوش قریحه شهر ما نوشا ذکائی در توصیف کار هنری کم همانند استاد زیبانگار سروده است و چه زیبا و واقع بینانه کارهای زیبای وی را به قلم شیوا نگاشته است. بزرگمهر تنها هنرمند ایرانی است که در شیوه نگارگری ایرانی، خوش نویسی و نازک نگاری یعنی همان مینیاتور را به هم آمیخته و سبک منحصر به فرد خود زیبانگاری را ابداع کرده. زیباترین سروده های بزرگان ایران زمین را در اندام آهوان خوش چهره، پرندگان آزادمنش به زیباترین طرحی می آراید و آنها را از درون دلش به تخت جمال می نشاند.
خود می گوید که کار من عشق پراکنی است، عشق به هنر و فرهنگ ایران را در آثارم در سراسر جهان می پراکنم- وی به همراه آثارش و نمایش آنها سفرهای فراوانی به گوشه و کنار جهان داشته و همواره با زیبانگاره هایش ضیافت چشم نوازی برای ایرانیان و غیر ایرانیان عاشق هنر و فرهنگ ایران بپا داشته است.
پروفسور دکتر ویلهلم آیلرزیک ایران شناس برجسته آلمانی درباره وی می نویسد که هنگام دیدار این هنرمند در نمایشگاهی در شهر ورتسبورک آلمان، احساس کردم به کشور مهرآمیز ایران سفرکرده ام و دست در دست وی از پله های کاخ آپادانا بالا رفته و خود را در اوج مهر و هنر در وادی عشق رها دیدم ولی یکباره به یاد فرش بهارستان افتادم که در یورش تازیان تکه تکه شده بود. در اینجا بود که یاد این همه هنرمند و انسانهای والای ایرانی افتادم که در سراسر جهان پراکنده اند و آرزو کردم کاش روزی آنها به سرزمین مادریشان ایران جاودان برگردند. هم اکنون آثار برجسته این هنرمند ایرانی در بیش از 20 کشور جهان پراکنده است و بسیاری از خواهندگان و مشتاقان هنر ایرانی از دیدار آنها لذت می برند.

1535-6

در آخرین سفری که این هنرمند ایرانی، علی بزرگمهر استاد زیبانگار و همسرش فریده بزرگمهر بقول خودشان به پشت دیوارهای ایران و به کناره های شاخاب همیشگی پارس کرده اند از زبان خود وی می شنویم که:
در روزهای اواخر سپتامبر بود که غم دوری از وطن بر ما غلبه کرد واین بار تصمیم گرفتیم پس از سالها دوری به نزدیکترین سرزمین ها و همسایگان ایران سفری به این دیار داشته باشیم. دبی- قطر و تاجیکستان- در هواپیمایی شرکت امارات که به این سفر می رفتیم، میهماندار زیبایی ضمن خوش آمد گوئی به ما پیشکش لیوانی شراب ناب یا بقول خودمان می سرخ به ما کرده و شگفت زده شدیم که در هواپیمایی امارات از ما با شراب و خاویار پذیرایی میشود- میهماندار خوش چهره ضمن پذیرایی گرم از ما هنگامی که مرا در ضمن مطالعه مجله محبوب جوانان که در مورد من و آثارم نوشته بود کنجکاو شد و در این مورد پرسید من به وی در مورد آثار هنریم و هم مجله جوانان گفتم و وی مشتاق شد حالا که با یک هنرمند صاحب نام ایرانی آشنا شده مرا با کاپیتان هواپیما که اهل دانمارک بود آشنا کند و همین شد که در کابین خلبان، من و بروشور آثارم حضور یافته و خلبان که آثار مرا دید از من خواست در سفری که به لوس آنجلس می آید با من دیدار کند و برای همسر هنردوستش از آثار هنری ایرانی من تهیه کند و این آغاز خوشی بود برای این سفر، در فرودگاه زیبا و توصیف ناپذیر دبی، میزبان مهربان ما نسیم یزدانی، بانوی هنردوست و فرهنگ پرور که عاشقانه ایران را دوست دارد و صاحب کمپانی بانو پروداکشن اند ایونت هست به استقبال ما آمده بود و در تمامی روزهائی که ما در آنجا بودیم با مهربانی بسیار از ما پذیرایی کرد و از همه مهمتر گوشه های دیگری از این شهر و مملکت توریستی را به ما نشان داد- رهبران خوش فکر این سرزمین که تا 40 یا 50 سال پیش صحرای سوزان وبی آب و علفی بود با اندیشه و فکر توانمند چنان محیطی فراهم کرده اند که از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در آن یافت می شود و از همه مهمتر- آزادی در لباس پوشیدن و طرز تفکر است و انسان در مراکز خرید که به زیباترین نحوی ساخته شده زنهائی را می بیند که در چادر و چاقچور و در سیاهی مطلق خود را پوشانده اند و فقط گوئی سراسر اندامشان جز دو چشم چیز دیگری نیست و درکنارشان زنانی با لباسهای کوتاه و گاه بقولی با شلوارک داغ و این منطقه که منطقه زیبای توریستی شده از امنیت بی نظیری برخوردار است و هیچکس را به کسی کاری نیست. در این سفر که به ما بسیار خوش گذشت گاهی غمگنانه یاد وطن خودمان ایران می افتادیم که چه اندوهبار است وضع زنان ایران که باید خود را از نگاه دیگران پنهان بدارند و به بهانه های بی خردانه در غل و زنجیر تعصبات کورکورانه خود باشند، این سرزمین هم دبی و هم قطر اینک به بزرگترین مراکز تجارتی – هنری و تکنولوژی جهان مبدل شده اند و همه ساله میلیونها توریست به آنجا سفر می کنند و این همه از فکر و اندیشه نوگرایانه سردمداران این حوالی است – در یکی از این روزها به همراه میزبانمان نسیم و هم مرتضی برجسته آوازه خوان صاحب نام و دوست عزیزمان که در یکی از بهترین کاباره های دبی (کاباره تهرون) هنرنمایی کرد به بالاترین نقطه این جزیره که هفت شهر ایالات متحده عربی را تشکیل داده به بلندترین نقطه کوه رفتیم تا از نزدیک و از بالای تنگه هرمز به ساحل ایران نظر بیفکنیم و درودی بفرستیم به ایران سرزمین اهورائیمان.

1535-7

1535-8

1535-9

دبی و امارات خود را برای بزرگترین رویداد تجارتی، هنری و صنعتی برای سال 2020 آماده می کنند این همان رویدادی است که در سال 1895 در پاریس برگزار شد و برج ایفل یادگار آن زمان است. قطر نیز که سرزمین ثروتمند و نفت خیز دیگری است خود را برای بازیهای کاپ جهانی در سال 2022 آماده می کند. در سفرمان به قطر از پذیرایی گرم و مهربانانه دنیا دوست دیگرمان برخوردار شدیم- در دبی در نمایشگاهی از آثارم با ایرانیان بسیاری آشنا شدم که با گرمی تمام از آثار هنری من استقبال پرشوری کردند و در همین سفر بود که میزبان مهربانمان که دوست همه هنرمندان خوب ایرانی است در سفری که پوری بنائی کرده بود در سرای خویش زادروزوی را جشن گرفت و وی را با خاطرات خوش که از ایرانیان دید به دیارش فرستاد.
شوربختانه بخاطر جاذبه های زیبای توریستی و هم گالریهای فراوان و با شکوه هنری که در این منطقه بود و هر روز ما را به نحوی مشغول می کرد از سفر به تاجیکستان و دیدار دوست و شاعر میهن پرستمان مسعود سپند که هم اکنون به دعوت دولت تاجیکستان در دانشگاه دوشنبه تدریس حافظ شناسی می کند محروم شدیم. از این سفر که با کوله باری از خاطرات خوش برگشتیم، مهمترین آنها طعم زیبای آزادی بود که در آنجا حس کردیم. گاه و بیگاه که چهره ایرانیان فراوانی را که در مراکز خرید می دیدیم در پس لبخندشان اندوهی جانگاه نهفته بود وانسان را به یاد ایران دل آویز و هم میهنانمان می انداخت و یاد این شعر بجا که نشان دهنده وضع ایرانیان پراکنده در سراسر جهانست:
بودیم به گردهم رفیقانی چند
چون عقد جواهر همه با هم پیوند
ناگاه قضا رشته آن عقد گسیخت
هر دانه ما را به دیاری افکند...
در آخرین روز و شب اقامتمان در دبی با ما دوستی نازنین به شهر جدید گالریهای هنری سر زدیم و در طبقه 152 بلندترین ساختمان جهان که خود این دوست در آنجا زندگی می کرد از پذیرایی دلچسب وی و همسر مهربانش برخوردار شدیم. در پایان از مجله محبوب جوانان و دوست نازنینمان مهدی ذکایی و همسر مهربانشان مهنازجان و کارکنان این نشریه وزین که همواره به هنر و هنرمندان ایرانی و درددل های آنها با گرمی و مهر گوش فرا می دهند، سپاسگزارم.
با آرزوی آزادی و آبادی ایران...

1535-10

1535-11

1535-12