خوانندگان عزیز مجله جوانان به یاری مهتاب آمده اند

1565-45

قصه مهتاب از ونکوور در مجله شماره 1560 چاپ شده بود

مهتاب عزیز! مهران را دیگر باور نکن!
اگر مهران راست می گوید، همه رویدادها
و آدم ها و اشکال ها را باید به تو ثابت کند

از روزی که قصه مهتاب در مجله چاپ شد و از خوانندگان مجله جوانان یاری خواستیم بیش از 140 نامه و دیدگاه به صورت فکس و ایمیل و حتی پست به دستمان رسید، که خبر میداد چقدر خوانندگان مهربان و آگاه مجله جوانان نسبت به سرنوشت انسانهای دیگر توجه و علاقه دارند و قلب شان می تپد.

******

قصه مهتاب ازونکوور، کانادا

مهتاب نوشته بود:
مهران در اولین روز آشنایی گفت به من تکیه کن تا در هیچ مرحله زندگیت تنها و بیکس نباشی و همین مرا شیفته او کرد وقتی من با پدر و مادر و دو برادرم به کانادا آمدیم، مهران هم سرانجام خود را به ما رساند. پدرم در ونکوور خانه ای خرید و بعد اقدام به خرید 4 رستوران بزرگ کرد و هرکدام ما را سرپرست یکی از آنها کرد، من به هر طریقی بود مهران را هم وارد جمع کردم و بعد از چند ماه ازدواج کردیم، در این میان برادر کوچکم عاشق زنی 2 برابر سن خود شد و علیرغم مخالفت ها با او ازدواج کرد. ریتا زن خطرناکی بود و برادرم را حبس خانه خود کرده بود، من که احساس می کردم مهران کمی سرد شده، ترتیبی دادم که سفری به هاوایی داشته باشیم، در هاوایی مهران هر روز ساعاتی گم می شد و سرانجام یکروز جلوی چشمم در آبهای دریا گم شد، من دل شکسته به ونکوور باز گشتم، بعد از 2 سال با مهدی آشنا شدم و تقریبا مقدمات ازدواج مان را فراهم ساختیم، که یکروز در خانه را گشودم و با مهران تکیده و لاغر با جای چند زخم روی صورتش روبرو شدم.
مهران گفت تقریبا غرق شده بودم، موردحمله ماهی ها قرار گرفتم، تا یک قایق گذری مرا نجات داد و تا ماهها دچار سرگشتگی شدم و گذشته را بخاطر نمی آوردم و هیچکس را نمی شناختم و سرانجام با یادآوری گذشته به سوی تو آمدم من در حرفهای مهران صداقتی نمی بینم، او می گوید بازگشته تا دوباره با من زندگی کند ولی من و خانواده او را باور نداریم از سویی دلبستگی من و مهدی بسیار عمیق است و من درمانده ام چگونه مچ مهران را باز کنم؟ چه باید بکنم؟

******

حمید خداداد- لس آنجلس:
خانم مهتاب؛
1- انتخاب وکیل شایسته به طور حتم
2- رد کامل خواسته ها و گفته های باورنکردنی مهران
3- آمادگی برای برگزاری جشن ازدواج با مهدی مهربان

مینو اصفهانی- اورنج کانتی
مهتاب خانم. من فکر می کنم مهران یک دروغگوست. شما بهتر است یک کارآگاه خصوصی استخدام کنید تا همه آنچه را برمهران در 2 سال گذشته رخ داده کشف کند و همه دروغ های او را برملا سازد مهدی را از دست نده.

احمد گمرکی- ارواین
مهتاب عزیز. مطمئن باشید هر قایق رانی، مهران را پیدا کرده می بایستی به پلیس خبر بدهد و پرونده ای موجود است که این آقا مهران در این مدت با چه درآمدی زندگی را گذرانده در کجا و با چه کسی زندگی کرده؟
مسلما مهران راست نمی گوید، او را برای همیشه فراموش کنید، طلاق بگیرید. با مردی که انتخاب کرده اید زندگی تازه و خوشی را شروع کنید.

گلی سرزنده- ونکوور
مهتاب جان. ما گروهی از خانم های ایرانی هستیم که 20 سال است با هم دوست هستیم، ما آماده ایم تا مهران را محاکمه کنیم و با سئوالات خود مچ او را باز کنیم، او یک حقه باز بزرگی است مطمئن باشید او با کسی رابطه داشته و کارشان به بن بست رسیده است، او را از خانه بیرون کنید، از قانون کمک بگیرید و شانس زندگی خوشبخت خود را با مهران از دست ندهید.

بهرام- نیویورک
مهتاب خانم. متاسفانه مردانی چون مهران، آبروی مردان ایرانی را برده اند، مردانی که به طمع پول و لذت و هوس، چهره عاشق نشان میدهند و بعد با یک هوس تازه، شیطان کامل میشوند.
این شیطان هزار رنگ را با کمک خانواده و قانون از زندگیت بیرون کن، بنظر من یک کارآگاه خصوصی می تواند پشت پرده حرفها و ادعاهای مهران را فاش کند.

سوسن اصفهانی – سن دیاگو
مهتاب عزیز شک نکن. سرتاپای مهران دروغ و کلک است. تا دردسر تازه ای برایت جور نکرده، از او طلاق بگیر، یا وادارش کن با خانواده ات به هر کجا رفته و بوده و آدم هایی که به او کمک کرده اند ببرد و از نزدیک واقعیت را پیدا کنید صورت زخم خورده مهران، نشانه خوبی نیست، او اینک می تواند موجود خطرناکی باشد.

ثریا از سانفرانسیسکو- علیرضا از دالاس- طوبا از تورنتو و موری از دیترویت:
مهتاب عزیز. اولین قدم تو باید استخدام یک وکیل باشد و بعد فورا مهران را از فضای زندگیت خارج کن ما در پشت چهره بظاهر مهربان مهران، درنده ای می بینیم که هر لحظه ممکن است به تو حمله کند.
اگر امکان دارد تا اقدام جدی وکیل، از شهر و از محله و خانه خود دور شو ما نگران تو هستیم.

اختر کریم زاده – نوادا
مهتاب جان. چگونه به مهران اجازه دادی دوباره وارد زندگیت بشود؟ او موجود چند چهره ویرانگری است که باید به قانون سپرده بشود، او حتما در کار قاچاق است، وگرنه آنگونه گم نمیشد و امروز با چهره زخم دار پیدا نمی شد، او دیوی در لباس شوهر عاشق است. مهدی را از دست نده، با او خوشبخت می شوی.

هدیه ای برای 5 خواننده عزیز
از میان جواب های رسیده چه خصوصی و چه آنها که به چاپ رسیده، به 5 نفر، هرکدام یک مجموعه آلبوم هدیه می کنیم.
سلیمان محمدی (شیکاگو) علیرضا (دالاس) مینو اصفهانی (اورنج کانتی) حمید خداداد (لس آنجلس) گلی سرزنده (ونکوور).