نقد فیلـم - فرح شکوهی

1322-46

1570-29

1570-30

با پذیرش اینکه پخش کنندگان امروز فیلم ها، درواقع تصمیم گیرنده های واقعی در مورد محتوا و حتی بازیگران هستند، شکی نیست چون مافیای پخش به راحتی می توانند یک چهره حتی گمنام را به ستاره روز مبدل کنند و بالعکس یک سوپراستار را به کلی از صحنه حذف نمایند. این پخش کنندگان عقیده دارند سینماروهای واقعی کودکان و نوجوانان هستند، به همین جهت اینروزها فیلم های انیمیشن با بالاترین بودجه ساخته میشود و بزرگترین ستارگان نیز بجای شخصیت های کارتونی حرف میزنند و بقولی اگر از صحنه و جلوی دوربین کنار رفته اند، درعوض در قالب گوینده این فیلم ها، دستمزدهای خوبی می گیرند.
فیلم های غیرکارتونی هم اگر یکی دو تا ستاره نوجوان نداشته باشد، فروشی نخواهد داشت، بهمین جهت اینروزها فیلمسازان ابتدا قصه فیلم ها را بروی یک یا دو نوجوان می نویسند بعد پروژه فیلم را آماده می سازند نمونه اش همین فیلم Baby Driver (بچه راننده) است، که انسل الگارت ستاره اول فیلم است و سوپراستارهای با سابقه و معتبر در خدمت او!
هیچگاه باور می کردید کوین اسپیسی، جان هم، جیمی فاکس در نقش دوم وسوم و چهارم فیلمی بازی کنند که یک بازیگر بیست و چند ساله قهرمان و سوپراستار فیلم باشد؟! ولی این اتفاق افتاده و مرتب هم می افتد چون نوجوانان دوست دارند خود را در قالب یک بازیگر هم سن و سال روی پرده سینما ها ببینند و در اصل آنها هستند که سینماها را پر می کنند و به روی نت ورک ها و سایت ها، فیلم ها را تماشا می کنند بنابراین جای تاسف و غصه برای سوپراستارهای قدیمی نیست.
جالب اینکه بدانید کارگردان فیلم ادگار رایت هم بسیار جوان است، ایده های نو و روز دارد، خودش در تمام صحنه های فیلم حضور داشته، یعنی زمان فیلمبرداری درون اتومبیل و صحنه های خطرناک فیلم با بازیگران همراه بوده و اصرار داشته همه صحنه های اکشن فیلم را خود بازیگران ایفا کنند و همین به اورژینال بودن این فیلم پر اکشن کمک کرده است.
فیلم قصه Baby (انسل الگارت) است، که بدنبال حوادثی تلخ که بر او گذشته شنوایی خوبی ندارد در این میان موزیک مهم ترین اصل زندگی اوست. با شنیدن موزیک تن به هر حادثه مرگباری میدهد. ترس را نمی شناسد، علیرغم میل خودش بدلیل بدهکاری کلان به یک سرکرده مافیای شهر یعنی داک (کوین اسپیسی) باید از همه هنر و توانایی خود در رانندگی بهره بگیرد و با دو گروه سارق جنایتکار همراه شود، گروه هایی که جان آدمیزاد برایشان اهمیتی ندارد.
در انجام این ماموریت ها، جان هم در نقش بادی، چهره ای که در تلویزیون با سریال Madman به شهرت رسید، با همه خشونت هایش با دوست دخترش و دو سه جنایتکار دیگر، جمی فاکس و دو سه شرور دیگر، دست به یک سری سرقت های مسلحانه می زنند که با وجود تعقیب و گریز با پلیس، به دلیل مهارت های رانندگی «بیبی» هربار موفق می شوند و بیبی در اصل بدنبال پایان دادن به این ماموریت و شروع یک زندگی آرام با دوست دختر خود است ضمن اینکه یک پدرخوانده کر و لال ولی بسیار مهربان هم دارد که دلواپس اوست.
فیلم از زدوخورد، تعقیب و گریز با اتومبیل، درگیری با پلیس و دیگر جنایتکاران پر است کشتن و مردن در فیلم، لحظه های گذرایی است که انگار یک فنجان قهوه می نوشند.
انسل الگارت با بازی خوبی که دربرابر چند سوپراستار با سابقه دارد، خونسردی و شیوه برخوردها، نگاه هایش از هنرمندی او خبر میدهد مسلما کوین اسپیسی، جان هم ، جیمی فاکس بازیهای یکدستی دارند.
فیلم سرگرم کننده، پرحادثه، در بعضی صحنه ها با احساس و البته یکدست و روان ساخته شده است.

1570-31

1570-32

1570-33

1570-34