نقد فیلـم - فرح شکوهی

1322-46

1576-14

ماجرا از یک پارک بازی بچه ها آغاز میشود، کارلا مادری مجرد که نقش او را هالی بری ایفا می کند به اتفاق پسرش فرانکی (سیج کوریا) برای بازی به پارک آمده اند در یک لحظه غیبت کارلا، ناگهان پسرک ناپدید میشود. کارلا از دور می بیند که کسی پسرش را به درون یک اتومبیل هل میدهد، او چنان با عجله به سوی آنها می دود، که تلفن دستی اش را گم می کند، و حتی فرصت خبر کردن پلیس را هم ندارد، کارلا بلافاصله بدرون اتومبیل خود می پرد به تعقیب ربایندگان پسرک خود می پردازد.
فیلم به دلیل قصه پرهیجان خود، از همان آغاز، تماشاگر را بدنبال خود می برد، بازی نرم و خوب هالی به تماشاگر این حس را القا می کند، که به تماشای یک حادثه واقعی نشسته است، چون هیچ تلاشی برای تر و تمیز و شیک و سکسی نشان دادن ستاره اول فیلم نمی شود، فیلم به سبک و سیاق بسیار طبیعی و بقولی اورژینال به راه خود ادامه میدهد.
انتخاب دو رباینده، بسیار حساب شده است یک زن و مرد بسیار سادیسمی در عین حال سرگشته دیوانه، که برایشان فقط پول اهمیت دارد و اینکه از ربودن پسرک چقدر عایدشان میشود. ابتدا بنظر می آید، که آنها با کارلا (هالی) سابقه آشنایی دارند ولی این مورد هم رد میشود.
سماجت، پیگیری سرسختانه، مقاومت و از جان گذشتگی کارلا، با توجه به بازی یکدست هالی بری، تماشاگر را به خشم می آورد و هر لحظه انتظار حادثه ای را می کشد تا آدم ربایان دستگیر و یا تنبیه و یا جان ببازند ازهمان نقطه شروع، فیلم نشان میدهد که بقولی یکه تاز ماجراها، خود کارلا، یا هالی بری است، او همه لحظات را از هر بازیگری که در فیلم چهره نشان میدهد می گیرد.

1576-16

شخصیت کارلا به هیچ مادری شباهت ندارد، چون او همه وجودش پر از خشم است، هیچ چیز جلودارش نیست، حتی پلیس راهم جدی به کمک نمی طلبد. او میخواهد یک تنه تا نجات پسرش، تا پای جان پیش برود و خود ربایندگان هم خیلی زود او را با همه خشم و انتقام اش شناسایی می کنند.
فیلم از جنبه های هنری درخشان نیست، چون به روایتی نیازی هم ندارد، چون یک حادثه معمولی در جامعه است که با زوایای تازه ای از خشونت و سماجت همراه شده است.
فیلم از دیدگاه بسیاری از منتقدین، یک اثر کم مایه با هیجانات تکراری است، ولی تماشاگر در آمار خود نشان میدهد که فیلم را پسندیده است گرچه خیلی از آنها از به درازا کشیدن و طولانی شدن بعضی صحنه ها ، گله دارند، ولی بنظر می آید فیلم در طوفان حوادث غیرمنتظره خود، بهر صورت آن گله ها را برطرف می کند.
در این میان توانایی پلیس خیلی پائین جلوه می کند، اتومبیل های گذری، بنظر بی تفاوت وبی اعتنا می آیند، کارلا از همان لحظات اول احساس می کند زن تنهایی است که برای نجات فرزندش باید از جان خود مایه بگذارد. لحظات پایانی فیلم و افشا شدن حوادث پشت صحنه زندگی ربایندگان، کم مایه میشود، انتظار بیشتری بروی نقطه پایان فیلم میرود، ولی نویسندگان فیلم و کارگردان می خواهند تماشاگر بخود زحمت اندیشیدن ندهد، آنها در پایان همه معمای فیلم را حل می کنند، ضمن اینکه یکه تاز بودن کارلا برای نجات فرزندش، در مسیر تعقیب و گریزها، جان خیلی ها را هم می گیرد ولی پلیس همچنان در تعقیب کارلا و حتی کمک به او ناتوان بنظر می آید.
اما فیلم برای تماشاگر معمولی و دوستداران فیلم های اکشن و پرهیجان توام با احساسات، دیدنی است.

1576-15