شنبه شب گذشته در شمال سن فرانسیسکو شهیار قنبری مهمانان خود را به «دریا» برد و درعالم خلسه، عشق و احساس پاک غوطه ور کرد

1580-23

گزارشگر فرامرز قاسمی

از مجله جوانان اطلاع پیدا کردم که شهیار در دیار من برنامه دارد چند روز زودتر جا رزرو کردم. محل برنامه رستوران Fenix در شهر سان رافایل San Rafael در 50 کیلومتری شمال سان فرانسیسکو در کنار دریا در ناحیه ی مارین Marin County است که گرانترین منطقه شمال کالیفرنیاست.
روز برنامه ساعت 8 شب به این رستوران بسیار مدرن در قلب شهر زیبا و کوچک سان رافایل رسیدم. من به مدیریت و بنیانگذار این رستوران نگفتم که خبرنگار هستم و به شهیار و فرزاد ارجمند هم خودم را تا انتهای برنامه بعد از نیمه شب نشان ندادم زیرا می خواستم سرویس ویژه نگیرم و یک تجربه ی واقعی از این برنامه داشته باشم.

تجربه ای که بی نظیر و غیرقابل وصف بود!
موسس رستوران بعد از برنامه به من گفت که با آداب و رسوم ما بسیار آشناست و رستوران برای سلیقه مردم خاورمیانه طراحی شده است. آخرین سیستم صدا، نور و Live Stream در این مکان هست.
محیط رستوران میز و صندلی برای 130 نفر نشسته و 30 نفر کنار بار دارد که در آن شب Sold Out بود. صحنه ی نمایش کمی بالاتر از زمین است ولی همه ی مهمانان درحال نشسته بطور کامل صحنه و خواننده را می بینند.
فرزاد ارجمند گیتاریست و رهبر ارکستر هفت نفره ای است که شامل 3 گیتار و یک Base ، یک سیستم کامل و دو نفر پرکاشن Percussions است. در تاریکی نسبی آبی رنگ رستوران، نورافکن های سفید، زرد و گاهی قرمز هنرمندان را جلوه ی ویژه ای میداد و در عین حال برای نوازندگان نور کافی بود که نت های خود را در روی سه پایه های مخصوص مشاهده کنند.
خود شهیار هم اشعار خود را روی سه پایه در جلو داشت، محیط رستوران و صحنه بسیار دنج و خودمانی بود و صحنه تقریبا در میان مردم قرار دارد. از همه مهمتر سیستم صوتی و تنظیم صداSound System بود که دور از صحنه توسط یک مهندس حرفه ای صدای تک تک نوازندگان را و شهیار را به بهترین و دلپذیرترین طریق میکس Mixمیکرد.
واضح بود که وسواس و علاقه جدی شهیار برای سیستم صوتی بی نقص و کامل و داشتن ارکستر واقعی، تمرین و هم آهنگی قبلی و استفاده از نت برای نوازندگان مو به مو اجرا شده است.
از همه مهمتر موزیک ضبط شده ی قبلی و لب خوانی وجود نداشت. صداها و افکتهای Digital هم وجود نداشت.
موزیک بطور کامل Anolog بود، نوازندگان واقعی و موزیسین های با تجربه بودند چنین برنامه ای بسیار پر هزینه است ولی شهیار، شهیار است و کار و سلیقه اش حرفه ای و Perfect.
شهیار سرساعت هشت و نیم به روی صحنه آمد و با کف زدن های ایستاده ی جمعیت که در دو دقیقه طول کشید روبرو شد و درمیان کف زدنها صدای سوت و براوو به گوش میرسید و دخترهای جوان برایش Shahyar I Love You می گفتند. با تشکر شهیار از مهمانان به آنها گفت خواهش میکنم بنشینید و با آهنگ اتل متل شروع به خواندن کرد که دوباره باعث کف زدن ها شد.
کت و شلوار رسمی و پیراهن زردی پوشیده بود که با عوض شدن رنگ صحنه، رنگ لباس او سبز و آبی و گاهی زرد میشد.
در چهره اش غم بزرگی که یکسال پیش بر او گذشته مشاهده میشد بعد از این ترانه شهیار صحبت خودمانی با مهمانان کرد که فضای محیط را عوض کرد و بین مهمانان و او رابطه ی نزدیک و پر از مهر ایجاد کرد.
شهیار: من بعد از آن اتفاق وحشتناک، واقعا وحشتناک که همراه زندگی ام را از دست دادم و بعد از سقوط و خاموشی بیشتر از یکسال، تصمیم گرفتم که دوباره به صحنه برگردم و برای کسانی که از ترانه های مبتذل خسته شده اند ترانه اجرا کنم. برنامه های من بدون تقلب و لب خوانی است تا آنها که تشنه ی موزیک واقعی هستند حق انتخاب داشته باشند.
مهمانان با فریادهای دمت گرم و براوو برای او کف زدند.
شهیار: شماها خیلی خوشبخت هستید که این جا زندگی می کنید. لس آنجلس جای بسیار عجیب وغریبی است و انسان گاهی از کارهای جماعت در حیرت کامل فرو میرود. مثلا کنسرت می گذارند، خواننده لب خوانی میکند و اعضای ارکستر هم از دروغ گیتار به دست می گیرند!
مهمانان همه کلاس بالا و شیک پوش بودند و بیشتر از نصف خانمها لباس شب پوشیده بودند.40درصد مرد و 60درصد زن بودند و بیشتر گروه سنی بین 18 تا 35 سال داشتند که پیام می داد نسل جوان اگر بتواند دنبال موزیک واقعی است.

1580-25

شهیار با ترانه ی قدغن ها و نون و پنیر و سبزی تا Break بیشتر از 8 ترانه خواند. در طول مدت برنامه تشویق و ابراز عشق خالصانه مهمانان و توجه کامل به او و مخصوصا نزدیک بودن مهمانان به صحنه به شهیار بیشتر و بیشتر انرژی میداد. برای من دیدن این کنسرت تجربه ای بی نظیر وامیدوار کننده بود. کنسرت هایی هست که حضار روی صندلی ها می رقصند، داد و فریاد می کنند در این نوع کنسرت ها اگر خواننده لب خوانی کند و یا اعضای ارکستر از دروغ گیتار و پیانو بزنند اینگونه حضار برایشان مهم نیست و آمده اند که خود پارتی کنند.
در کنسرت شهیار تمام توجه مهمانان در تمام طول بیشتر از 3 ساعت صمیمانه با او بودند. شهیار و اعضای ارکستر در چشم مهمانان می دیدند که دارند به آنها نگاه می کنند و توجه به صحنه است.
بعد از 90 دقیقه برنامه Break به مدت 20 دقیقه داده شد در این مدت از مهمانان پرسیدم که از چه مسافتی آمده اند، گروهی از 200 کیلومتری تا 500 کیلومتری. یک زوج بسیار شیک پوش منوچهر وسوسن که با ترانه ی نماز شهیار به هم دل بسته بودند و ازدواج کرده بودند از سیاتل که بیشتر از 2 ساعت پرواز تا سن فرانسیسکو کرده بودند از آنها پرسیدم از چه طریقی از این برنامه مطلع شده اند. از طریق جوانان، فیس بوک شهیار و فرزاد ارجمند و از طریق کدوم دات کام Kodoom.com
پرسیدم چرا اینقدر شهیار را دوست دارید؟ جواب همه این بود که شهیار وجدان هنری دارد، آقا و با شخصیت است، و ترانه هایی با معنی و جاودانه می سراید و می خواند وصدای او ویژه و جادویی است و بیشتر آنها با اشعار او آشنایی داشتند و کتاب های شعرش را داشتند.
در طول Break مهمانان کتاب «دریا در من» او را هم خریدند.
بعد شهیار با انرژی بیشتر، قامتی استوارتر و صدایی با قدرت و انرژی بیشتر به صحنه بازگشت و تا نیمه شب خواند. ترانه های مورد علاقه من نظیر بی بی آبی، نماز، واسه تو راضی به مرگم، لالالا گل شبنم، دیگه بسه، دو ماهی را خواند.
کار زیبای دیگری که شهیار کرد، با موزیک بی نظیر فرزاد ارجمند ترانه های خود را که از 19 سالگی سروده بود، دکلمه کرد و یا بطور کامل خواند و این برای مهمانان بسیار خاطره انگیز و لذت بخش بود. شهیار بیشتر از 30 ترانه خود را خواند و نام خواننده هایی را که با سروده های او به اوج رسیده اند آورد.
بعد از اجرای آخرین ترانه در نیمه شب و در میان کف زدن های ایستاده مهمانان که چندین دقیقه طول کشید اعضای ارکستر که رفته بودند بازگشتند و شهیار دو آهنگ دیگر خواند و در میان هیجان کامل مهمانان با صدای و بدن خود و لرزه های ترنم انگیز با برمیگردم، بر میگردم برنامه را تمام کرد و به میان مردم رفت.
هنگامی که شهیار کتاب های خود را امضا میکرد. مهمانان همه پر انرژی بودند، او را می بوسیدند و شانه هایش را لمس می کردند. و اصرار داشتند که برگردد.
فرزاد ارجمند گفت که در دو ماه آینده شاید دو شب پشت سر هم برنامه بگذارد. بعد از پایان برنامه، پشت صحنه رفتم و به شهیار که من را می شناسد تبریک صمیمانه گفتم از او سئوال کردم احساسش بعد از این برنامه چیست؟
او گفت، احساس عالی دارد، و برنامه های این چنینی را که در سالن دنج و حرفه ای برای مردم علاقمند و با شعور اجرا می کند بسیار بیشتر از اجرای کنسرت چند صد نفره، یا چند هزار نفره دوست دارد.
من امشب با دوستانم تبادل انرژی مثبت و دو طرفه و عالی داشتم و خیلی انرژی گرفتم و به این کار ادامه خواهم داد.
«این برای من برخاستن است، پس از سقوط وحشتناک»
برای من احساس عجیبی بود که این تجربه در رستورانی بنام Fenix که آن مرغ هم پس از سقوط ، سوختن و خاکستر شدن دوباره بال می گیرد و پرواز می کند.
شهیار کتاب «دریا در من» را برایم امضا کرد و نوشت: «برای فرامرز که دریا شدن را بلد است» شانه هایش را بوسیدم و برایش سلامت و موفقیت آرزو کردم.
از فرزاد ارجمند از تجربه ی او پرسیدم. گفت من لذت می برم که می توانم شهیار را این جا بیاورم چون سلیقه ی او را همه کس درک نمی کند و باز هم برایش برنامه می گذارم. فرزاد گفت در اکثر کنسرت های خود او مردم ایران و امریکایی کلاس بالا می آیند چون آن منطقه مردم روشن، تحصیلکرده و ثروتمندی دارد. وقتی از کلاب بیرون می آمدم دوباره با منوچهر و سوسن که هنوز آنجا منتظر تاکسی بودند صحبت کردم. سوسن گفت: «شهیار از یک جایی انرژی می گرفت و آن انرژی را به ما داد. ما در عالم خلسه رفتیم و در دریای عشق پاک و احساس اسرارآمیز بی نهایت غرق شدیم».
منوچهر گفت: آقای قاسمی در جوانان بنویسید، همانطور که مردم آرزو دارند در زمان حافظ و سعدی، مولانا و فردوسی زنده بودند و اشعار آنها را از خودشان می شنیدند، شاید 100 سال دیگر هم مردم آرزو خواهند کرد که در این زمان زنده بودند و نابغه ای مثل شهیار برایشان آواز می خواند. ما باید قدر او را بدانیم.
دست او را فشردم و گفتم:
- آره، حتما، آره بایستی قدرش را بدونیم. مطمئن هستم که شهیار در آینده ی موزیک و ترانه تاثیر عمیقی میگذارد. برای او آرزوی سلامت و انرژی دارم.