جهان در جوانان - دکتر رابرت بامبان

1464-94

یک دیدگـاه

در رویدادهای اخیر منطقه کُردستان عراق نابسامانی سیاسی و ناهماهنگی سنتی میان کرُدهای منطقه بار دیگر وضع سرگشتگی و پریشانی که از سال 1923 تا به امروز گریبانگیر رهبران کُرد است باعث گردید یاس و نا اُمیدی دو باره بر افکار مردمان منطقه مستولی گردد، این بار "بافل طالبانی" از رهبران نظامیان کُرد شهر سلیمانیه، با همکاری با نیروهای سپاه قدس جمهوری اسلامی با وارد آوردن ضربه نظامی غیر منتظره در شهر کرکوک، منطقه را از مدافعان پیشمرگه های کُرد بارزانی در آوردند، نام مستعار "بافل طالبانی" میان کُردها "گرگ سفید" می باشد و به جسارت و شجاعت معروف است، شهر کرکوک پس از آزادی از دست متجاوزان نیروهای داعش به کُردها سپرده شده بود و رسماً حفاظت کرکوک بر عهده پیشمرگه ها می بود، شکاف و نفاق سیاسی میان ایلات کُرد تاریخی پیچیده و کلافی سر در گم دارد که احتمال توافق سیاسی میان ایلات و رهبران کُرد را غیر ممکن می سازد، مورد دیگر ومشکل بنیادی کُردها که مردمی آزاده، دلیر و با داشتن تاریخی کهن از نخستین مردمان منطقه محسوب می شوند باورمندی و اعتماد آنها به قول و قرارهای دول بیگانه است که بیش از 100 سال است با حیله و تزویر نیروهای کُرد را ابزار سیاست خود در منطقه قرار داده اند و به هنگام نیاز کُردها را تنها رها می کنند تا با مشکلات منطقه درگیر شوند که نتیجه بی حاصل آن آوارگی و پریشانی برای مردمان کُردستان است، شاید از نظر تاریخی بهترین موقعیت سیاسی برای استقلال کُردستان در سال 1920 در پیمان "سور" بود که پس از شکست امپراطوری عثمانی در جنگ جهانی اول و چند پاره شدن عثمانی دول پیروز در این مورد انگلستان، فرانسه و ایتالیا پیشنهاد کردند کُردستان یک کشور مستقل شناسایی گردد، اما با بر سر کار آمدن آتاتورک تمام عهد و قراردادهای عقد شده میان دول پیروز و آنچه از عثمانی باقی مانده بود منحل گردید و کُردستان آزاد نیز هیچگاه رسمیت نیافت، با انکه ارقام دقیقی موجود نمی باشد اما احتمال دارد که اکثر کُردها که در ترکیه زندگی می کنند بین 17 تا 18 میلیون نفر باشند، کُردهای ایران بین 8 تا 10 میلیون نفر و در عراق و سوریه جمعاً 7 میلیون و نزدیک به دو میلیون نفر کُرد نیز در سایر کشورها ساکن می باشند، اما امروز شرایط منطقه همچنان ناآرام و نابسامان می باشد و بعید هم نیست برای ایجاد ناحیه ضربه خور بین عراق، ایران و ترکیه منطقه دوباره به جنگ بی مورد کشیده شود، امتیازی که نیروهای بیگانه در مناطقی چون کُردستان دارند اصولاً ابر دانندگان اسرار خاصی نمی باشند همین اندازه که توانسته اند بدانند با این قوم کهن چگونه می توان پدیده ای را مشکوک و دگرگون کرد و با معیار بینی اختلاف نظر ایجاد نمود به اهداف کوتاه و بلند خود رسیده اند، در یک دورانی شاید تا صد سال پیش بیگانگان حتی توانسته بودند از طریق امتیاز دادن و یا امتیاز گرفتن گویشهای متفاوت کردی اقوام و تبار کُرد را از هم جدا کنند، گویشهای کرمانجی شمالی و جنوبی، گورانی، کلهری ... هر کدام با بویی و شکلی خاص (آنچه در وقایع اخیر کردستان و عقب نشینی کُردها از چند منطقه کُرد نشین صورت گرفت ولی کمتر در باره آن بحث و گفتگو شد، هماهنگی نیمی از نیروهای پیشمرگه کُرد با مهاجمان به منطقه بود، سپاه قدس با برخی از فرماندهان پیشمرگه موافقت کرده بودند که میدان را پیش از آغاز درگیری ترک کنند، سرگشتگی و خامی رهبرانی چون بارزانی امید کُردها را به آزادی آسیب فراوان رساند، حتی مقامات اسرائیل به بارزانی گوشزد کرده بودند که تابع احساسات نگردد و از فکر استقلال در این دوران بحرانی صرفنظر کند).

***

*اندره بابیس میلیاردر چک از حزب "آنو" توانسته است با بیش از 30 درصد آراء در صدرجدول انتخاباتی قرار گیرد، برای تشکیل دولت بابیس ناچار است با احزاب دیگر اتئلاف کند، حزب "آنو" از نظر سیاسی میانه طیف چپ و راست قرار دارد و دیدگاه های خاصی را پیروی می کند از جمله مخالف اتحادیه اروپا می باشد و به اموری چون خدمات اجتماعی، ایجاد کار و تمرکز بیشتر بر مسائل ملی اعتقاد دارد، برخی دیدگاه حزب را سوسیال دمکرات و برخی پیشرو و ملی گرا می دانند، بابیس با داشتن چهار میلیارد دلار دومین ثروتمند کشور چک می باشد و بسیاری از رای دهندگان امیدوارند دانش و توانایی اقتصادی بابیس باعث رونق وضع مالی و اقتصاد کشور چک گردد.
*سفر وزیرخارجه آمریکا به عربستان سعودی بیشتر برای پیدا کردن راه و چاره ای است که عربستان سعودی با عراق همکاری بیشتری را داشته باشد کند، در شرایط کنونی جمهوری اسلامی نفوذ بسیاری در عراق و سوریه و تا حدی نیز در لبنان دارد و در امور هر سه کشورعرب دخالت سیاسی و نظامی می کند، و با ایجاد مناطق امن به مرور به دریای مدیترانه راه پیدا خواهد کرد، اسرائیل و آمریکا نگران مسئله می باشند و خواهان جلوگیری نفوذ ایران در کشورهای عرب می باشند، عربستان نیز احساس می کند که گرایش و کرنش عربها در برخی از کشورهای عرب به ایران اسلامی از حد معقول بیشتر شده است.
*جیمی1585-61 کارتر رئیس جمهور پیشین آمریکا می خواهد به کره شمالی برود تا بحران موجود را با گفتگو حل و فصل کند، ناظران سیاسی اینگونه پیشنهادات و دیدگاه ها را کاملاً مردود می دانند و تردید دارند سازنده باشد، کشورهایی که رهبران خودکامه دارند به هنگام گرفتاری پیش نهاد و طرح و گفتگو را روندی می دانند تا یا از راه گفتگوها باج گیری کنند، و یا مظلوم نمایی کنند. بیش از 25 سال است که کره شمالی بر روی برنامه های موشکی و هسته ای کار می کند و گوش شنوایی هم ندارد منتها هر وقت با آمریکا وارد گفتگو شده امریکا با پرداخت صدها میلیونها دلار به رهبران سرکش و خودکامه کره شمالی مذاکرات را ترک کرده است، این طریق و سیاست برای کشورهای دیگر هم روال سیاستی شده در دوران ریاست جمهوری اوباما یک و نیم بیلیون دلار به ایران پرداخت شد و هیچگاه هم توضیح داده نشد که بر چه مبنایی این رقم پرداخت شده است، طبعاً رقم پرداختی به مصرف خدمات اجتماعی و مردمی نرسید بلکه بشکل نا مشخص اما بدون عبور از مانع به صنف حاکم و دارندگان قدرت رسید.
*در میان انواع و اقسام حکومتها یک نوع آن حکومت بحران است که سازه زیرساختار آن بر پایه جمیع بحرانها پی ریزی شده و هنگامی که میزان بحران از یک حدی کمتر می شود و فرصتی به مردم داده می شود که بیاندیشند باید بلافاصله بحرانی دیگر تولید و تزریق جامعه می کنند تا چرخ بحران سیاسی از حرکت نایستد، دولت آقای روحانی نیز از این پدیده مستثنی نمی باشد و دائم بر محور بحران می چرخد، یکی از ابزار اصلی و ارکان هدایت بحران شعار و کلام است که ارزیابی های پُر و کلان سنگ را که نشانی از نهیب بیداری در خود ندارد به جامعه درمانده ارائه می دهند و وعده روزگار بهتر این یا آن جهانی می دهند.
*مقامات نظامی روسیه به حملات هوایی آمریکا به مرکز خلیفه گری اسلامی در شهر رقه سوریه اعتراض کردند و این حملات را به حمله هوایی انگلستان و امریکا به شهر درزدن در جنگ دوم جهانی مقایسه کردند، هدف از حمله هوایی به ستاد فرماندهی دشمن و مرکز و پایگاه هایی که چند سال است ددمنشانه به کشتار مردم می پردازد و خود روسها چند سالی است منطقه را با نتیجه غیر مطلوب بمباران می کنند نیاز به ستایش دارد ونه محکومیت با این حال روند نادرستی معمول شده که هر آنچه آمریکا و جهان غرب انجام دهد ددمنشانه است و سرشت ناپسند دارد، سالها پیش دو مرکز جاسوسی روسها در ایران یکی در خیابان کاخ و دیگری در چهارراه قوام السلطنه بنام "وکس" که ظاهراً نشریات روسی و فارسی زبان را مجاناً در اختیار علاقمندان قرار می دادند اعلامیه پخش می کردند که روش نوشته بود "یانکی گو هوم" {آمریکایی برگرد خانه} مهمل بودن این شعار در آن بود که پخش کنندگان این اعلامیه ها خود وابستگان روسها بودند، در مورد داعش هم روسها همین روش را انتخاب کرده اند با بمباران بی رویه شهر "حلب" و سایر شهرها در سوریه هزاران نفر را کشتند و ادعا کردند این بمبارانها جهت کمک به مردم سوریه می باشد.
*صد سال پیش "تی.ای. لورنس" معروف به لورنس عربستان به نیروهای شیخ فیصل الحسین پیوست تا علیه نیروهای عثمانی مبارزه کند، صد سال پیش دولت آلمان به رئیس جمهور مکزیک تلگرافی فرستاد که معروف به تلگراف زیمرمن می باشد، در تلگراف پیش نهاد شده بود اگر مکزیک علیه امریکا وارد جنگ شود آلمان تعهد می کند که پس از جنگ تکزاس، آریزونا و نیومکزیکو را به مکزیک بدهد، انگلیسیها تلگراف را شناسایی و رمز آن را به امریکایی ها گفتند، همین باعث شد که امریکا با عزمی راسخ وارد جنگ اول شود، صد سال پیش ژنرال جان پرشینگ امریکایی نیروهای امریکا را از مکزیک خارج کرد اما هشدار داد با رفتن ما ثبات در منطقه بهم خواهد ریخت چندی بعد کارانزا رئیس جمهور مکزیک به دست انقلابیون کشته شد و مکزیک یک دوران طولانی نابسامانی را تجربه کرد.
*در یکی دو سال گذشته "هالیوود" سوای تهیه فیلمهای سینمایی "ژست" سیاسی بخود گرفته و بی رویه در همه امور جهان نظر می دهد از گرم و سرد شدن کره زمین گرفته تا مسائل سیاسی و بغرنج خاورمیانه تا پیچیدگی و نوع بمب های هسته ای و غیره تا شاید با گرایش و کرنش به طیف چپ که اصولاً لیبرالها و جوانان به آن علاقمند هستند نظر لطفی به فیلمهای آنها داشته باشند، در سستی اندیشه این گروه تردیدی نیست و گفتار و رفتارشان تراکش همه جانبه دارد، فیلمهای هالیوودی بیشتر کشتار و آشفتگی و یاغی گری و نابسامانی و نا ملایمات زندگی امروزی از تروریزم گرفته تا شورش و غوغا سالاری است که با شدت و حدت به جامعه تزریق می شود، از سویی نیز به هنگام گرفتن جوائز در سالنهای نورانی با لباسهای براق ظاهر می شوند و از داشتن انواع اسلحه در خانه های مردم اظهار نارضایتی می کنند، اما هر کدام چند محافظ مسلح دارند.
*سازمان اوپک، در یکی از آخرین گزارشات خود برآورد کرده است که در سال 2020 نیاز نفتی جهان روزانه 100 میلیون بشکه خواهد بود، امروز مصرف روزانه نفت در جهان 96 میلیون بشکه می باشد، که به نظر متخصصان این ارزیابی منطقی به نظر می رسد، آنچه در نظر گرفته نشده است که به دلیل استفاده از انرژیهای موجود دیگر از جمله برق، باد و خورشید گروهی از دانشمندان اعتقاد دارند که مصرف نفت برای سوخت کاهش خواهد یافت منتها در امور پتروشیمی پیشرفتهای نوین حاصل خواهد شد از مواد غذایی گرفته تا مواد دارویی، و از آنجایی که جمیعت کره زمین در 100 سال آینده یک بیلیون نفر "کمتر" از امروز خواهد بود لذا مشکلات احتمالی انرژی فسیلی نیز کاهش خواهد یافت.
*دولت اسرائیل هنوز نسل کشی ارامنه را شناسایی نکرده است، مهمترین دلیل این اشتباه سیاسی دوستی اسرائیل با دولتهای ترکیه بوده است، شوربختانه این ضعف سیاسی است که با آنکه خود کلیمیان در جنگ جهانی دوم گرفتار نسل کشی شدند و شش میلیون کلیمی در اروپا کشته شد، کشتار ارامنه در جنگ اول را که به عنوان اولین نسل کشی قرن بیستم شناسایی می گردد قبول نکرده اند و حقیقیت را قربانی سیاست کرده اند، کلیمیان در ارمنستان زندگی آسوده ای دارند و روزنامه ای نیز انتشار می دهند. بیش از 1200 کلیمی در ارمنستان زندگی می کنند.
*دولت اسپانیا در یک چرخش فکری با نمایندگان منطقه کاتالونیا موافقت کرده است که اختیارات خاصی به ناحیه کاتالون خواهد داد که در عمل نوعی حکومت خودگردان خواهد بود، این وضع موقتی می باشد تا آنکه در اکتبر سال آینده یکبار دیگر همه پرسی صورت گیرد تا خواست مردم ناحیه مشخص گردد. در انتخابات اخیر که اعلام شده بود 90 در صد مردم کاتالون خواهان جدایی هستند تنها 50 در صد مردم رای داده بودند لذا در این مدت یک سالی که در پیش داریم فعالیتهای موافقان و مخالفان برای ماندن و یا جدایی از اسپانیا نقش خاصی در افکار مردم خواهد داشت.