هنـر در شهـر - بیژن خرسند

1587-91

1587-86

هنرپیشه های محجوب

1587-83

• فیلم «قصه های مایروویتس» The Meyerowitz Stories که همچنان تماشای آن از طریق Netflix امکان پذیر است، یکبار دیگر موقعیتی مناسب برای «داستین هافمن» Dustin Hoffman فراهم می آورد که این هنرپیشه ی 80 ساله توانایی های بازیگری خود را باز هم به نمایش بگذارد. این گفت و گو به همین مناسبت با او صورت گرفته است...
- آیا شما با کار Noah Baumbach به عنوان کارگردان، پیش از این آشنایی داشتید؟
داستین: من فیلم The Squid and The Whale را از او دیده بودم، که یک فیلم فوق العاده بشمار می رود. برای آن فیلم، «جیک» یکی از پسران من درانتخاب هنرپیشه شرکت کرد، اما نقش مربوطه را به «جسی آیزنبرگ» باخت. پس از آن Noah نامه یی برای او فرستاد و توضیح داد که عدم انتخابش به این علت بوده که به اندازه ی کافی جوان به نظر نمی آمده است. من پیش از آن و بعد از آن هرگز ندیدم که یک کارگردان به چنین کاری دست بزند.
- معنی اش این است که شما هم هرگز براساس انتخاب نشدن، نامه یی دریافت نکرده یید؟
داستین: اصلا. به نظر خودم من جزو آن دسته از هنرپیشگانی بودم که حتی در پایان آزمایش برای انتخاب نقش، یک تشکر خشک و خالی هم دریافت نمی کردند!
- هنگامی که برای نخستین بار این فیلمنامه را خواندید، چه فکری کردید؟
داستین: از نظر استودیوهای فیلمبرداری، هر یک صفحه از فیلمنامه، بمعنای یک دقیقه از فیلم است. اما در مورد Noah این امر صادق نیست. فیلم او یک ساعت و پنجاه دقیقه است، در حالیکه تعداد صفحات فیلمنامه ی او به 172 صفحه بالغ می شود! اما بغیر از قضیه ی انتخاب، کار یک داوطلب هنرپیشگی نخست با میزان تکلم او در فیلم شروع می گردد، تا شاید براساس اتفاقات معجزه آسا به نقش اول ختم شود. برای من آن معجزه اتفاق افتاد. و سالها نقش های 1 و 5 را به دست می آوردم. تا آنکه به سنی رسیدم که دیگر به نقش اول ختم نمی شد. حالا نوبت نقش های دوم و سوم بود و مدت حضور شما بر روی پرده کم وکمتر می شد!... بهرحال برگردیم به سئوال شما. من آن 172 صفحه را خواندم و آنرا رد کردم.
- چه چیزی بعدا نظر شما را تغییر داد؟
داستین: پسرم«جیک». او هنرپیشه وکارگردان باهوشی است و کارهای Baumbach را نیز بسیار دوست می دارد. وقتی شنید که من بازی در این فیلم را رد کرده ام، به من تلفن زد و گفت: مگر عقل خود را از دست داده یی؟!... درنتیجه من دوباره فیلمنامه را با دقت بیشتری خواندم، و دریافتم که در خمیره ی این قصه چه جواهری وجود دارد. بعد با Noah ملاقات کردم و بلافاصله رابطه ی لازم میان کارگردان وهنرپیشه برقرار شد. درواقع باید بگویم چه درست بود که من نخست این فیلمنامه را رد کردم تا بعدا با نظر دیگری با آن روبرو بشوم!
- البته ارتباط های دیگری نیز وجود دارد: «بن استیلر» دوست «آدام سندلر» است، بعلاوه او برای این کارگردان در فیلم Greenberg بازی کرده، و با خود شما نیز در فیلم Meet The Fockers همبازی بوده است.
داستین: من «سندلر» را از خیلی قدیم تر می شناسم، از فیلم «بیلی مدیسون»، شاید در حدود بیست سال پیش. و بعد بچه های من که از آن فیلم خوششان آمده بود ازمن خواستند که سندلر را برای صرف شام به خانه دعوت کنم. سندلر دعوت را قبول کرد، و در شب موعود که همه منتظر بودیم، ده دقیقه از وقت تعیین شده گذشت، بعد بیست دقیقه، بعد چهل و پنج دقیقه، و بالاخره یک ساعت تاخیر. بچه ها گفتند که او حتما تاریخ را اشتباه کرده است، اما در همان لحظه زنگ در به صدا در آمد و سندلر با معذرت خواهی وارد شد. به اضافه ی همه ی توضیح های نابجا. بعدها وقتی ما آشنایی و دوستی بیشتری باهم پیدا کردیم، سندلر اعتراف کرد که او به اندازه یی از برنامه ی این شام عصبی بود که به مدت یکساعت داخل اتومبیل خود درخارج ازخانه نشسته بود و نمی توانست تصمیم بگیرد. از نظر من واقعیت این است که او یک آدم محجوب و یک هنرپیشه ی خوب است، وهنرپیشه های خوب معمولا محجوب هستند.

1587-87

رسـوایـی

1587-92

• «ضربان قلب من به شدت بالا رفته بود، احساس ترس شدیدی داشتم، و عاقبت با تلاشی فوق العاده موفق شدم بازویم را از چنگ او خلاص کنم و به طرف در اتاق بدوم...»
این کلمات را «لوئیزت گیس » Louisette Geissیک هنرپیشه و فیلمنامه نویس مستعد بر زبان می آورد و اشاره به دوران فستیوال «ساندنس» در سال 2008 دارد و نحوه ی فرار این زن جوان از حمله و آزار جنسی «هاروی واینستین» Harvey Weinstein در اتاق یک هتل.
لوئیزت که به اتفاق وکیلش «گلوریا آلرد» در یک مصاحبه ی مطبوعاتی شرکت کرده بود.توضیح داد که براساس اظهار هاروی، وی که فیلمنامه ی خود را برای نظرخواهی عرضه داشته بود، به اتاق هاروی رفتند تا این تهیه کننده ی معروف حلقه ی فیلمی را به عنوان نمونه ی کار به او بدهد.
به گفته ی لوئیزت، هاروی در اتاق از لوئیزت معذرت خواست تا به دستشویی برود، و پس از چند لحظه به صورتی کاملا برهنه جلوی او ظاهر شد و به زن بهت زده قول داد که امکان امضای قرارداد کار در یک فیلم را به او می دهد، به شرطی که او شاهد ارضای تمایلات جنسی او باشد...
این روایت، با اظهارات شاکیان دیگر از همین شخص و در همین زمینه تشابه کامل پیدا کرد، و در نتیجه در نخستین مرحله، موجب اخراج واینستین از مدیریت استودیو گردید. بتدریج که تعداد زنان شکایت کننده فزونی گرفت، درواقع اتهام پیشروی در اظهارات و تمایلات جنسی، دست آخر به اتهام به تجاوز جنسی منجر شد.
واینستین 65 ساله پس از این پرده دری ها با قلمرو واژگون شده ی خود روبرو گردید، و براساس نوشته ی نشریه ی «نیویورکر»، اگر هرکدام از این اتهامات در دادگاه به اثبات برسد، واینستین قطعا به زندان خواهد رفت.
آنچه پرونده ی علیه او را مستحکم تر ساخت، شهادت تعدادی از هنرپیشگان درجه اول هالیوود درباره ی خلافکاری های جنسی او بود. شهادت آدم هایی مثل جورج کلونی، مریل استریپ، گوئنت پالترو، و انجلینا جولی، که مثل بهمن بسر این امپراطوری فساد فرود آمد.
سپس برخی از منتقدان این سئوال را مطرح کردند که آیا باید نتایج کارهای هنری این چنین شخصی را از شخصیت خود او جدا ساخت؟ در این مورد، مردی را که ظرف سی سال گذشته، بهترین موقعیت را برای هنرمندان اعم از فیلمسازان و بازیگران فراهم آورده تا به نتایج مهم هنری و موفقیت دست یابند، چگونه قضاوت باید کرد؟
مردی که موقعیت هنری کارگردان هایی مثل کوئینتن تارانتینو، رابرت رودریگز، ریچارد لینک لیتر، و استیون سودربرگ را فراهم آورده، و یا فیلم های برنده ی جوایز اسکار برای هنرپیشگانی مثل مریل استریپ، گوئنت پالترو، جودی دنچ، و جنیفرلارنس را ارائه داده است.
متاسفانه این تهیه کننده یی که همواره با فیلم های خود به جوایز مختلف دست یافته است، در برابر سکس بنده ی عاجزی بود که این امر می تواند خط بطلان بر تمامی فعالیت های مثبت او بکشد.
در این مرحله، درست نقش خلاقه ی آدم هایی مثل «وودی آلن» و یا «رومن پولانسکی» و یا حتی « بیل کازبی» که موجباتی برای چشم پوشی فراهم آورده بود، در مورد «واینستین» به عنوان تهیه کننده نمی تواند کارگر باشد، زیرا تمامی این موفقیت ها و جوایز، حاصل محیط کاری ناسالم و غیرقابل دفاع بوده است.
واقعیت این است که واینستین به علت آنچه انجام داد، از کار برکنار نگردید، برکناری او به علت افشاگری ها و حقایقی بود که در این باره بر زبان آمد.
لورا پالومبو رئیس کمیته ی ملی خشونت های سکسی اعتقاد دارد که تنها راه مبارزه با این افراد، افشاگری از سوی کسانی است که هرکدام به نوعی قربانی بوده اند، زیرا از این طریق است که می توان جلوی این چنین جریانی را گرفت و عذر و بهانه فقط این نباشد که: «این فقط یک گفت و گوی خصوصی و خودمانی در یک مکان خلوت بوده است».

1587-88

بهترین های یک هنرمند

1587-84

1587-85

• «دیوید بووی» David Bowie در سال 1976 به برلین نقل مکان کرد و در آن شهر موفق شد مشکل اعتیاد خود را کنار بگذارد، و انقلابی ترین ترانه ها و موسیقی خود را ارائه دهد.
آلبومی که اخیرا از او با عنوان A New Career In A New Town:1977-1982 انتشار یافته است، این دوره از کار هنری او را در بر می گیرد که آثاری برجسته و به جا ماندنی بشمار می روند.
کتاب مصوری که این آلبوم را همراهی می کند، نمایشگر تحول و دگرگونی ظاهری این هنرمند نیز از آوازخوانی با لباس های عجیب و غریب تا ترانه سرایی با ظاهری محافظه کارانه تر است. اما به همین نسبت، هرچه ظاهر مناسب تری پیدا می کند، موسیقی او سخت تر و عجیب تر می گردد. در معرفی آهنگ Heroes کمپانی RCA در معرفی اثر می نویسد: موج قدیم وجود دارد، و موج نو وجود دارد، و بعد دیوید بووی می آید.
بووی این ترانه را هم به زبان فرانسه و هم به زبان آلمانی خوانده است، وآثار این دوره از کار او در برلین، جنبه یی جهانی تر دارد. موضوع این است که حتی اگر شنونده معانی کلمات را در نیابد، آهنگ و کلمات با آنچنان طپشی جریان دارند که احتیاج به دریافت معنا نیست. و مهمتر از آن، حتی اگر شنونده برای صدمین بار آن آهنگ را می شنود، همچنان به نظر می رسد که اولین بار است.
کنسرت دوره یی او در سال 1978 که در سال 2005 به صورت یک آلبوم عرضه شده بود، در قالب انتخاب شده یی در این آلبوم جدید عرضه می شود. از جمله آهنگ های پرتلاطم The Jean Genie و نیز Suffragette City.
در سال 1977 دیوید بووی با استفاده از یک ترانه ی قدیمی«بینگ کرازبی» ترانه یی برای دوران کریسمس عرضه کرد که اما تا سال 1982 پخش نشد.
Peace On Earth/ Little Drummer Boy نوع موسیقی کلاسیک کریسمس است، که اما در سال های اخیر ضبط این آهنگ به صورتی همگانی در دسترس نبود، و اکنون موقعیت مناسبی برای عرضه ی آن، و بخصوص نوار دو صدایی بووی و کرازبی در قالب Recall 3 فراهم آمده که جزو ضبط های نادر و بسیار کمیاب است.
مجموعه ی Lodger که سومین جلد از «سه گانه ی برلین» به شمار میرود، با کمک «تونی ویسکونتی» همکار قدیمی اش شکل گرفت. ویسکونتی در این باره می گوید: من و دیوید نخست از نتیجه ی کار راضی نبودیم، اما بعد با تجدید نظر و تصحیح، مشکلات کاری و نیز برخی از ناهماهنگی های استودیو برطرف گردید، تا به نتیجه ی لازم دست یافته شود. و بالاخره تونی توانست بگوید: و اینک Lodger همانی بود که ما می خواستیم به گوش علاقمندان برسد.
Low که جلد دوم دوران برلین است در سال 1977 به صورت یک شاهکار به علاقمندان عرضه می گردد. ترانه ی دوم به اسم Breaking Class در کمتر از 2 دقیقه به انجام می رسد اما بعدا در استرالیا بسط پیدا می کند و به موقعیت در خور خود دست می یابد.
کل این آلبوم در قالب The Best Of Bowie’s Now Box Set به بازار عرضه شده است.