نقد فیلـم - فرح شکوهی

1322-46

1601-44

1601-45

فیلم براساس تاثیر رویداد فاجعه آمیز 11 سپتامبر ساخته شده، درست در شرایطی که گروهی از افسران شجاع و کارکشته امریکایی در آستانه شروع زندگی آرام خود بودند، ناگهان تصمیم می گیرند دوباره برسر ماموریت های تازه خود به قصد انتقام از طالبان والقاعده، راهی افغانستان شوند.
کاپیتان میچ نلسون (کریس همسورت) به اتفاق افسر ارشد اسپنسر(مایکل شنون) و گروهبان شجاع دیگر (مایکل پنیا) در جمع 12 ابرمرد، تیم خود را آماده و راهی میشوند تا بتوانند حمایت وهمراهی ژنرال عبدالرشید دوستم (نوید نگهبان) را برای این جنگ تازه جلب کنند.
این تیم 12 نفره در حالی روانه میشوند که ارتش مجهز و پرقدرت القاعده با استفاده از بودجه کشورهای منطقه، آماده مقابله است و با تانک و توپ، موشک اندازهای مدرن انتظار می کشد. ارتش 12 نفره با فضای افغانستان، کوه ها و غارهای پیچ در پیچ این سرزمین آشنا نیست و برای آنها تشخیص دوست و دشمن مشکل ترین کار است. چون تقریبا همه در یک لباس و شکل و شمایل در رفت و آمد هستند و تنها هدف براندازی القاعده و طالبان بخاطر ضربه سنگینی که برامریکا وارد کردند، همین گروه را شجاعانه پیش می برد.
نکته ای که از همان آغاز جلوه می کند. همراهی و یاری نوجوانان افغان با این گروه است همانها که خانواده های خود را در جنگ نابرابر با القاعده از دست داده اند و بعنوان راهنما و مترجم می توانند تیم را به پیش ببرند.

1601-46

تیم 12 نفره بدلیل عبور از کوهستانها، ناچارند به یک ارتش سواره نظام مبدل شوند و با بهره از اسب و قاطر به راه خود ادامه میدهند ولی هنوز انتظار دیدار ژنرال عبدالرشید معروف به جنگ سالار ارتش اتحاد شمال افغانستان را می کشند، که او را نابغه شجاعی می دانند که به چند زبان سخن می گوید و بسیار هشیار است. نقش این شخص را نوید نگهبان بازیگر بسیار مستعد و هنرمند ایرانی بازی می کند که الحق بهترین انتخاب است چون نوید نگهبان با توجه به تسلط به هر دو زبان فارسی و انگلیسی که با مردمان سرزمین همسایه و مرزبان هماهنگی دارد، در همان آغاز در نقش خود جا می افتد و به جرات درهمان آغاز در برابر بازیگران بین المللی چون کریس همسورت نه تنها کم نمی آورد بلکه در خیلی از صحنه ها، بسیار تاثیرگذار است.
فرصتی که با این فیلم برای نوید نگهبان پیش آمد، بهترین فرصت دستیابی به نقشهای خوب و ماندنی است چون نوید نشان میدهد که کاملا توانایی چنین نقش هایی را دارد، او برخلاف خیلی از فیلم هایش، این بار نقش مثبت به عهده دارد، نقش ژنرال پرنفوذ و محبوب منطقه شمال افغانستان را که درواقع بزرگترین لشگر جنگی را در اختیار دارد.
فیلم برخورد دو فرهنگ و باورهای اجتماعی و سیاسی را هم نشان میدهد که می توانند در نقطه ای هماهنگ و همصدا بشوند و می توانند در کنار هم در مبارزات علیه تروریسم پیش بروند. همانگونه که در این فیلم نشان میدهد و در یک مورد به برخورد و اختلاف نظر می رسند، ولی در تنگنا، ناگهان به فریاد هم می رسند، همانگونه که ژنرال عبدالرشید فریادرس تیم 12 نفره می شود.
فیلم حرف شجاعت، وطن پرستی و اراده و هدف را میزند، ضمن اینکه همبستگی با هر مرام و عقیده و نژاد و رنگی می تواند، اعجاز آفرین باشد.
بازی کریس همسورت بسیار نرم و روان و هنرمندانه است، مایکل شنون فرصت عرض اندام ندارد چون بیشتر مجروح و افتاده است. در این فیلم، حضور السا پاتاکی همسر واقعی کریس همسورت در نقش همسرش نیز جالب است.

1601-47

1601-48