نقد فیلـم - فرح شکوهی

1322-46

1602-42

1602-43

مهمترین اصل در مورد تازه ترین فیلم کلینت ایستوود، اینکه بازیگران فیلم، خود قهرمانان ماجرای واقعی خود در پاریس هستند. الکس، آنتونی و اسپنسر که از دوران نوجوانی با هم دوست بودند و بعد از سالها در سفری به پاریس حادثه بزرگی را می آفرینند.
کلینت ایستوود ابتدا قصد داشت از 3 بازیگر معروف و نیمه معروف در فیلم بهره بگیرد، ولی وقتی با قهرمانان ماجرا روبرو شد و جلساتی را با آنها گذراند، فهمید که آنها میتوانند در نقش خود ظاهر شوند، چون هیچکس به اندازه خود آنها، این نقش را حس نمی کند.
دست اندرکاران فیلم می گویند زمان زیادی برای آماده ساختن سه شخصیت اصلی فیلم صرف نشد چون همه آنها تحت تاثیر کلینت ایستوود جانانه پیش رفتند و سرانجام آمادگی حضور جلوی دوربین را پیدا کردند.
فیلم از همان آغاز هوشیاری های ایستوود را نشان میدهد، او با وجود سن و سال 87 سالگی هنوز اصرار دارد فیلم هایش رنگ و بوی نوجوانان و جوانان را داشته باشد. او با بهره از دنیای کودکان و نوجوانان در فیلم های اخیر خود، درهای فیلم هایش را بروی نسل جدید هم گشوده است و در یکی دو فیلم هم بسیار موفق بوده است بخش هایی از کودکی ها، نوجوانی ها و بعد هم آغاز جوانی قهرمانان ماجرا، با مهارت تنظیم شده است، همانگونه که میدانید فیلم ماجرای 3 جوان امریکایی که شامل دو قهرمان جوان جنگ، یک دوست قدیمی شان است، که در سفری به اروپا در قطار پاریس، ناگهان متوجه حضور یک تروریست می شوند که با انباری اسلحه و فشنگ به درون قطار آمده تا بقولی صدها نفر را سوراخ سوراخ کند ولی شجاعت الکس و بعد هم یارانش، درحساس ترین مرحله حمله این تروریست، همه نقشه ها خنثی می شود و 3 جوان امریکایی قهرمان بزرگ اروپا میشوند و به دریافت نشان های افتخار از دست رئیس جمهور فرانسه و تقدیر و ستایش از سوی مقامات امریکایی نائل میشوند.

1602-44

بهره از 3 قهرمان اصلی ماجرای پاریس در فیلم، از جهاتی کنجکاو برانگیز، از سویی نیز با مشکلاتی روبروست به جز الکس و تا حدی انتونی، حس بازیگری در این قهرمانان آنگونه که انتظار میرود دیده نمی شود ولی بدلیل کار قهرمانانه شان زیاد به چشم تماشاگر نمی آید و در بیشتر زمان فیلم، تماشاگر احساس می کند یک فیلم مستند و واقعی را تماشا می کند. فیلمنامه تا حدی کشدار ومستندگونه است، بقولی گاه یک فیلم سینمایی جلوه نمی کند. ایستوود با تجربیات گذشته، مهارت های کارگردانی، فیلم را جلو می برد و تماشاگر را تا آخر می کشاند. ولی هیجانی که دیگر فیلم هایش به تماشاگر انتقال می داد در این فیلم دیده نمی شود و حتی برخی صحنه ها زیادی و غیرضروری است، گرچه ایستوود با نشان دادن بخشی از ماجرای پاریس در آغاز فیلم و با گنجاندن صحنه هایی از حادثه، در لابلای رویدادها به تماشاگر می فهماند که حادثه بزرگی در راه است، ولی آنگونه که باید آن صحنه ها، تاثیرگذار نیستند و نبودشان هم مشکلی ایجاد نمی کند.
بعضی از صحنه های نوجوانی این قهرمانان، بدلیل شرور بودن، دست به اسلحه بردن در خانه، ده ها اسلحه کوچک و بزرگ داشتن، به ساختار شخصیتی قهرمانان تا حدی لطمه می زند.
سه قهرمان اصلی همه سعی خود را کرده اند، ایستوود از همه توانایی خود بهره گرفته و به جرات هیچکس جز او توان ساختن این فیلم را با قهرمانان اصلی نداشت ضمن اینکه در اصل همه حوادث هیجان انگیز فیلم در همان چند لحظه قطار پاریس می گذرد و ایستوود همان دقایق را به یک فیلم 2 ساعته مبدل کرده در نهایت هنوز ایستوود را بخاطر پشتکارش، بخاطر زنده کردن حوادث قهرمانی و تاریخی و بخاطر قدرت و استقامت و هشیاری اش در چنین سن و سالی می ستائیم و به احترام او کلاه از سر بر می داریم.

1602-45

1602-46

1602-47

1602-48