نقد فیلـم - فرح شکوهی

1322-46

1605-51

1605-52

کمتر کسی توقع چنین فروش رکوردشکن از فیلم Black Panther داشت، چرا که گذر از مرز یک میلیارد در سراسر جهان، یک رکورد استثنایی است. والبته کمپانی مارول نیز با این فیلم، گام بلندی برداشته و از قالب صرفا اکشن و سوپرویژوال خارج شده است.
فیلم قصه تی چالای جوان است که در ماجرای کاپیتان امریکا، پدرش پادشاه واکاندا و پلنگ سیاه اول، کشته شد و حالا تی چالا (چادویک باسمن) به سوی ملت خود بازگشته تا جای پدر را بگیرد و تاجگذاری کند، درحالیکه دشمن پرقدرت اش اریک کیلمانگر (مایکل بی جوردن) در برابرش ایستاده، کینمانگر هم یک قهرمان و برخاسته از میان اقلیت هاست، که مبارزه او از دیدگاه تماشاگر به حق می آید.
کمپانی مارول مدتها بود که در پی خلق یک سوپرهیروی تمام عیار سیاهپوست بود و اینک به آن هدف رسیده است. رایان کوگلر به اتفاق جوی رابرت کول، قصه فیلم را برمبنای شخصیت های با هدف و مبنای مبارزه برابر و شانه به شانه زنان خلق کرده است، تماشاگر در فیلم قدرت زنان را در لحظات حساس فیلم، برابر با مردان می بیند، زنانی که برای ملت خود از جان مایه می گذارند. فیلم داستان پیچیده ای ندارد، ولی در لایه های فیلم، معنا و مفهوم موج میزند، فیلم برخلاف معمول این گونه فیلم ها تکیه بر رویدادهای خشن و جلوه های ویژه همه جانبه ندارد، تکیه بر طنز ندارد، ولی انقدر هم جدی نیست که تماشاگر را خسته کند. نکته مهم در مورد فیلم، حمایت همه جانبه سیاهپوستان از فیلم است، آنها از همان روز نخست، با پخش اطلاعیه ها و پیام ها روی سوشیال میدیا ملت امریکایی افریقایی را تشویق به بالا بردن میزان فروش فیلم کردند و دیدیم که کارگر هم افتاد و گرچه فیلم از دیدگاه نسل جوان، از همه نژاد و رنگی، استقبال شد چون قهرمانان فیلم از میان اقلیت ها می آیند، از میان زنان می آیند دو مورد مهم، خصوصا در این برهه از تاریخ امریکا.
انتخاب کندریک لامار بعنوان خواننده موزیک متن فیلم، یک انتخاب حساب شده بود چون بار سنگینی از فیلم را بردوش دارد و موفق هم میشود، موزیک فیلم را بر دلها می نشاند.
فیلم Black Panther (پلنگ سیاه) یک تحول و دگرگونی تازه در تولیدات مارول استودیوست که پایه آنرا رایان کوگلر گذاشته است و فیلم نشان میدهد که سوپر هیروها می توانند از میان مردم عادی برخیزند و تا بالاترین مرحله پیش بروند.

1605-53

1605-54

1605-55

کمتر کسی توقع چنین فروش رکوردشکن از فیلم Black Panther داشت، چرا که گذر از مرز یک میلیارد در سراسر جهان، یک رکورد استثنایی است. والبته کمپانی مارول نیز با این فیلم، گام بلندی برداشته و از قالب صرفا اکشن و سوپرویژوال خارج شده است.
فیلم قصه تی چالای جوان است که در ماجرای کاپیتان امریکا، پدرش پادشاه واکاندا و پلنگ سیاه اول، کشته شد و حالا تی چالا (چادویک باسمن) به سوی ملت خود بازگشته تا جای پدر را بگیرد و تاجگذاری کند، درحالیکه دشمن پرقدرت اش اریک کیلمانگر (مایکل بی جوردن) در برابرش ایستاده، کینمانگر هم یک قهرمان و برخاسته از میان اقلیت هاست، که مبارزه او از دیدگاه تماشاگر به حق می آید.
کمپانی مارول مدتها بود که در پی خلق یک سوپرهیروی تمام عیار سیاهپوست بود و اینک به آن هدف رسیده است. رایان کوگلر به اتفاق جوی رابرت کول، قصه فیلم را برمبنای شخصیت های با هدف و مبنای مبارزه برابر و شانه به شانه زنان خلق کرده است، تماشاگر در فیلم قدرت زنان را در لحظات حساس فیلم، برابر با مردان می بیند، زنانی که برای ملت خود از جان مایه می گذارند. فیلم داستان پیچیده ای ندارد، ولی در لایه های فیلم، معنا و مفهوم موج میزند، فیلم برخلاف معمول این گونه فیلم ها تکیه بر رویدادهای خشن و جلوه های ویژه همه جانبه ندارد، تکیه بر طنز ندارد، ولی انقدر هم جدی نیست که تماشاگر را خسته کند. نکته مهم در مورد فیلم، حمایت همه جانبه سیاهپوستان از فیلم است، آنها از همان روز نخست، با پخش اطلاعیه ها و پیام ها روی سوشیال میدیا ملت امریکایی افریقایی را تشویق به بالا بردن میزان فروش فیلم کردند و دیدیم که کارگر هم افتاد و گرچه فیلم از دیدگاه نسل جوان، از همه نژاد و رنگی، استقبال شد چون قهرمانان فیلم از میان اقلیت ها می آیند، از میان زنان می آیند دو مورد مهم، خصوصا در این برهه از تاریخ امریکا.
انتخاب کندریک لامار بعنوان خواننده موزیک متن فیلم، یک انتخاب حساب شده بود چون بار سنگینی از فیلم را بردوش دارد و موفق هم میشود، موزیک فیلم را بر دلها می نشاند.
فیلم Black Panther (پلنگ سیاه) یک تحول و دگرگونی تازه در تولیدات مارول استودیوست که پایه آنرا رایان کوگلر گذاشته است و فیلم نشان میدهد که سوپر هیروها می توانند از میان مردم عادی برخیزند و تا بالاترین مرحله پیش بروند.

1605-56

1605-57

1605-58