پایان کار «جشن سینمای ایران» با همکاری بنیاد فرهنگ

1615-69

1615-70

1615-71

فیروزه خطیبی
عکس ها: وفا خاتمی

“جشن سینمای ایران” که هرسال با همکاری “بنیاد فرهنگ” – یک نهاد غیرسیاسی، غیرمذهبی و غیرانتفاعی درجنوب کالیفرنیا- توسط آرشیو فیلم و تلویزیون دانشگاه لس آنجلس برگزار می شود پس از سه هفته نمایش برگزیده ای از تازه ترین و مطرح ترین آثار سینمای ایران، شنبه شب گذشته با نمایش فیلم “باشو، غریبه کوچک” درحضور کارگردان فیلم، بهرام بیضایی، سینماگر، نمایشنامه نویس و پژوهشگرسرشناس ساکن سن فرانسیسکو به کارخود پایان داد.
آقای علیرضا اردکانی مدیراجرایی “بنیادفرهنگ” می گوید از اینکه این نهاد فرهنگی می تواند هر سال به عنوان حامی سری فیلم های سینمای ایران با آرشیو فیلم و تلویزیون دانشگاه لس آنجلس که نزدیک به 30 سال است بخشی از فعالیت های خود را به سینمای ایران اختصاص داده همکاری داشته باشد افتخار می کند: “هرسال در حول و حوش روزهای پایانی “جشن سینمای ایران” بی اختیار به این فرصت کمیاب و فیلم های درخشانی فکر می کنم که توانسته ام درکنار هزاران تماشاگر دیگر شاهد اکران آن ها باشم. درعین حال ما از همه مهمانان هنرمندی که امسال دراکران فیلم های برجسته شان حضور داشتند سپاسگزاری می کنیم و ازهم چنین از بیش از 3000 تماشاگری که درطول سه هفته برگزاری جشن سینمای ایران به ما پیوستند تا این فیلم های برجسته را درکنارآن ها تماشا کنیم. بی صبرانه منتظر سری بعدی این فیلم ها درجشن سینمای ایران سال 2019 هستیم.”

حضورسینماگران سرشناس ایرانی
درسومین هفته “جشن سینمای ایران”
“جشن سینمای ایران” که امسال کارخود را با فیلم بحث برانگیز”بدون تاریخ، بدون امضاء” ساخته وحید جلیلوند با بازی نوید محمدزاده آغاز کرد، درهفته سوم با فیلم “سد معبر” دومین ساخته محسن قرایی کارگردان صاحب سبک و با حضور بازیگر این فیلم، حامد بهداد ادامه یافت.
آقای بهداد که برای بازی در نقش یک مامور گشت فاسد دراین فیلم جایزه بهترین بازیگرمرد جشنواره “Golden Global” مالزی را از آن خود ساخته، درشب نمایش فیلم درتالار “بیلی وایلدر” یک بار دیگربرای بازی کم نظیرش به شدت مورد تشویق حاضران قرارگرفت. او دربخش پرسش و پاسخ با تماشاگران، دررابطه با شرایط سخت فیلمسازی در ایران و مسائلی که پایان خاص فیلمنامه “سد معبر” برای سازندگان آن بوجود آورده بود صحبت کرد:”وقتی ما این فیلمنامه را به وزرات ارشادبردیم تا برای ساختن آن مجوزبگیریم، قرارنبود قهرمان شرورداستان پول هنگفتی را که دریکی ازگشت هایش بدست آورده بود به مقامات پس بدهد. اما همین مسئله باعث می شد که ما نتوانیم فیلم را بسازیم. یعنی یک طرزتفکری وجود دارد که بخودش اجازه می دهد به یک آرتیست بگوید این کار را بکن یا نکن.”
آقای بهداد این طرزتفکر را نقطه ضعفی خواند و طرز تفکری که باید از آن دور شد:”اگرنه ما فکر می کنیم نقطه ضعفی که وجود داردبه ما هم سرایت کرده است.اما حقیقت این است که ما همه به هم پیوسته هستیم. هرکسی درهرگوشه ای هرکاری که انجام بدهد بازخوردش را هم پس می گیرد. ما خواسته ایم درباره فساد، یک نمایشی را نشان بدهیم. نمی توانیم؟ پس در یک وضعیت خاص و با پایانی معلق نمایشش می دهیم و داوری آن را هم برعهده شما می گذاریم.”
حضوراحمد کیارستمی، فرزند عباس کیارستمی، تکمیل کننده و تدوین گر فیلم “24 فریم” آخرین ساخته این سینماگرفقید درروزیکشنبه 13 ماه می هم با جلسه پرسش وپاسخ شورانگیزی همراه بود. آقای کیارستمی ضمن توضیح درباره پیچیدگیهای تکنیکی این اثربرجسته درباره آغاز پیدایش پروژه”24 فریم” گفت: “برای پدرم همیشه این سئوال وجود داشت که چرایک اثر نقاشی هرگزتغییر نمی کند؟ چه می شود اگرما لحظات قبل و بعد ازاین تصویررا هم ببینیم؟ به این صورت بود که عکس هایی که او از هفت سال پیشترگرفته بود، تبدیل به این چیدمان ها یا مجموعه فیلم های کوتاه شد.”
احمد کیارستمی که درحال حاضردرحال مذاکراتی برای نمایش فیلم “24 فریم” درموزه های ایران و جهان است ضمن صحبت درباره شخصیت و نیزخاطراتی که ازپدرداشت به تماشاگران گفت پدرش درسال های پایانی زندگی ازعکاسی بیش از فیلمسازی لذت می برد و بسیارعلاقمند بود تا آثارش در موزه های تهران به روی پرده بیاید: “ایران برای پدرم و فیلم های او خیلی اهمیت داشت.”

1615-72

1615-73

شب پایانی و گرامیداشت استاد بهرام بیضایی
“جشن سینمای ایران” امسال با اکران فیلم “باشو غریبه کوچک” ساخته بهرام بیضایی، فیلمساز، نمایشنامه نویس، کارگردان، پژوهشگر واستاد دانشگاه ساکن شمال کالیفرنیا، باحضور خود کارگردان به کار خود پایان داد.
فیلمی که پل ملکوم، مسئول برنامه ریزی و کیوریتور “جشن سینمای ایران”، پیش از اکران آن را درحضور انبوه جمعیتی که یک بار دیگر تالار”بیلی وایلدر” موزه “همر” را پرکرده بودند “شاهکاری بی بدیل از سینمای ایران و حتی جهان” خواند.
آقای ملکوم درمعرفی بهرام بیضایی، ضمن آنکه این کارگردان برجسته را یکی از “سردمداران فیلمسازی سینمای ایران” خواند که “نه تنها درزمینه سینما بلکه درزمینه تئاترهم ازاستادان مسلم این هنرشمرده می شود” به برخی از آثار او ازجمله “چریکه تارا”، “مرگ یزدگرد”، “شاید وقتی دیگر” و هم چنین نخستین فیلم این کارگردان-”رگبار”(محصول 1351 ایران)- اشاره کرد که درسال 2011 توسط “موسسه ترمیم فیلم های سینمایی” دانشگاه لس آنجلس، نسخه تازه ای از آن تهیه شد و درسال 2013 با حضور آقای بیضایی درجشن سینمای ایران به نمایش درآمد.
آقای بیضایی که از چند سال پیش به عنوان استاد مدعو در بخش ایرانشناسی دانشگاه “استنفورد” در شمال کالیفرنیا به تدریس سینما و درکنار آن به نوشتن و اجرای نمایشنامه های تازه اشتغال دارد با بیش از 14 فیلم بلند و کوتاه و 40 فیلمنامه، یکی ازفیلمسازان صاحب سبک و ازپیشگامان موج نوی سینمای ایران به شمار می رود. آقای بیضایی هم چنین با انبوهی ازپژوهش های تاریخی، ده ها کتاب و نمایشنامه درشمار یکی از نویسندگان برجسته ادبیات نوین ایران قرار دارد و آثاراو به زبان های انگلیسی، فرانسه، عربی و آلمانی ترجمه، چاپ و نمایش های او نیز به زبان های مختلف در کشورهای مختلف جهان اجرا شده است.
بهرام بیضایی که درخانواده ای اهل شعر و ادب به دنیا آمده، در نوجوانی به فیلمسازی علاقمند شد. او ضمن آشنایی با کار و سرگذشت صادق هدایت از او تاثیر گرفت. بعدها با ترک رشته ادبی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، به پژوهش در رشته نمایش پرداخت و یگانه منبع مهم تاریخ نمایش ایران را به شکل کتابی بچاپ رسانید. هم زمان، با بهره گیری از شیوه های تعزیه ای که نیاکانش در “آران” برپا می کردند به نمایشنامه نویسی گرایید. او با نخستین نمایشنامه اش – “پهلوان اکبر می میرد” به معروفیت رسید.
بهرام بیضایی فیلمسازی را از دهه 1350 در”کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان” آغاز کرد و همزمان در دانشگاه به تدریس مشغول شد. در سال 1358 پس از 10 سال دوری از صحنه نمایش، “مرگ یزدگرد” را به روی صحنه برد که بعدها فیلم آن هم ساخته شد. او پس از انقلاب از تدریس در دانشگاه محروم شد و به مدت 18 سال امکان کار تئاتری در ایران نیافت اما با پیگیری های فراوان توانست چند فیلم بسازد. آقای بیضایی که در سال 1381 بعنوان برترین کارگردان تاریخ سینمای ایران شناخته شد در کنار نویسندگانی چون اکبررادی و فیلمسازانی چون ناصرتقوایی دردگرگونی تئاتر و سینمای ایران نقش کلیدی داشته است. فیلم “باشو، غریبه کوچک” هم که به عنوان برترین فیلم تاریخ سینمای ایران شناخته می شود، درکنارفیلم “سگ کشی” – محصول سال 1378- دوتا از برجسته ترین فیلم های این سینماگرو ازمهم ترین آثارسینمای ایران وحتی جهان به شمار می روند.

1615-74

1615-75

“باشو، غریبه کوچک”، سه دهه بعد
درمراسم شب پایانی “جشن سینمای ایران”، نسخه دیجیتالی فیلم “باشو، غریبه کوچک” با بازی سوسن تسلیمی که بسیاری او را بهترین هنرپیشه سینمای ایران می دانند به نمایش درآمد.
فیلم، ماجرای پسرکی به نام “باشو” است که خانواده خود را در یکی از بمباران های جنوب ایران درجریان جنگ ایران و عراق از دست می دهد. او که درکامیونی درحال کوچ پنهان شده و همانجا بخواب رفته است در شمال مملکت چشم می گشاید و به مزرعه زنی به نام “نایی جان” می رسد که با دوفرزندش درغیاب شوهری که برای کاربه شهر رفته زندگی پرزحمتی را می گذراند. “نایی جان” که زبان پسربچه جنوبی را نمی فهمد به او نان و آب می دهد و می کوشد بداند او کیست ومی خواهد زبان او را بفهمد. باشو در مقابل محبت های زن روستایی می کوشد در کارهای مزرعه به او کمک کند. نهایتا با بازگشت شوهرکه دست راستش را درسفر از دست داده، باشو، در خانواده “نایی جان” و بین مردم روستای کوچک که پیش از این او را به چشم سربار و مزاحم نگاه می کردندپذیرفته می شود.
دربخش پرسش و پاسخ بعد از اکران فیلم، آقای بیضایی ضمن توصیف شرایط و مشکلاتی که باوجود کارشکنی های آن زمان در راه ساختن فیلم وجود داشت درباره چگونگی شکل گیری فیلمنامه “باشو” به تماشاگران گفت که مضمون اولیه فیلم را سوسن تسلیمی درطرح کوتاهی با او در میان می گذارد و داستان کوتاهی می نویسد که تفاوت هایی هم با فیلم کنونی ازجمله تاکید بیشتری بروقایع جنگ جنوب داشته است. پس از ایجاد تغییراتی توسط آقای بیضایی وبراساس همان طرح اولیه، فیلمنامه درکانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مورد تصویب قرار گرفته و فیلم ساخته می شود.
تماشای فیلم “باشو، غریبه کوچک”،پس از گذشت بیش از سه دهه، هنوز هم مسحورکننده وبی نهایت تاثیرگذاربود. فیلمی ضد جنگ، ضد خشونت و ضد وحشیگری وفیلمی انسانی که دروهله اول احساس نفرت، بیزاری و ترس ازجنگ را درتماشاگر بیدار می کند. جنگی که درایران پس از انقلاب “دفاع مقدس” خوانده می شد و بنا برگفته آقای بیضایی “دستور رهبربود و کسی جرات مخالفت با آن را نداشت”.
با این وجود آقای بیضایی که معتقد است اثرات منفی جنگ را درهمان دقایق آغازفیلم خود بوضوح نشان داده است به تماشاگران گفت که فیلمش درباره مهاجرت و جابجایی انسان هاست و نه درباره جنگ: “ درآن زمان یک یک افرادی که در پروژه ساخت این فیلم دست داشتند از جمله بازیگرنقش اصلی آن سوسن تسلیمی به فکرمهاجرت و ترک ایران بودند. حتی خود من هم به این مسئله فکر می کردم. “
آقای بیضایی درباره زبان فیلم به تماشاگران توضیح داد که برای درک فیلم “باشو، غریبه کوچک” به زیرنویس یا زبان عادی و محلی نیازی نیست: “دراینجا چیزی فراتر از زبان عادی وجود دارد که همان زبان تصویری فیلم است. زبان عواطف، چشم و دیدن چیزی است که حتی بدون آنکه ما بخواهیم منتقل می شود. من فکر می کنم اگربه رغم همه جنگ های تاریخ، انسان همچنان باقی مانده، بخاطر وجود همین فرهنگ فراسوی همه زبان هاست.”
درپاسخ به این سئوال که همکاری با بازیگرقدرقدرتی چون سوسن تسلیمی چگونه تجربه ای بوده است آقای بیضایی به حاضران گفت: “سوسن تسلیمی علاوه برآنکه بازیگرپرقدرتی بود اهل گیلان هم بود و مادربزرگی داشت که فکرمی کنم شخصیت “نایی جان” تحت تاثیراو بوده است. اما ضمن فیلم برداری او چنان تحت تاثیر داستان و رابطه بین شخصیت “نایی جان” و”باشو” قرارگرفته بود که اغلب صحنه ها را بطورفی البداهه می ساخت. فکرمی کنم از آنجایی که با آزارهایی که در آن زمان می دید ذهن او ازفکرمهاجرت و رفتن از مملکت پرشده بود، این افکار دربازی او هم اثرگذاشته بود. تقریبا همه ما همین وضعیت را داشتیم. چنانچه همین امروزهم این اثرات را می شود دید.”
با این همه شخصیت “نایی جان” به صورتی که سوسن تسلیمی آن را در فیلم ارائه کرده است نمایانگر توانمندی های زنان بویژه زنان روستایی و درستایش آن هاست. زنانی که بنابرگفته آقای بیضایی هیچ شباهتی به نمونه های زنان “قهرمان دوران اول انقلاب” ندارند: “این زنان روستایی کارگر در آن زمان با لباس های رنگارنگ درفیلم ظاهرشده اند و هیچ شباهتی هم به زنان سیاهپوش و حجاب دار انقلابی ندارند. هرچند بعدها حجاب سیاه به آن ها هم تحمیل شد.”

1615-76

1615-77