نگاهی به تنش ها و چالشهای زندگی همجنسگرایان و دگرباشان جنسی - قسمت سوم

1627-13

نگاهی به تنش ها و چالشهای زندگی همجنسگرایان

و دگرباشان جنسی در جامعه ایرانی – امریکایی

1629-23

مستانه مقدم،
LCSW (مددکار اجتماعی بالینی)

*****

قسمت سوم

ازدواج و خانواده

معمولا در فرهنگ ایرانی ازدواج و تشکیل خانواده یکی از مهمترین بخشهای زندگی و عمیق ترین ارزش برای میزان موفقیت وخوشبختی یک فرد است، از سوی دیگر صحبت و یا عنوان کردن مسائل مربوط به جنسیت و یا گرایش جنسی بی اهمیت و نا پسند شمرده می شوند. بنابراین اکثریت افرادی که با این باورهای فرهنگی بزرگ شده اند اعتقاد دارند که اهمیت دادن به هویت و گرایش جنسی و اولویت دادن به این احساسات در عوض وظیفه تشکیل یک خانواده بطور سنتی، نه تنها حرکتی خودخواهانه است بلکه نشانه بی ملاحظگی و بی مسئولیتی فرد نسبت به ارزشها و قدرتهای جامعه است. افرادی که اعتقاد کامل به این اصول اجتماعی و باورهای سنتی در رابطه با خانواده را دارند، عقیده دارند که یک فرد همجنسگرا و یا دگرباش جنسی باید احساسات و گرایشات جنسی و جسمی خود را سرکوب کرده و قوانین یک ازدواج سنتی را به هر قیمتی که شده رعایت کند. متاسفانه آنچه را که این افراد و جامعه بطور کل در نظر نمی گیرند عواقب وحشتناک و دردناکی است که این تصمیم و انتخاب برای افراد درگیر این روابط بوجود خواهد آورد.
ما باید از خود سئوال کنیم که آیا می توانیم یک شخص دگرجنس گرا و یا هتروسکسوال را مجبور به ازدواج با یک فرد همجنس او کنیم؟ آیا چنین شخصی می تواند خوشبختی و رضایت را در زندگی زناشویی با همسرش به دست آورد؟ افرادی که در جوامع بسیار بسته، چه از نظر اجتماعی و چه سیاسی زندگی کرده اند خیلی راحت می توانند درک کنند که نداشتن آزادی برای بیان احساسات و باورهای فردی چقدر مشکل و آزاردهنده است. در طول تاریخ جوامع مختلف برای دست یافتن به آزادی بیان، آزادی سیاسی و حقوق شخصی همواره مبارزه کرده اند. آمار نشان داده است که میزان امراض روانی مانند افسردگی، اضطراب، اعتیاد و تمایل به خودکشی در افرادی که در چنین شرایط خفقان آوری زندگی می کنند بسیار بالاتر از حد معمول است.
خانم همجنسگرائی که به اصرار وبرای حفظ آبروی خانواده مجبور به ازدواج با یک مرد شده بود احساس خود را اینگونه بیان می کند: «رابطه جنسی با شوهرم هر بار مانند یک تجاوز رنج آور و دردناک بود. هیچگونه صمیمیت و لذتی در رابطه عاطفی و یا جنسی بین ما وجود نداشت و حتی احترامی که برای هم قائل بودیم خیلی زود از بین رفت. در این شرایط سخت روانی و جسمی تنها چیزی که مرا آرام می کرد استفاده از مواد مخدر بود. در طول پنج سال زندگی زناشویی، سه بار دست به خودکشی زدم و هربار والدینم دوباره مرا مجبور کردند پیش شوهرم برگردم. بالاخره تصمیم گرفتم بدون اجازه و ضد خواست خانواده از شوهرم طلاق بگیرم و خود را از این زندگی مسموم و رنج آوری که هم من وهم شوهرم در آن دست و پا می زدیم، نجات دهم و به تنهایی راه خود را پیدا کنم.»

1627-16

از طرف دیگر ما باید متوجه باشیم که اصرار و اجبار به ازدواج به مفهوم سنتی آن برای فردی از جامعه همجنسگرایان و دگرباشان جنسی در حقیقت محکوم کردن دو فرد بی گناه به یک زندگی مملو از غم، تنهایی، رنج و بدبختی است. خانمی که پس از پانزده سال زندگی زناشویی متوجه می شود که شوهرش یک مرد همجنسگراست احساسات خود را این چنین بیان می کرد: « پی بردن به این واقعیت که شوهرم همجنسگرا است برایم یک ضربه بزرگ روحی بود. احساس می کنم که پانزده سال زندگی زناشویی ام یک دروغ بوده و زندگی و جوانی ام از من ربوده شده. تمام لحظاتی را که فکر می کردم شوهرم به من بی اعتنا است چون من کمبود دارم و یا زیبا و باهوش نیستم را به یاد می آورم. حالا متوجه می شوم چرا او همیشه غمگین، ساکت و ناراضی بود و تقصیر از من نبود.»
ما باید متوجه باشیم و درک کنیم که در فرهنگ و جامعه ایرانی هویت همجنسگرایان و دگرباشان جنسی را نمی توانیم و نباید تنها در چارچوب یک تمایل جنسی بگنجانیم. همجنسگرا و دگرباش جنسی بودن درست مانند دگرباش گرا و یا هتروسکسوال بودن با خود انواع گوناگونی از احساسات جنسی، جسمی، روانی و هورمونی به همراه دارد که جمع آنها موجب گرایش جنسی و هویت جنسی در یک فرد میشوند.
وقتی که ما در یک مجلس عروسی شاهد ازدواج یک زن و مرد هستیم هرگز در مورد چگونگی روابط خصوصی زناشویی آنها فکر نمی کنیم، و احساس نمی کنیم که این زوج با اجرای عمومی این مراسم می خواهند نوع روابط جنسی خود را به مهمانان تحمیل کنند. پس به چه دلیل برخی هنگامی که در مورد ازدواج یک زوج از جامعه دگرباشان جنسی صحبت می شود، فقط نکته گرایش جنسی و روابط خصوصی زناشویی آنها برایشان مطرح است و باور دارند که این زوج می خواهند نوع زندگی خود را به رخ دیگران بکشند و آن را به عموم تحمیل کرده و رواج دهند. این زیبایی یک عشق، وابستگی روحی و روانی و پیمان دوستی بین یک زوج است که اهمیت دارد. بنابراین تا زمانی که افراد جامعه هنوز براین باور هستند که وجود یک فرد همجنسگرا و یا دگرباش جنسی در یک خانواده باعث شرمندگی و آبروریزی آنها در جامعه است، و یا دیدن دو مرد و یا دو زن که دست دردست هم دارند، احساس شگفتی، خشم، تنفر، و انزجار برایشان ایجاد می کند، و فرزندان متعلق به جامعه دگرباشان جنسی از ترس پذیرفته نشدن و دور انداخته شدن توسط خانواده و جامعه احساسات خود را با هیچکس در میان نمی گذارند، و بیشتر صحبت ها در رابطه با افراد این جامعه تحقیرآمیز و تمسخرآور است، صحبت کردن در مورد چالش های زندگی این افراد لازم و مهم است. در زمانی که زنان برای تساوی حقوق درجوامع متمدن می جنگیدند، تمام اخبار درباره مشکلات و تنش های زندگی آنها بود و همین تلاشها باعث شد تا امروز دختران ما بتوانند به تحصیلات عالیه ادامه دهند و در زمینه های مختلف علمی و شغلی افتخار بیافرینند و به خاطر جنسیت خود مورد تعصب و تبعیض واقع نشوند و همانطور که می دانیم این نبرد همچنان ادامه دارد. در گذشته نه چندان دور یک زوج طلاق گرفته مورد خجالت و آبروریزی خانواده خود بودند، اما بالا رفتن دانش و آگاهی اجتماعی به مردم جامعه شناساند که در یک رابطه مسموم و رنج آور ماندن بسیار دردناک تر و خانمان براندازتر از طلاق است. پیشگام بودن در تغییر باورهای کهنه و پوسیده به رشد کلی جامعه کمک می کند و آن را تبدیل به محیطی سالم و امن برای تمام افراد خواهد کرد.

1627-14

امروز ما در دنیا و زمانی کاملا متفاوت و پیشرفته تر از گذشته زندگی می کنیم. بسیاری از ایرانیان امروز درکشورهایی زندگی میکنند که به اصول زندگی همجنسگرایان و دگرباشان جنسی احترام گذاشته می شود و آنها این آزادی را دارند که بطور قانونی ازدواج کنند وخانواده تشکیل دهند. امروزه افراد این جامعه می توانند کودکان نیازمند را به فرزندخواندگی بپذیرند و بسیاری از آنها با استفاده از امکانات و تکنولوژی جدید می توانند فرزندان طبیعی خود را داشته باشند. اکثریت اعضا جامعه ایرانی همجنس گرایان و دگرباشان جنسی به اندازه دیگر افراد جامعه برای ازدواج کردن و تشکیل یک خانواده خوشبخت ارزش و احترام قائل هستند. آنها مانند هر انسان دیگر چشم براه دست یافتن به یک رابطه عمیق عاطفی و احساسی با همسر خود و تشکیل یک خانواده خوشحال و خوشبخت و سپری کردن آن با فرزندان و نوادگان خود هستند، و مانند هر شخص دیگری درانتظار فرصتی هستند که بتوانند این خواسته ها را به واقعیت تبدیل کنند.
طی پنجاه سال گذشته جوامع دگرباشان جنسی در سراسر دنیا و بخصوص امریکا برای به دست آوردن تساوی حقوق بسیار تلاش کرده اند. این افراد که همواره مورد تعصب، تبعیض، خشونت و آزار قرار می گیرند تا چند سال گذشته نمی توانستند از حقوق خود بطور قانونی و مدنی دفاع کنند. صحبت کردن، نوشتن و توضیح دادن درباره نحوه و اصول زندگی این جامعه باعث می شود که بسیاری از باورهای غلطی که به اعضاء این جامعه نسبت داده شده از میان برداشته شوند و حقایق جایگزین دروغها و سوءتفاهم ها شوند. آگاهی رساندن به مردم درباره حقایق زندگی این جامعه از طریق مطبوعات، رسانه های گروهی، سمینارها و اعلامیه های عمومی باعث می شود که احساس شرم، پنهان کاری و بی احترامی که تا کنون نسبت به افراد این جامعه نشان داده شده کاهش یابد و نهایتا از میان برداشته شود. ما امیدواریم که جامعه ایرانی درباره مطالبی که نوشته شده بیشتر بی اندیشند تا بتوانیم با یاری یکدیگر یک سری مکالمات مهم و مهرآمیز را در مورد این موضوع شروع کرده و به کمک هم تعصبات و باورهای کهنه را دگرگون کنیم و با حمایت آزاد منشانه از تمام افراد برای دست یافتن به یک زندگی برتر، در رشد و تکامل جامعه خود بکوشیم.

***

برای گرفتن اطلاعات بیشتر در رابطه با بهداشت و سلامت روان، با حفظ محرمیت کامل، و آشنایی با خدمات موجود و مشاوره و گرفتن کمک فوری می توانید با تلفن 24 ساعته اداره بهداشت روان کانتی لوس آنجلس تماس بگیرید:

Los Angeles County Department Of Mental Health 24/7 Access Hotline
at: (800) 854-7771

برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد برنامه ها و گردهم آئی های مختلف گروه:
We Do Care: Iranian – American Parents of LGBTQ
وابسته به مرکز مشاورین
Cross Cultural Expressions

و یا برنامه ها و گردهم آئی های گروه:
CCE-Raha Iranian – Amerian
LGBTQ Peer And Therapeutic Support Groups

می توانید با دفتر مرکزمشاورین
CCE با شماره تلفن زیر تماس بگیرید.

Cross Cultural
Expressions Community Counseling Center
(818) 860-1223

1627-19