... شهلا سرشار از خاطره هایش با

1631-41

شهلا سرشار از خاطره هایش با پروفسور یارشاطر
از علاقه او به آهنگهای خاطره انگیز، از آخرین دیدار
و آخرین جشن تولد و برنامه با حضوراستاد می گوید

شهلا سرشار خواننده معروف، که خاطره های بسیاری از پروفسور یارشاطر دارد و در بسیاری از برنامه های ویژه ایرانیکا به دعوت یارشاطر شرکت کرده، در یک گفتگوی تازه از یادها و خاطره های خود درباره استاد یارشاطر می گوید.
شهلا سرشار گفت برای اولین بار من استاد را در برنامه بزرگداشت موسی نی داود در دبیرستان بورلی هیلز حدود 30 سال پیش ملاقات کردم، ایشان از برنامه من خوشش آمده بود و شانس با من یاری کرد تا در خانه دکتر عطا منتظری که خانه بزرگان فرهنگ ایران بود، از نزدیک با استاد آشنا شدم، بنا به خواسته ایشان بطور زنده آهنگهای خاطره انگیز قدیمی را خواندم، که خیلی مهربانانه مرا تشویق کرد و از آن ببعد تقریبا در بیشتر گردهمائی های ایرانیکا در سراسر جهان از شهرهای بزرگ امریکا، کانادا، تا سویس، تا دبی دعوت شدم با ارکسترهای اختصاصی ترانه های خودم و ترانه های بزرگان خاطره ها را خواندم، دیدم که استاد با چه اشتیاقی به آنها گوش میدهد و چون پدری مهربان، مرا تشویق و تائید می کرد.
استاد عاشق آهنگهای قدیمی مرضیه، الهه، دلکش و قمر بود و از من میخواست همه آن ترانه ها را بخوانم و سراپا گوش می شد، از میان آهنگهای من، به آهنگ عاشقانه با دلم رفتار کن ساخته استاد جهانبخش پازوکی علاقه خاص داشت و جالب اینکه در جلسات خودمانی و مهمانی ها، خود با من همصدا آهنگهای قدیمی را می خواند.
استاد یک انسان وارسته، یک انسان فروتن، مهربان، عاشق فرهنگ و هنر ایران بود، در سفرهایی که برای اجرای برنامه می رفتم، اصرار داشت دستمزد همه از جمله نوازندگان کاملا پرداخت شود حتی در آخرین برنامه با حضور استاد، درفرزنو به مناسبت 98 سالگی شان در 21 اپریل، من با نوازندگان برجسته چون شهرام فسازاده، پویان و الوندی، یکی از بهترین برنامه را در سالن بزرگ فرزنو اجرا کردیم. بسیار استقبال شد و من از اینکه می دیدم، استاد هنوز باهمان عشق همیشگی به برنامه ما توجه دارد، بر خود می بالیدم.
گاه به استاد زنگ میزدم، اگر توان و حال سخن گفتن داشت چند کلمه ای سخن می گفت، او مردی تکرار نشدنی بود، که در حفظ فرهنگ و تاریخ و هنر و ادب ایران در تمام عمر کوشید و خستگی را نشناخت. من همیشه مدیون محبت هایش هستم و هیچگاه خاطره هایش را از یاد نمی برم.

1631-42