شهرام شب پره بدون رتوش درباره جامعه هنری و خوانندگان حرف میزند

1646-3

1646-4

1646-6

شهرام شب پره نوازنده، آهنگساز، ترانه سرا و خواننده، درواقع بعد از 55 سال تجربه صحنه های مختلف در ایران و خارج از ایران، میتواند درباره فضای موزیک ایران درخارج، دنیای خوانندگان و آینده آن نظر بدهد، قضاوت کند و بقولی بهترین ها را برگزیند و غیرحرفه ای ها را رد کند.
شهرام می گوید اگر براحتی بپذیریم که درجمع خوانندگان ما نه تنها 6 دانگ صدا بلکه 4 دانگ هم وجود ندارد، خیلی مسائل حل میشود ولی ادعاها پایان نمی گیرد، اگر بپذیریم خواننده بدون شعر و آهنگ و تنظیم خوب نمی تواند گل کند، موفق شود و بر دل ها بنشیند عاقلانه تر به این حرفه نگاه می کنیم، ما بیش از 50 سال عادت کردیم فقط خواننده ها را بشناسیم، وقتی از فلان آهنگ و ترانه حرف میزنیم می گوئیم آهنگ فلان خواننده، یادمان میرود در پشت این شعر و آهنگها و تنظیم ها، چه چهره های حرفه ای، تحصیلکرده و با تجربه و زحمتکش وجود دارند. ما وقتی 40 سال پیش به این سرزمین آمدیم، از دیدن یک لیست بزرگ بدنبال هر ترانه و آهنگی تعجب کردیم، ولی به مرور دیدیم که در این سرزمین حق هرکسی را به خودش میدهند، گاه به یک ترانه و آهنگ و تنظیم جایزه میدهند، ولی به خواننده نمی دهند، ما به مرور یاد گرفتیم همانقدر که ویگن مهم است، سورن هم مهم است. همانقدر که یک خواننده روی صحنه مهم است، همه نوازندگان روی صحنه هم اهمیت دارند، من وقتی می بینم بعضی خوانندگان درسفرها، در کنسرت های بزرگ در نقاط مختلف، خود سوار بر هواپیما با بلیط درجه یک میشوند، ولی نوازندگان را با قطار و اگر حتی پیش آمده اتوبوس به آن شهر می برند. وقتی وارد هتل شدند خود درگرانترین هتل ها جای می گیرند و اغلب نوازندگان را به متل های ارزان می فرستند! چرا؟ آیا شما می دانید سوپراستارهای امریکایی، حتی اسپانیش، چینی، ژاپنی، ویتنامی، عربی، ترکی، نوازندگان را با خود به یک هتل و جنب اتاق با شکوه خود جای می دهند. از دیدگاه من بجز دو سه استثناء، خواننده ای که ساز نزند، نت نشناسد، نمی تواند صحیح بخواند. خوانندگانی چون بیژن مرتضوی، حسن شماعی زاده و مارتیک و اندی کاملا حرفه ای هستند، آنها نت می شناسند، آنها انواع سازها را می نوازند، آنها گام صدا را می شناسند، آنها بالا و پائین را می دانند، ولی باور کنید 90 درصد از خوانندگان ما نه تنها هیچ دانشی درباره مسائل تکنیکی و سازها و نت ها نمی دانند، خارج می خوانند، اگر یک نوازنده بدلیلی خارج بزند، آنها همچنان خارج می خوانند چون گوش شان با صدای ساز آشناست.
ما در جمع خوانندگان همه نوع گلی داریم، گل رز، گل مریم، گل یاس، ولی 90درصدشان اصلا بوی گل نمی دهند! اخیرا بسیاری از خوانندگان روی صحنه لب میزنند، بارها مچ شان باز شده ولی از رو نرفته اند.

1646-7

1646-8

1646-9

1646-10

1646-11

درجامعه موزیک ما پروموتور، منیجر و مدیرهنری تا حد زیادی از بین رفته، چون 99درصدشان تابع مطلق خواننده شده اند، درحالیکه در جامعه غیرایرانی یک مدیرهنری، یک منیجر، یک پروموتور حق دارد مسیر اجرای برنامه ها کنسرت ها، صحنه، نوازندگان و حتی نوع آهنگها را تعیین کند، حتی تهیه آلبوم را مشخص کند. ولی متاسفانه 99درصدشان چون پولی در بساط ندارند، چون تجربه ندارند، تسلیم خواننده میشوند وخودتان می بینید که در طی سالها همین خودخواهی ها، روزگار کنسرت ها را سیاه کرده است. زمانی من بهترین دوستان را در میان هنرمندان پیدا می کردم، چون من اولین خواننده ای بودم که درخارج خواندن را شروع کردم، آهنگ و ترانه ساختم، آلبوم آماده کردم، آهنگ دیار من 50 میلیون شنونده داشت، من هر خواننده ای از راه رسید کمک اش کردم با او برنامه گذاشتم، برایشان دیسکو باز کردم، بقولی ایجاد درآمد کردم، شانه به شانه شان پیش رفتم، ولی بیشتر همین خوانندگان چنان در دنیای شهرت و پول خود غرق شدند که یادشان رفت از کجا شروع کردند.
اینروزها در وجود 85 درصد از خوانندگان غرور ونخوت پر شده، آنها فقط بدنبال این هستند که دستمزد بیشتری بگیرند حتی به قیمت خط زدن نام دو سه خواننده دیگر که امید اجرای برنامه داشتند و بعد هم برسر اول و آخر بودن اسم و عکس شان شاخ و شونه می کشند و خط و نشون می کشند.
گاهی با خود می گویم برای موزیک ما چه کسانی ماندند. من هنوز صدای فرامرز اصلانی، صدای هلن و صدای ستار را دوست دارم، هر دو صدایشان بالا و پائین دارد، نت می شناسند. البته امیدهایی در راه است چند خواننده جدید دارند می آیند که ساز میزنند، نت می شناسند، تحصیلات موسیقی دارند. شاید اینها بتوانند جامعه درمانده موزیک را عوض کنند.
من خوشحالم که با بسیاری از خوانندگان با عشق و حس دوستی و رفاقت کار کردم، با ابی، ستار، شهره، لیلا، شاهرخ، شهرام صولتی و اندی و کوروس برایشان آهنگها ساختم، راه و چاه را در شهر فرشته ها نشان شان دادم چون من حسادتی در وجودم نیست، شما یک موزیسین مثل شهبال شب پره به من معرفی کنید که دهها خواننده به جامعه معرفی کرد آنها را تا پای سوپراستاری هم برد، ولی ادعائی نکرد، طلبکار نشد. براستی شهبال تکرار نمی شود. با آن قلب مهربان، با آن همه هنر، و تجربه و قابلیت های هنری. بنظر من اگر شهبال نبود موسیقی پاپ ما هم نبود، اگر من نبودم که به هنرمندان یاری بدهم چه کسی کمک می کرد؟ من مدعی هستم بعد از ویگن، در نوازندگی و خوانندگی درجای بلندی ایستاده ام. من سالهاست می نوازم می خوانم درحالیکه 90 درصد از خوانندگان ما با ماشین می خوانند، بدون این دستگاه ها، بدون نوازندگان ماهر و مسلط، روی صحنه باید سکوت کنند.
هنرمند واقعی کسی است که دستانش را پشت کمر رقبایش بگذارد و آنها را به جلو سوق دهد و خود نیز با آنها بدود.
هنرمند باید حرمت و شأن تمامی دست اندرکاران و همکاران را حفظ کند و ابائی نداشته باشد از اینکه به گوش همگان برساند که بدون حضور این تنظیم کننده، این شاعر، این نوازندگان خود او نیز معنا ندارد. اگر دوستان حرف و سخن و اعتراضی دارند با من در دفتر مجله جوانان قرار بگذارند تا رودر رو با آنان سخن بگویم.

1646-12