خاطرات هنری سعید محمدی: در نمایش موزیکال شب بود، بیابان بود...فرخزاد بود

1659-21

خاطرات هنری سعید محمدی:
در نمایش موزیکال “شب بود، بیابان بود...فرخزاد بود” برروی صحنه تئاتر

نمایش تکنفره، موزیکال و مولتی میدیای “شب بود، بیابان بود...فرخزاد بود” نوشته فیروزه خطیبی، نویسنده، نمایشنامه نویس، کارگردان و بازیگر تئاتر – نتیجه همکاری های چند ماهه او با سعید محمدی، خواننده، نوازنده و آهنگساز ساکن لس آنجلس - براساس ماجراهای واقعی آشنایی این هنرمند و زندگی و همکاری های هنری- ملی میهنی چندین ساله او با فریدون فرخزاد، شومن فقید، بهار امسال درلس آنجلس بر روی صحنه تئاتر خواهد آمد.
این نمایش نخستین تجربه بازیگری سعید محمدی نیز محسوب می شود که با سال ها اجرای موسیقی روی صحنه این بار، یک “پرفورمنس” تئاتری کم نظیر را در ابعاد تازه ای به همراه نوازندگی و خوانندگی به اجرا می گذارد.
سعید محمدی می گوید او هم چون بسیاری دیگر از هنرمندان همواره مایل بوده است تا خاطرات و سرگذشت زندگی هنری خود را به نگارش درآورد: “این سفر هنری که از روز اول آشنایی با شادروان فریدون فرخزاد کلیک اول آن خورد، بالاخره روزی درخیابان های لندن، بعد از بیش از 7 سال دوستی و همکاری هنری، دستگیری و زندان، تبعید اجباری و اجرای کنسرت های ملی – میهنی بر روی صحنه های اروپا و آمریکا، منجر به جدایی ابدی شد.”
آقای محمدی می گوید به احترام وبراساس احساس مسئولیتی که درقبال زنده یاد فریدون فرخزاد دارد، احساس مسئولیت درقبال مردم وتاریخ معاصر هنرمندان درتبعید و کسانی که به موسیقی و هنر او حسن نظردارند تصمیم گرفته است سرنوشت هنری خود را دریک فرم تئاتری که درآن بتوان ازموسیقی که حرفه اصلی اوست نیز بهره گرفته شود بیان کند: “ این مسائلی است که درطول سال ها همواره برای بسیاری به عنوان سئوال های بی جواب مطرح بوده و خود من هم با این سئوال ها روبرو بوده ام. اما نه من و نه زنده یاد فریدون فرخزاد هرگز یا جرات و یا فرصت جوابگویی و روشنگری در این مورد را نداشته ایم. به همین جهت هم امروز که بیش از 40 سال از آن روزها می گذرد به این نتیجه رسیدم که باید حرف را زد و حقایق را گفت.”
سعید محمدی می گوید: “ ازفیروزه خطیبی، دوست قدیم خانوادگی ما، که نویسنده و روزنامه نگاری است که در حیطه تئاتر در تبعید هم فعالیت های درخشانی داشته برای نگارش خاطراتم کمک خواستم. بعد از شور و مشورتی چند هفته ای بالاخره به توصیه و با پیشنهاد فیروزه، داستان من به نمایشنامه ای تغییر شکل داد. یعنی من داستانم را گفتم و نوشتم و او با قلم کارشناسانه اش، داستان حقیقی من را تبدیل به نمایشنامه ای جذاب کرد.”

1659-22

فیروزه خطیبی نویسنده و کارگردان نمایش “شب بود، بیابان بود.... فرخزاد بود” هم می گوید: “سعید را از اولین سال های بعد از انقلاب ، از نیویورک و از زمانی که به همراه زنده یاد فرخزاد برای اجرای کنسرت های سیاسی به این شهرآمده بودند می شناسم. این دو هنرمند درآن زمان درهمسایگی خانه پدرو مادرم پرویز و زینت خطیبی زندگی می کردند و علیرغم مشکلات و مشقاتی که ترک ایران و مهاجرت ناخواسته برای آن ها بوجود آورده بود، ازطریق اجرای کنسرت های بزرگ ملی - میهنی در تالارهایی چون “کارنگی هال” نیویورک، همه نیروی خودشان را در راه مبارزه با رژیم اسلامی ایران صرف می کردند. همانطور که می دانید در آن زمان یعنی دوسه سال اول بعد از انقلاب، زمانی که منتقدان رژیم درشهرهای مختلف دنیا ترور می شدند، انتقاد ازجمهوری اسلامی بی نهایت خطرناک بود و به شجاعت و شهامت خاصی نیاز داشت. شجاعت و شهامتی که بعدها فرخزاد با جان خود و سعید محمدی با وقفه در پیشرفت کارهای هنری بهای گرانی برای آن پرداختند.”
“درسال های زندگی درلس آنجلس، درزمان حیات پدرم پرویزخطیبی دوستی ما با سعید محمدی همچنان ادامه داشت و همین اواخر بود که ضمن ملاقات صحبت نوشتن کتابی از خاطرات اوازدوران زندگی وکار با فریدون فرخزاد پیش آمد. وقتی بخشی از این ماجراهای شگفت آور را از دهان سعید شنیدم، طرزبیانش، نوع تفکر و هوشیاری اش نسبت به وقایعی که براو گذشته بود برایم جذابیت خاصی پیداکرد. بخصوص که لابلای این حرف ها همه جا صحبت ازعشق او به موسیقی و خوانندگی بود و فکرکردم بهترین راه ارائه این داستان واقعی و احساساتی که در آن نهفته است، یک نمایش موزیکال است که درآن هم سعید حضوردارد و هم فریدون فرخزاد و هم موسیقی، همان عاملی که این دو را برسر راه یکدیگر قرار داد. “
نمایش “شب بود، بیابان بود...فرخزاد بود” که مراحل پایانی تمرین ها را می گذراند، نخستین تجربه بازیگری سعید محمدی است که ابعاد تازه ای از شخصیت و هنر او را نیز به نمایش می گذارد. فیروزه خطیبی در این مورد می گوید سعید محمدی با صحنه بیگانه نیست و مسلما، بخاطر شناخت ودوستی نزدیکی که با فریدون فرخزاد داشته است، ازهرجهت صالح ترین و بهترین روایتگر و روشنگر داستان این نمایش محسوب می شود. “
درهفته های آینده درمورد این نمایش بیشتر خواهیم نوشت.

1659-23