جهان در جوانان - دکتر رابرت بامبان

1464-94

یک دیدگـاه

هر خصوصیتی پس از حرکت است که شناسایی می شود، و برای آن که این موضوع شفافتر گردد بیاد داشته باشیم که تکامل تاریخ در کشورها نمی تواند یکسان باشد، در حکومتهایی که خفقان باشد دروغ موجه است، دولت دروغ می گوید مردم می دانند که دروغ می شنوند و نه تنها دروغ را قبول می کنند بلکه خودشان نیز دروغگو می شوند، اما دروغ گفتن نشانه ترس است، آنهایی که تاریخ کهن و دیرین را انکار می کنند ترسو هستند، و آنهایی که می پندارند که تاریخ را خداوند اداره می کند مغرضانه سخن می گویند و مخمصه می کنند تا موهومات را نقطه نظر تاریخی معرفی کنند، کسانی نیز هستند که دائم در حال تعمیم تاریخ هستند و هر چند گاه ادعا می کنند کشف تاریخی کرده اند، بازسازی نادرست تاریخی بهر شکلی که صورت بگیرد زندگی موقت خواهد داشت. بازاندیشی ارزشهای تاریخی در بیشتر موارد زیر پرسش قرار می گیرد، چون محقق تحت تاثیر تفکرات سیاسی وقت می خواهد عمل کند و در تعمیم تاریخ بی مورد چرخش های فکری پیشنهاد می کند که بدنه فرهنگی و اجتماعی وقت آن را نمی خواهد بپذیرد، لذا دستگاه های تبلیغاتی به نقد و توصیف و بیان تاریخ کاذب و تعمیم شده می پردازند تا دستاوردی پسندیده ارائه دهند، تعمیم کننده تاریخ در حقیقت شیوه ای را بکار می گیرد که مطالب را آن گونه ارائه دهد که نظام حاکم می خواهد بشنود، لذا زبانی که تعمیم را بیان می کند زبان سازگاری است. گاهی آنقدر بی ارزش و یا مبهم است که بیشتر به گله مندی شباهت دارد تا نقد ارزشهای تاریخی، در دوران مشروطیت و در بحران رویدادهای آن دوران ادبیات خاصی مفهوم پیدا می کند که با زمانه خود فاصله می گیرد و گاهی این فاصله بقدری زیاد است که پس از گذر زمان و بحران، ارزش خود را از دست می دهد و یا فراموش می شود. حجم دیالوگی که بین دولت و ملت وجود دارد بسیار ناچیز است، این موضوع در دوران پیشین و امروز نیز مشاهده می شود، ملت تنها شنونده بی خیال و یا خشمگین است، ارتش ضامن دولت و نظام است و اختیار در برنامه کار خود ندارد، رشد ذهنی اگر خرد باوری نباشد به انتقاد منجر می شود، انتقاد نا آگاهانه نیز شکوه و گله است و جامعه را متبلور نمی کند، رویدادهای ایران در این چند دهه نشان می دهد، که تحمل زجر و ظلم و ستم تا چه اندازه در شکستن غرور و آسیب رسانی به ریشه های آدمیت اثر داشته است و ناباوری در بسیاری از ناظران وقایع سیاسی و اجتماعی ایران ایجاد کرده که در چه مرحله و در چه زمانی باید نقطه چرخش پیش آید، و یا هنوز باید شکرگزار بود که خداوند از روی مهربانی و الفت دارد مردم را در میدان آزمایش ایمان و اعتقاد به چالش می کشد، آیا آفریدگار هنوز از دیدن اینکه مردان غیرتمند ایران باید درزباله ها به دنبال نان خشک و سیب پوسیده بگردند کافی نیست؟ آیا فروش اعضای بدن و فرزندان، مطلب را روشن نمی کند، آیا تحمل بی حرمتی و توهین به شعور و فرهنگ و سنت و تاریخ قابل تحمل است؟ آیا غارت و چپاول کشور را باید نادیده گرفت؟ و صدها مورد دیگر که هر روز شاهد آن هستیم و این بار غلامبارگی را تحمل می کنیم، نه تنها در ایران بلکه در برخی دگر کشورها نیز شیدایی و شیفتگی بیمار گونه خود پرستی تیره ترین روزگار را برای آدمیان پیش آورده گویی در جزیره طوفان زده و گرداب موهومات آنچنان غرق و غوطه می خوریم که تنها به خویشتن وخود می اندیشیم تا بتوانیم از موج حوادث با کمترین آسیب به ساحل دلخستگان برسیم، برای زندگی نباید هر روز را به فراسوی موهومات و تخیلات زمینی و آسمانی وسوسه شویم.

***

*چندی پیش "پوتین"1660-71 در دیدار با "نتانیاهو" به ایشان اطلاع دادند که سربازان روسی و سوری در منطقه "یارموک" نزدیک دمشق جسد یک سرباز ارتش دفاعی اسرائیل را که 37 سال پیش کشته شده پیدا کرده اند، روز چهارم اوریل مراسم رسمی نظامی در روسیه با حضور "نتانیاهو" و رئیس ستاد ارتش روسیه ژنرال "والری گراسیموف" برای احترام به سرباز یاد شده "ذکریا – بومل" صورت گرفت.
*در دوران جنگ سرد که پیش از چهل سال بطول انجامید جهان یک دوران مطلوب اقتصادی را تجربه کرد و با آنکه چالشها بسیار بود اما جنگ جهانگیری روی نداد، امروز در دوران صلحی زندگی می کنیم که مسائل از حد معقول خارج شده و اگر صلحی برقرار است دارد کژ راهه می رود. تعداد آوارگان کشورهای جنگ زده با جابجایی خود دموگرافیک سیاسی را دارند عوض می کنند که اگر این دوران را تجربه شناسایی کنیم دوران خاص تجربی مخرب برای جوامع می باشد، گاهی به ندرت نشانه هایی دیده می شود که تاریکی و سیاهی را حتی بصورت موقت روشن می کند اما، اگر هوشیاری و درایت در اینگونه امور صورت نگیرد نمی توان به آینده امیدوار بود.
*نیروهای ژنرال انقلابی لیبی1660-72 "خلیفه هفتر" فعالیت های نظامی را گسترش داده و بخشهایی از لیبی را که در دست دیگر نیروها بودند به تصرف در آورده اند و فرودگاه بین المللی تریپولی را نیز در اختیار گرفته اند، سازمان ملل و کشورهای اروپایی از ژنرال "هفتر" خواسته اند که به اقدامات نظامی خود پایان دهد، تا آنکه لیبی وارد جنگ داخلی نگردد، در ضمن خطر مهاجرت گسترده مردم لیبی به کشورهای اروپایی بیشتر شده است.
*خوان گوایدو، طرفداران صلح و آزادی در ونزوئلا را به یک راهپیمایی کشوری دعوت کرد، دولت مادورو که از حمایت روسیه و کوبا برخوردار می باشد این راهپیمایی را خلاف قوانین کشور دانست و هشدار داد شرکت کنندگان باید بدانند که مقامات کشور، نیروهای نظامی و انتظامی با آنها برخورد خواهند کرد.
*دولت هند اعلام کرد که در انتخابات آینده هند که بزودی برگزار می شود در برخی نواحی کشور رفت و آمد موقتاً ممنوع خواهد بود تا از خرابکاری احتمالای پیشگیری شود، نواحی کشمیر که ناحیه پُر تنشی محسوب می شود جزو پوشش این طرح قرار می گیرد.
*مایکل اکسورتی، سیاستمدار،1660-74 نویسنده و ایرانشناس انگلیسی در سن 56 سالگی به علت بیماری سرطان روز یکشنبه هفتم اوریل در انگلستان وفات یافت، اکسورتی سیاست نظام جمهوری اسلامی را در گرفتن تدریجی حق و حقوق مردم در امور اجتماعی و زندگی روزمره میدانست، که در بلند مدت میل زندگی و آزادگی را عملاً متلاشی می کند و از مردم و جامعه تنها بدنه بی اراده و بی مایه باقی می ماند که درد و احساس انسانی را از دست می دهد و تنها بقا و سیر کردن شکم تنها ارزش زندگی می شود، فکر برده بودن و اسیر حکومت بودن به عنوان ملت تسخیر شده بوسیله نیروی بیگانه در همه جهات زندگی و اثر مخرب آن بر تن و روان تمام پویندگی و جویندگی آدمیت را متلاشی و از انسان ماشینی بی اراده ساخته است.
*ترزا می، نخست وزیر انگلستان شدیداً گرفتار مساله "خروج بریتانیا" از اتحادیه اروپا می باشد، برخی از حامیان مالی محافظه کار انگلیس کمک های مالی خود را به حزب کمتر کرده اند و آرامش اساسی در میان اعضاء نمایندگان مجلس عوام انگلستان کمتر شده است، باقی ماندن انگلستان در اتحادیه اروپا نهایتاً برای انگلستان فاجعه است، منتها طیف چپ و لیبرال خواهان سیاست دروازه های باز و خدمات مجانی از سوی دولت هستند و به همه چیز می اندیشند به جز سلامت اقتصادی و سرنوشت و مستقل بودن کشور بریتانیا.
*سیل در ایران همچنان شهرها و روستاها را در هم می کوبد و خسارت مالی و جانی جبران ناپذیری را ایجاد می کند، توانایی دولت آقای روحانی در کمک رسانی به سیل زدگان و نجات کسانی که زندگی خود را از دست داده اند بسیار ناشیانه و غیر حرفه ای بوده است، هر چند خشم طبیعت را که به شدت سراسر کشور را فرا گرفته نمی شد از پیش دانست و دولت آقای روحانی نیز با این مساله غیر منتظره ناگهانی روبرو شد، اما نهادهای امداد رسانی نیز نتوانستند به موقع به مراکز آسیب دیده برسند، بخشی از دشواری در امداد رسانی تمرکز واحدهای خاص در نقاطی از کشور بود که با مناطق سیل زده فاصله داشتند و چون خرابی جاده ها و راه بندان و بسته شدن فرودگاه ها بگونه ای بود که نیروهای امداد نمی توانستند به موقع به کمک مردم آیند خسارت بیش از انتظار بوده است، بی تردید پس از پایان سیل سازمانی باید به روند و روش نیروهای امداد و عملکرد آنها رسیدگی کند.
*دولت آمریکا سپاه پاسداران را جزو لیست تحریمها و تروریست قرار داد، آقای روحانی نیز در یک عمل مشابه گفتند درآن صورت ما نیز ارتش آمریکا را جزو لیست تروریستها قرار خواهیم داد.