یادها و خاطره ها

1672-33

گروهی که با موفقیت شروع کردند
ولی تنها یک خواننده ماندنی شد

1672-25

پرویز مقصدی آهنگساز قدیمی صاحب سبک، در اصل پایه اولین گروه از خوانندگان جوان را در اواخر سال های 1340 و اوایل 50 گذاشت که در میان آنها دو سه خواننده به شهرت و محبوبیت رسیدند که سرآمدشان داریوش بود که در همان آغاز صدایش بدلیل گرمی و تفاوت و تازگی به دلها نشست، بعد افشین بود که متاسفانه در اوج جوانی در یک تصادف جان از کف داد. کیوان هم نسبتا خوب بود، که بعد از یک دوره برنامه های مشترک با داریوش، سعی کرد راه مستقلی برود که موفق نشد، اونیک و ویلسون در حد متوسطی ماندند، نلی درجمع خوانندگان زن ده دوازده سالی دوام آورد ولی سوپراستار نشد.
اگر خوب به عکس توجه کنید داریوش از همان نوجوانی اهل فشن بود و حتی شیوه لباس پوشیدن اش الگو شده بود.

این جمع دیگر گرد هم نیامدند ولی خود ماندند

1672-27

خیلی سال پیش نیست، شاید 20 سال باشد ولی همه سر حال و جوان و خوش تیپ بنظر می آیند همه بخاطر نمایش پروانه ای در مشت ایرج جنتی عطایی، گرد هم آمده بودند.
از چپ به راست: مسعود اسداللهی، علی پورتاش، مارتیک، اسفندیارمنفردزاده، ایرج جنتی عطایی، و رافی خاچاطوریان که انگار مامور مالیات است که برای رسیدگی به حال و احوال بچه ها آمده است.

آرزوی برباد رفته ایرن و دلکش

1672-28

دوستان قدیمی دو ستاره ماندنی در موسیقی و سینما می گویند آنها یک آرزوی بزرگ را با خود به ابدیت بردند. دلکش آرزو داشت یکبار دیگر در رادیو و تلویزیون به اجرای برنامه بپردازد و با یاران قدیمی خود درباره خاطرات اش حرف بزند و با وجود اینکه به گوش مسئولان رادیو تلویزیون هم رسانده بود، ولی این شانس را به او ندادند.
از سویی «ایرن» ستاره زیبای سالهای 1330 و 1340 و بخشی از سالهای 50 سینمای ایران، بعد از انقلاب بکلی از هرگونه فعالیت منع شد ویکی دو بار همکاران قدیمی اش در فیلم ها، برایش نقش مادر را آماده کردند ولی دست اندرکاران وزارت ارشاد این امکان را به او ندادند و یکبار که جمعی از بازیگران قدیمی در خانه اش گرد آمده بودند ایرن از آنها خواست واسطه بشوند که وحدت، نصرت کریمی، قدکچیان پا وسط گذاشتند تا شاید ایرن آخرین نقش سینمایی خود را ایفا کند، ولی باز هم جلویش را گرفتند.

نوجوانان دیروز!

1672-29

بنظر شما چند سال پیش بود؟ 20 سال؟ 25 سال؟ 27 سال؟ هرچه بودکه همه شان نوجوان بودند و خیلی جوان.
از راست به چپ: مسعود جمالی، سعید محمدی، عبدی یمینی، منصور، محقق و نشسته: و مکابیز و علیرضا امیرقاسمی دیده میشوند.

نمایشی که هرگز روی صحنه نرفت

1672-31

مسعود اسداللهی تدارک یک نمایش پرسروصدا را دیده بود که قرار بود سعید راد و آیلین در آن بازی کنند. البته هر سه در نقش های کاملا متفاوت ظاهر می شدند، کلی هم تمرین کردند و پیشاپیش حتی خیلی از ایالت ها حاضر به خرید نمایش شدند، ولی یکروز اسداللهی خبر داد بدلیل سفر سعید راد به ایران، نمایش تعطیل شد.
آنها که شاهد تمرینات نمایش بودند می گفتند کار جالبی بود و موفقیت اش حتمی.

روزهای خوب و چهره های محبوب

1672-32

شاید هرگز این جمع را دوباره کنار هم نبینیم، ولی خاطره آن سالها همیشه در اذهان می ماند.
هر بار که ترانه سرایان نامی، مجموعه اشعار خود را چاپ و انتشار می دادند دوستان گردهم می آمدند، آنروزها مجموعه سروده های هما میرافشار، شهیار قنبری و زویا زاکاریان به مجرد چاپ، با تیراژ بالا دست به دست می گشت.
عکس از یکی از رویدادهای گرفته شده است از راست به چپ: دکتر رضا ترشیزی، مسعود فردمنش، علی لیمونادی، زاون، هما میرافشار، زویا زاکاریان، شهیار قنبری و رستمی ناشر قدیمی .