یادها و خاطره ها

1675-32

آقایان! قرار بود یک شبکه مشترک برپا کنید! چه شد؟

1675-26

حدود 20 سال پیش قرار بود سه چهره معروف: ضیا آتابای، فریبرز عباسی و امیرشجره، بجای شبکه های مختلف، یک شبکه مشترک تلویزیونی برپا دارند.
آنها حتی جلساتی هم تشکیل دادند، اندیشه پویا، کارساز و با آینده ای روشن بود، چون قرار بود هرکدام در این شبکه 24ساعته، 8 ساعت برنامه درحال تغییر و جابجایی داشته باشند و در ضمن قیمت آگهی ها را هم بالا ببرند و هر روزه برای بالا بردن کیفیت کار تلاش کنند، ضمن اینکه هزینه های ماهواره ای و حتی در یک ساختمان مشترک و با اجاره، هزینه های کمتر بکار ادامه بدهند ولی معلوم نشد چه پیش آمد، که هرکدام به راه مستقلی رفتند و کلی هزینه گذاشتند ولی بدلایلی ضیا و عباسی دست کشیدند.
عکس از مرتضی فرزانه

دوزوج از دو نسل

1675-27

تصویری استثنایی از دو زوج و دو نسل، در یک گردهمایی بزرگ پزشکان به مناسبت نوروز، که دیگر تکرار نمی شود.
زنده یاد عزیز رفیعی تهیه کننده و کارگردان قدیمی و خانم رفیعی همسر مهربان اش شیک و سرحال چون همیشه در کنار زوج محبوب و جوان هنر تیاتر و سینما، شهره آغداشلو و هوشنگ توزیع، که کلی حرف برای گفتن داشتند.
این تصویر به 25 سال پیش تعلق دارد، انگار همین دیروز بود.

چهره هائی که همیشه زنده می مانند

1675-28

درسالهای آغازین کوچ، چهره های معروف به بهانه های مختلف گردهم می آمدند، شام و شرابی می خوردند ساعتها درباره خاطرات گذشته حرف میزد ند وآنروزها باورشان نمیشد که سرنوشت برای آنها چه رقمی زده است.
این تصویر به 30 سال پیش تعلق دارد و ما با ذکر نام برخی از آنها، از شما میخواهیم نام بقیه را برای ما ایمیل کنید تا به حکم قرعه جایزه ای بدهیم.
فقط نام بعضی از آنها را اعلام می کنیم، زنده یادان: رضا فاضلی، علی مرتضوی، رضا بیک ایمانوردی، جمشید شیبانی، خسروپرویزی و فرامرز....

کتابی که منتشر نشد

1675-29

از سالهای دور، که ویگن با کرن همسرش زندگی خوشی داشتند، تا روزهای سخت بیماری ویگن، کرن به نوشتن کتابی پرداخته بود که خاطرات چند دهه زندگی اش با ویگن بود، خاطره سفرها، کنسرت ها، رویدادها و فراز و نشیب ها و روزها و شبهایی که هرگز فراموش نمیشد.
وقتی ویگن رفت، کرن تقریبا کتاب را پایان داده بود و قصد داشت آنرا به فارسی هم ترجمه کند و سپس هر دو کتاب را بدست دوستداران ویگن برساند، ولی بیماری سرطان کرن، این مهم را به تاخیر انداخت و سرانجام کتاب چه انگلیسی و چه فارسی منتشر نشد.

دیدار تکرار نشدنی

1675-30

دیگر نه تورج نگهبان به دنیای ما برمیگردد، نه گلپا به لس آنجلس می آید، نه هما میر افشار با آن همه انرژی به محافل هنری پا می گذارد و نه ستار از دیدن یاران ارزشمند قدیمی خود مغرور جلوی دوربین می ایستد.
کاش زمان به عقب برمیگشت، به 22 سال پیش و همه قدر این رابطه ها را می دانستند.
عکس از مرتضی فرزانه

قراربود خانه هنرمندان برپا شود

1675-31

خوشبختانه اینروزها حرکت های حرفه ای برای یاری رساندن به هنرمندان ایرانی آغاز شده، ولی از حدود 38 سال پیش این تلاشها آغاز شد و هربار به دلیلی ناکام ماند.
تصویری که می بینید به یکی از این تلاشها مربوط است که هما میرافشار، همسرش علی میرافشار، ژاکلین، کارو، دائمی، سیاوش آذری، ستار طی چند ماه همه همت خود را بکار گرفتند. ولی متاسفانه گروهی بقولی بهانه تازه ای باز کرده میان شان شکاف انداختند و گروه اصلی نا امید دست از کار کشیدند.