... شنیدیم که

1675-33

غیبت ناگهانی فرهاد زمانی

1675-34

... شنیدیم فرهاد زمانی مدیر کمپانی تولید موسیقی MZM، ناگهان از 3 سال پیش بکلی ناپدید شد.
فرهاد زمانی گویا در یک ماجرای حقوقی به دادگاه لس آنجلس هم در رفت وآمد و توضیح بود و همانطور که خود می گفت او هیچ نقشی در ماجرایی که جریان داشت و سبب دستگیری او شده نداشته است، ولی ناگهان دوستانش خبر دادند که فرهاد بکلی ناپدید شده و تلفن هایش قطع شده، هیچکس او را در خانه اش ندیده است.
چندی بعد حتی شایعه درگذشت او در ایران پیش آمد که بروی سوشیال میدیا نیز دیده شد، ولی دوستان نزدیک او در ایران خبر دادند چنین اتفاقی نیفتاده و فرهاد در ایران در کار بیزنس است.

چرا سبوکی به ایران بازگشت؟

1675-43

...شنیدیم هاشم سبوکی تهیه کننده معروف و قدیمی، با دل شکسته از لس آنجلس به ایران بازگشت.
او که به بسیاری از فیلمسازان جوان کمک کرد تا توانایی های خود را نشان بدهند، بدنبال ازدواج به امریکا آمد و قصد داشت فیلمسازی را در این سرزمین ادامه بدهد، حتی تدارک دو فیلم سینمایی را هم دید، ولی متاسفانه بدنبال جدایی از همسرش را که بسیار مورد علاقه اش بود، بکلی منزوی شد و دست از کار کشید و بعد از چند سال با دل شکسته به ایران بازگشت.

هدیه معین به دخترش

1675-39

...شنیدیم معین برای راحتی خیال دخترش پریچهر، یک آپارتمان شیک خریده و به او هدیه داد. معین از نادر هنرمندانی است که بدلیل عشق به خانواده، گاه برنامه های خود را به عقب می اندازد.
معین از اولین همسر خود که یک خانم اسپانیش بود، پریچهر را داشت که بدلایلی کارشان به جدایی کشید بعد از چند سال با پانته آ ازدواج کرده و زندگی آرام و عاشقانه ای را شروع کرد که بدلیل سفرهای پیاپی و دور ماندن از خانه و زندگی کارشان به جدایی کشید ولی معین طاقت زندگی تنهایی را نداشت و با آشتی با همسرش، حتی ترجیح داد مرکز زندگی خود را در کانادا بگذارد تا از آنها دور نشود.
جالب اینکه معین به خانواده خود در ایران هم همیشه رسیدگی کرده و برای رفاه آنها از هیچ کمکی دریغ ننموده است.

ضربه سنگینی که دل مرتضی طاهری را شکست

1675-41

...شنیدیم یکی از افرادی که سرمایه های ایرانیان را به بهانه بهره بالا، ظاهرا بکار می گرفت، بزرگترین صدمه را به زنده یاد مرتضی طاهری تنبک نواز قدیمی وارد ساخت.
مرتضی که انسان زحمتکش و اهل خانواده بود و در سالهای آخر عمر خود «کالج بار» را راه انداخته بود، پس اندازی تهیه دیده بود تا برای آینده خانواده بکار گیرد ولی دوستان وسوسه اش کردند به شخصی که ظاهرا در کار سرمایه گذاری بود بسپارد ولی ناگهان با ورشکستگی آن شخص و از بین رفتن سرمایه های مردم که مرتضی طاهری هم یکی از قربانیان آنها بود، در اصل ضربه کاری را به او وارد ساخت و عمرش را هم کوتاه کرد.