۱۶۸۱ - پشت پرده این باج خواهی چه دستهایی درکار است؟

1681-2

1681-3

عکس روی جلد از هلن رضوان

-------------------

یک رویداد غیرمنتظره که گریبان یک خواننده مردمی و پرطرفداررا گرفت، شهر فرشته ها و در مجموع جامعه هنری و غیرهنری را متوجه دام های تازه ای نمود که سر راه چهره های معروف گسترده شده است. دامی که این بار سرراه مرتضی برجسته خواننده نامدار گسترده شد و حتی از او تقاضای حق السکوت و بقولی باج خواهی کردند.
در شرایطی که طی 40 سال گذشته دست اندرکاران هنر و حکومت در ایران، سعی در کم رنگ کردن مبارزات سیاسی بویژه درعرضه هنر موسیقی داشتند ولی آهنگها و ترانه های اعتراض سرازیر ایران شد که از جمله مرتضی یکی از فعالان در این زمینه بود، که درقالب آهنگهای شاد پیام های اجتماعی و سیاسی خود را به گوش ها میرساند، همزمان با شروع اعتراضات در داخل مرتضی هم صدای اعتراض خود را بصورت ترانه از طریق سوشیال میدیا از نظر و گوش مردم داخل ایران گذراند و بخصوص در اینستاگرام مرتضی عرضه این آهنگهای فریادگونه بود که مسلما سبب عکس العمل مقامات داخل ایران شد.
همین عکس العمل ها بمرور چهره تازه ای گرفت، دام هایی آماده شد، نمونه اش حضور پرستوها، یا همان مامورین ظریف اندام وزارت اطلاعات بود که یکی هم نصیب مرتضی برجسته شد و بعد هم تهدید به پخش فیلم های رابطه پنهانی و فروش آنها و ارائه آنها به مقامات امنیتی داخل ایران پیش آمد و سیل پیام های تهدیدآمیز و تقاضای 50هزاردلار حق السکوت مطرح شد، تا آنجا که مرتضی ضمن تعقیب قانونی ماجرا، درددل خود را برای مجله جوانان وکانال یک به مدیریت شهرام همایون آورد تا به گوش میلیونها ایرانی برسد و حقایقی فاش شود.

1681-6

1681-4

مرتضی درگفتگویی با مجله جوانان گفت برای اجرای برنامه به شبکه تپش رفته بودم که خانمی بنام تینا روی صحنه آمد و کلی با آهنگهای من رقصید، بعد هم تقاضا کرد او را در موزیک ویدیوهایم جای دهم، که من جوابی ندادم، این ظهور ناگهانی در صحنه برنامه های من ادامه داشت و هربار هم مسئله شرکت در موزیک ویدیوها پیش آمد، تا من تصمیم گرفتم برای آهنگ سیاسی «وقتشه» یک موزیک ویدیو بسازم و نیاز به دختری بود که ناگهان حجاب از سربردارد و بروی یک چوب بلند کند، که از این خانم خواستم آنرا بازی کند، با میل پذیرفت ولی با اولین پخش آن زنگ زد و گفت من می خواهم به ایران بروم، چهره مرا در ویدیو بپوشانید، که ناچار شدیم به نوعی این کار را بکنیم. بعد یک روز زنگ زد که می خواهد بیاید درباره موضوع مهمی حرف بزند، از من خواست برایش اوبر صدا بزنم که اتفاقا خوب شد و من فهمیدم از کجا می آید و بعد کجا می رود، وقتی آمد یک بطری شراب دستش بود، تعجب کردم خیلی سریع در بطری را باز کرد و یک لیوان به من تعارف کرد که ناگهان احساس کردم حالم بکلی منقلب شد و آن شب کذائی طی شد و من نفهمیدم چگونه دوربین مخفی را درگوشه ای از اتاق جاسازی کرد و بعد هم با خود برد. با رفتن او من بخود آمدم و احساس کردم نقشه ای در کار بوده ولی هنوز باورم نمی شد، تا یکروز اسی همکار خواننده زنگ زد و گفت مرتضی جان یک حادثه بدی برای تو پیش آمده، گفتم چه حادثه ای؟ گفت یک خانمی از رابطه اش با تو فیلم گرفته و عده ای قصد دارند این فیلم را پخش کنند، ولی میتوان با پرداخت مبلغی جلویشان را گرفت. من که گیج شده بودم گفتم اصلا نمی فهمم ماجرا چیست، اسی بلافاصله چند دقیقه فیلم را برایم فرستاد که من واقعا شوکه شدم ولی تازه فهمیدم نقشه شومی درکار بوده است بقولی پرستوها وزارت اطلاعات به لس آنجلس هم پرواز کرده اند.
اسی برایم گفت پای دو سه خواننده دیگر هم درمیان است یکی از آنها در آستانه ازدواج با بخشی از فیلم رابطه اش و ازدواج اش بهم خورده است. من به اسی گفتم که باید به پلیس مراجعه کنم و باید نام تو را هم بیاورم.
بعد از آن من چند تکس و چند پیام اینستاگرامی دریافت کردم که تهدید شده بودم اگر مبلغ درخواستی را بدهم و به حساب آنها واریز نکنم آن فیلم ها را به چند برابر به مقامات داخل ایران می فروشند. در پیام ها حرف از فعالیت سیاسی من دراینستاگرام بود، و اینکه باید هرچه زودتر متوقف شود. من درحیرت بودم، که چرا آن 3 خواننده دیگر اقدامی نکرده اند، بدنبال شکایتی نرفته اند ولی من درواقع برای آنها پیام دادم من همیشه یک خواننده سیاسی بودم، من همیشه در صحنه مبارزات و اعتراضات درمیان مردم بودم، با آنها هم صدا بودم و هنوز هستم و دست نمی کشم و باج هم نمی دهم.
بدنبال پخش مصاحبه ام در کانال یک سیل تکست ها و پیام های فیس بوکی و اینستاگرامی بسوی من سرازیرشده، طبقات مختلف مردم به حمایت من آمدند و خواستند که دست نکشم و پیگیر ماجرا باشم و من براستی استوار ایستاده ام و تا پایان خط هم میروم و بعد از گفتگو با پلیس، عکس ها و مدارک مستدل دیگری را در اختیار رسانه ها می گذارم تا مردم بدانند که در پشت چهره معصوم شهر فرشته ها چه می گذرد و چه دامها و چه توطئه هایی در شرف تکوین است و چگونه می خواهند این جامعه را از هم بپاشند که با صدور خواننده ازایران اصولا با شکست روبرو شدند و اینک راه های تازه ای را پیش گرفته اند.

 1681-5