در درگذشت مانوک خدابخشیان

1682-16

1682-15

1682-12

حبیب روشن زاده
مانوک را از بهار 1348 میشناسم. از طریق امور اداری تلویزیون ملی ایران به من معرفی شد. خودش پس از استخدام اظهار علاقه کرده بود درگروه ورزش کار کند. به دفتر من آمد تا با هم صحبت کنیم وکار نهائی شود. صحبت ما نیمساعت طول کشید و من خیلی تحت تاثیر دانش و اطلاعات وی بخصوص فوتبالی قرار گرفتم. خلاصه دست دادیم و شروع کردیم. چهارشب بعد برای نخستین بار کنارم نشست تا یکی از دو بازی نیمه نهائی جام با شگاههای اروپا را که قرار بود پخش مستقیم کنیم تفسیر کند.
اولین بار بود که جلوی دوربین می نشست و کمی استرس داشت. ولی با اعتماد به نفس تمام در فاصله بین دو نیمه تحلیل خود را بیان کرد. در پایان بازی هم به همین شکل عمل شد و بطور کلی برای بار اول موفق بود. پیشانی عرق کرده مانوک من را بیاد یازده سال پیش خودم انداخت و نخستین باری که جلوی دوربین رفتم. اما مانوک روز بروز بهتر شد و درمدت هفت هشت سالی که با هم بودیم رویدادهای گوناگونی را پوشش دادیم از المپیک گرفته تا جام باشگاهها، جام ملتها و جام جهانی . سال 1355 جدا سازی شبکه ها صورت گرفت و مانوک رفت به شبکه 2 و برنامه «ورزش از نگاه دو» را راه اندازی کرد. مانوک در رأس و کنارش ایرج ادیب زاده، محمدعلی اینانلو، حمید قاضی زاده و رضا آخته. برنامه ای موفق و پرطرفدار که تا سقوط بهمن انقلاب ادامه داشت.

1682-14

مانوک خدابخشیان حافظه شگفت انگیزی داشت و پیش بینی هایش در مورد تعویض بازیکن درجریان مسابقه دقیق بود. بخاطر دارم وقتی درجام جهانی 1974، در مسابقه آلمان با یوگسلاوی گفت: «هلموت شون» سرمربی آلمان باید «هولزن باین» را با «هاینس فلوهه» تعویض کند، و این کار یک دقیقه بعد صورت گرفت عده ای مانوک را متهم کردند که ویدئوی مسابقه را دیده و تقلب می کند. درحالیکه چنین نبود و مسابقه زنده و مستقیم پخش می شد. این بارها و در بازیهای مختلف تکرار شد. این نشان میداد او دید روشنی داشت و موشکافانه به مسائل نگاه می کرد. بخاطر داشته باشیم اینها زمانی اتفاق می افتاد که از اینترنت خبری نبود. فقط مطالعه و دید وسیع مانوک به مسائل بود. مطالب را با دقت زیرنظر داشت و بقول خودش لای خطوط را با دقت می خواند. او از روی دست کسی نمی نوشت و کپی برداری نمی کرد. معتقد بود مخاطب را نباید فریب داد. آدم آزاده ای بود والبته یک دنده و پشتکار دار. تسلیم نمی شد... رادیو نشد، تلویزیون، این کانال نشد، کانال دیگه، از طریق یک بلندگوئی باید حرفش را میزد. مبارزه برایش جزئی از نفس زدن بود. یا می نوشت، یا می گفت یا هر دو.

1682-13

پرنده نصرت رحمانی را تداعی میکرد:
نوک پرنده را نبند
با بالهایش آوازخواهد خواند
بال پرنده را نبند
با آوازش خواهد پرید
تا اوج کهکشان...

مانوک اینگونه بود و حیف شد که رفت.

***

عکس العمل جوانهای داخل ایران در مورد درگذشت مانوک
مانوک خدابخشیان بدلیل سالها اجرای برنامه های سیاسی خاص و بسیار متفاوت در رادیو و تلویزیونهای ایرانی در لس آنجلس، در ایران پایگاهی خوب داشت. جوانها که همیشه بدنبال زبانی تازه درعرصه سیاسی بودند، توجه خاصی نسبت به مانوک نشان داده و فیس بوک و اینستاگرام و تلگرام ها پراز دیدگاه های نسل جوان این چهره قدیمی ورزش و سیاست بود که او را یک سنت شکن و نوگران درعرصه گویش سیاسی و تفسیر و تعبیرهای خاصی می دانستند. بیشترشان او را عمو مانوک صدا میزدند و مانوک هم آنها را نسل جوان پاسارگادی لقب داده بود.

1682-17