جهان در جوانان - دکتر رابرت بامبان

1706-47

یک دیدگـاه

سناتور برنی سندرز، سناتور مستقل ایالت ورمانت در مجلس عوام آمریکا، زیر بلیط حزب دموکرات نام نویسی و در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شرکت کرده است، سناتور سندرز یک سوسیالیست با گرایشهای تند به طیف چپ می باشد و با آنکه انکار می کند اما عملاً برنامه های ارائه شده او افکار مارکس و انگلس می باشد، سناتور سندرز بی توجه به میزان واقعی بودجه کشور طرح ملی کردن همه صنایع، بانکها، موسسات مالی و سهام، و حتی املاک مردم را پیشنهاد کرده است، و برای انکه بتواند رای جوانترها را هم داشته باشد می گوید تمام بدهی دانشگاهی جوانان را دولت پرداخت خواهد کرد، منتها پیشنهاد سناتور سندرز یک اشکال عمده دارد، مخارج طرح یک ساله ارائه شده ایشان برابر ده برابر بودجه سالانه امریکاست، هنگامی که از ایشان پرسش می شود این بودجه را از کجا تهیه خواهید کرد جوابی منطقی برای گفتن ندارد، ولی برای آنکه طرفداران خود را به هیجان بیاورد می گوید 1706-48از بیلیونرها، اما اگر تمام بیلیونرهای آمریکا که برای هزاران خانواده کار و زندگی ایجاد کرده اند تمامی دارایی خود را در اختیار دولت قرار دهند، این رقم، بودجه چند ماه بیشتر دوام نخواهد آورد، اتفاقاً سناتور سندرز خود فرد میلیونر و پولداری است، و در یک بحث انتخاباتی هنگامی که یکی از حریفان انتخاباتی از ایشان پرسید شما در باره حق مالکیت دولت بر اموال مردم صحبت می کنید! اما خودتان سه خانه بزرگ دارید، ایشان گفتند، بله، اما یکی از خانه ها در واشنگتن است چون من سناتور هستم و باید گاهی در واشنگتن باشم، یک خانه دیگر در ورمانت دارم، چون اهل ورمانت هستم و خانه سوم را هم برای تعطیلات دارم! و البته میلیونها دلار نیزدر حساب بانکی دارند که تعلق به همسرشان دارد، لذا پاسخ منطقی در این مورد ندادند، اما گفتند راهی که برای درآمد دولت در نظر گرفته شده است، گرفتن مالیات سنگین از کسانی است که درآمد سالانه آنها 29 هزار دلار و یا بیشتر است، یعنی یک بدبختی که سالی 29 هزار دلار در آمد دارد باید اخر سال نیمی از پولش را به دولت بدهد، این موضوع برای هموطنان دوران انقلاب باید جالب باشد که بسیاری از روی طمع و برای آب و برق مجانی و ساندویچ و ساندیس مجانی، خانه و زندگی خود را آتش زدند و کشور را به گهواره سوگواری مبدل کردند، همین چند روز پیش بود که در ماتمکده ایران نیروهای اشغالی برای انتخابات پارلمانی نمایش انتخابات داشتند، و چقدر هم سرد و بی جان رای گیری صورت گرفت، ایران امروز یک کشوری است که کسانی چون روحانی، خاتمی و احمدی نژاد و دیگران تنها به ریشه سوزی و ایران ستیزی می پردازند، یک بدنه بیگانه هستند که قدرت را در دست دارند، مجلس و قانون چیزی جز روساختار فرهنگی و سیاسی نیست، زیرساختار ایران با ریشه کهن و تاریخی پُر بار دارد زیر بار ضربات دولتهای غیر مردمی خُرد و شکسته می شود، و در این 41 سال انهایی که در ادعا اپوزیسیون هستند، بخشی از بازیگران نمایش چیز دیگری نیستند، اعتصابات و اعتراضات و شجاعت پراکنده مردم که سینه خود را سپر سرب مذاب می کنند حسابشان با اپوزیسون کاذب و حراف، فرق و فاصله بسیار دارد.

***

*دولت آقای روحانی، یک روز پس از انتخابات پارلمانی در ایران علت شرکت نکردن مردم در انتخابات را مربوط به تحریمهای آمریکا دانست، و مقامات دیگر دولتی نیز ضمن تائید این موضوع گفتند که شیوع بیماری ویروسی کرونا دیگر موردی است که مردم در انتخابات شرکت نکرده اند.
*کشورهای همسایه ایران، 1706-49مرزهای زمینی و هوایی خود را با ایران بستند تا از ورود احتمالی ویروس کرونا جلوگیری کنند، حتی گرجستان نیز تصمیم گرفت پروازهای خود را با ایران لغو کند، شیوع و گرفتاری که ویروس کرونا بوجود آورده است تنها بهداشتی نمی باشد بلکه جنبه اقتصادی نیز دارد، بازار ایران نیز پس اعلام بسته شدن مرزهای کشور با همسایگان خبر داد که در صرافی ها دلار به بالای 15 هزار تومان رسیده است، در شرایطی که ایران در بحران سیاسی و اقتصادی بسر می برد و تحریمها همچنان ادامه دارند، افزایش قیمت دلار ضربه دیگری بر پیکر زخمی اقتصاد ایران می باشد.
*ویروس کرونا، در ایران گسترش می یابد، و مقامات وزارت بهداشت بطور "غیر رسمی" یکی از دلایل گسترش آن را بی توجهی مسئولان کشور می دانند، هنگامی که بسیاری از کشورها پروازهای خود را به چین لغو کرده بودند، شرکتهای هواپیمایی ایران بی توجه به هشدارها همچنان به چین در رفت و آمد بودند، مورد دیگر آلودگی شهرها و بی توجهی وزارت بهداری در ضد عفونی کردن اماکنی که احتمالاً می تواند محل "ورود" ویروس باشد، مانند ایستگاه های مرزی، فرودگاه ها، بنادر و ... مسافران، اصولاً وضع بهداشت در ایران پیش از ورود نا مبارک ویروس کرونا نیز چندان درخشان نبود، و بی تردید بدتر هم خواهد شد، هیچ بعید نیست که این ویروس را نیز به نوعی مربوط به تحریمها بدانند.
*یکشنبه 23 فوریه سازمان جهاد فلسطین 20 موشک به سوی اسرائیل شلیک کرد که بیشتر آنها به طرف شهر "اشکالون" هدف قرار گرفته بود اما اکثر موشکها کنترل نمی شدند و در بین راه می افتادند، چند موشک بوسیله پدافند گنبد آهنی متوقف شد و یکی از موشکها به محلی برخورد کرد که بخشی از خانه ای آسیب دید و یک شهروند اسرائیلی زخمی شد، سازمان جهاد فلسطین از مقامات اسرائیلی خواست که به این حمله موشکی پاسخ نظامی ندهند، واقعا که!
*روز دوشنبه 24 فوریه به تلافی حملات موشکی "جهاد فلسطین" به خاک اسرائیل، نیروی هوایی اسرائیل مراکز این سازمان را در نزدیکی شرق دمشق بمباران کرد، هم زمان چند اردوگاه و انبار تسلیحات سازمانهای فلسطینی را که بر علیه اسرائیل موشک پراکنی می کنند در منطقه غزه هدف قرار داد، اخبار اولیه خبر از کشته شدن تعدادی از نیروهای جهاد فلسطین که در سرپوشیده ها بودند می دهد.
*خانم ماری لپن، 1706-50نماینده مجلس و رهبر جبهه ملی فرانسه، اعتقاد دارد تا رسیدن به قدرت در فرانسه چندان فاصله ای ندارد، به عقیده خانم لپن، امروز فرانسه با مرزهای باز و سیاست سازش با درخواستهای اتحادیه اروپا، فرانسه را بیشتر از هر زمان دیگر به سوسیالیزم نزدیک کرده است، خانم ماری لپن، هم چنان در بیانات خود گفته است که "مکرون" در رفتار و گفتار خود در روبرویی با مشکلات کشور استوار عمل نمی کند.
*جوزی انصار خبرنگار لبنانی، در مقاله ای نوشت "بشار اسد" در پیامی به مردم سوریه خبر داد پیروزی در افق است و فاصله چندانی به آن نمانده است، و این پیام در زمانی پخش می شود که مردم در این فصل سرما برای گرم کردن خود لباسها و اسباب خانه ها را می سوزانند تا خود را گرم کنند، نیمی از مردم سوریه مهاجر و آواره شدند، جنگ داخلی بی وقفه ادامه دارد، بیماران و زخمیان جنگهای داخلی پزشک و دارو ندارند، چند صد هزار کشته شده اند و بیگانگان ارتشهای خصوصی در سوریه دارند.
*نزدیک به1706-51 دوسال پیش، انقلاب مردمی بدون خونریزی، باعث سقوط دولت ارمنستان شد، و با رأی مردم دولت جدید به نخست وزیری نیکول پاشینیان بر سر کار آمد و با انکه موانع بسیاری بر سر راه داشت با در نظر گرفتن همه دشواریها سعی در بر طرف کردن موانع شد و دولت مورد تائید اکثریت ارامنه قرار گرفت و نسبتاً موفق نیز بوده است، سازمانها و تشکیلات و دولتهای دیگر کشورها نیز موفقیت های دولت ارمنستان را مناسب و مطلوب و تائید کرده اند، اما چندی است که مجلس نمایندگان و دولت خواهان "ترمیم و تکمیل" در قانون اساسی کشور می باشند و برای این کار نسبت به جمیعت ارمنستان رفراندومی باید صورت گیرد که بیش از 600 هزار نفر "آری و یا نه" خواهند گفت، اما پیچیدگی این مساله در آن است که بدنه تصمیم گیرنده، این قوانین، قوه مجریه و اکثر نمایندگان مجلس عوام به یک حزب تعلق دارند و اگر تصمیم به عوض کردن قانون اساسی گرفته شود در عمل مانند یک نظام دیکتاتوری تک حزبی خواهد بود.