بیژن مرتضوی و موسیقی و من

 

  و تحولي تازه در موسيقي مدرن روز 

 bijan

 بيژن به دليل نوازندگي زيبا، آهنگسازي حرفه‌اي و خوانندگي باگستره محبوبيت فراوان، موفقيت هنري خود را خوب درك مي‌كند، از سليقه مردم و صاحبنظران دانش كافي دارد، خودبخود در تهيه هر آلبوم وسواس خاص نشان ميدهد و در شرايط امروز موزيك، اين تازه ترين آلبوم خودرا بعد از 5‌ سال انتظار دوستداران خود، روانه بازار مي‌كند

 

از بيژن مي‌پرسم: تو كه مرد موسيقي و ترانه هستي، شب وروزت چگونه مي‌گذرد، اين عشق بزرگ با تو چه مي‌كند؟

مي‌گويد: وقتي چيزي چون موسيقي، بخشي از وجودم ميشود، درواقع با همه احساس خود، با همه نفس خود، با آن زندگي مي‌كنم، موسيقي هميشه با من بوده و هست، زماني كه روي صحنه ميروم، زمان ضبط و اجرا در استوديو، زمان رانندگي، زمان خواب و استراحت با من همراه است و وقتي متبلور ميشود كه سينه به سينه با مخاطبم قرار مي‌گيرم.

من از بچگي از زماني كه خود را شناختم، موسيقي جزو وجودم بود. وقتي سازي بدست مي‌گيرم، بي اختيار مي‌نوازم خلق مي‌كنم، در آن غرق مي‌شوم. اين موسيقي، اين عشق بزرگ، همه لحظات زندگي مرا پر كرده و بدون آن براستي زندگي برايم مفهومي ندارد.

اگر نوازنده وآهنگساز خواننده نمي‌شدي چه كاره مي‌شدي؟

 

 mortezavi

- من در تمام سالهاي گذشته كه روي صحنه بودم، مي‌نواختم و مي‌خواندم، شغل تخصصي ديگري هم داشتم. من مهندسي خوانده ام، در اين زمينه كار كردهام، در كار تجارت هم بوده ام، مانند اين است از من بپرسيد اگر نام من بيژن مرتضوي نبود، چه مي‌بود‌؟ اگر آهنگساز و خواننده نبودم چه مي‌كردم، چون در اوج مشغوليات همان حرفه و تخصصي كه نام بردم، با موسيقي انرژي گرفته ام، جان گرفته ام، در نهايت به دنياي موسيقي بازگشته ام 

بعنوان يك هنرمند توانا در موسيقي، وقتي يك آهنگ بد، ترانه آسان و صداي بي مايه مي‌شنوي چه عكس العملي نشان ميدهي؟

-چون به بيشتر آهنگها و ترانه ها گوش مي‌دهم، اگر صداي بد بشنوم، به سراغ موزيك و ترانه اش ميروم، كه ببينم چه كسي ساخته؟ اگر اثر خوبي هستند، مي‌پرسم چرا بايد به چنين صداي بدي سپرده باشند؟ خواندن رشته حساسي است، مشقت مي‌خواهد، زحمت مي‌خواهد، تحصيل و دانش مي‌خواهد همين مسئله در مورد ترانه و آهنگ هم صدق مي‌كند، در سرودن بايد يك احساس مسئوليت ويژه باشد، يك ترانه مي‌تواند قلبها را بلرزاند، ملتي را تكان بدهد، ضمن اينكه مي‌تواند تخريب كند، فرهنگ و اخلاق جامعه را به بيراهه ببرد. من برخلاف خيلي ها، موسيقي و ترانه و صدا را ابتدا در چارچوب تجاري و مادي نمي‌بينم، چون به تاثير عميق آن آشنا هستم، به اينكه عدم مسئوليت، نداشتن دانش كافي و تخصص و تجربه و علم و تكنيك كافي، در اين زمينه بجرات مي‌تواند جامعه را دچار آسان پسندي، لذت جويي، دور افتادن از تفكر سالم و سازنده ببرد.

اگر قرار باشد همين امروز داور مسئولي براي خوانندگان جديد درون و برون باشي چه تصميمي مي‌گيري؟ چه نتيجهاي ببار مي‌آوري؟

- فقط خواندن و بعد هم يك آلبوم به بازار دادن چندان سخت نيست، شما اگر به انبار خيلي از كمپاني هاي توليد كننده موسيقي برويد، شايد صدهاو گاه هزاران آلبوم بي مايه و بدون هدف را پيدا مي‌كنيد كه روي هم تلمبار شده، نه تنها خريداري نداشته، بلكه ثمري براي خواننده اش هم ببار نياورده است.

خواننده جوان امروز بايد با خود پيام جديد، تكنيك جديد، يك حس جديد بياورد و من اگر قرار باشد به اين خوانندگان جديد بيرون و درون نمره بدهم، به معدودي انگشت شمار نمره قبولي ميدهم و به بقيه نمره رد و رفوزه، چون حتي اين بقيه استحقاق تجديدي شدن هم ندارند. من گروهي از خوانندگان جوان را توانا، با ذوق با هدف مي‌بينم. و هر وقت هم باآنها روبرو ميشوم، با همه وجود تشويق شان مي‌كنم، ولي در مورد بقيه هم سكوت نمي‌كنم، بدون رودربايستي بارها به آنها گفتهام كه به بيراهه ميروند، بجز تقليد و كپي كردن و يا بدون هيچ هدف خاص خواندن، كاري نمي‌كنند. در نهايت بايد قبول كنيم كه نسل تازه اي در راه است، كه تحصيل موسيقي كرده، نزد استاد تعليم ديده، با موسيقي جهاني آشناست و وقتي اين نسل به ميدان مي‌آيد، اميدهاي فردا را خواهيم ديد.

در شرايط امروز كه موزيك دچار ركود شده، ولي هنوز سرپاست، چه راه حلي، چه نسخه‌اي مي‌نويسي، تا دوباره به حركت در آيد، تا دوباره جان بگيرد، خلق كند و نظرها را جلب نمايد؟

- اين مسئله را از دو ديدگاه معنوي ومادي بايد نگاه كرد، در هر دو زمينه نيز نياز به همبستگي هنرمندان و مردم دارد. مردمي كه سالهاست صداي خوانندگان دلخواه را مي‌شنوند، با آن زندگي مي‌كنند با آن عاشق مي‌شوند، شاد ميشوند، مي‌گريند، به هيجان مي‌آيند بايد به ياري شان بيايند. اگر پيكره موزيك ما در خارج دچار ضعف شده، مسبباش بسياري از افرادي هستند كه بيرحمانه، و غير مسئولانه به جان توليدات آن افتاده‌اند، آنها انگار حتي يك دقيقه به خودشان اجازه نميدهند، به اينكه ثمره سالهاي زحمت هنرمندان را به باد مي‌دهند، بر خرابه هاي زندگي آنها، كاخ مي‌سازند، باور ميكنيد كه در آستانه پخش آلبوم جديد من ، يك جوان هموطن، بله هموطن، در مشهد همه آلبوم را دان لود كرده و همه خستگي 5‌ ساله را به تن من گذاشته است!

اين آدم هاي نامسئول و بيرحم، نه تنها آينده موزيك ما را ويران مي‌كنند، بلكه آينده اي براي عاشقان موزيك هم نمي‌گذارند. اگر هرچه زودتر قانوني وضع نشود، اگر مقامات جهاني به داد اين فاجعه نرسند، درسالهاي نه چندان دور، ديگر خواننده اي آلبوم نمي‌دهد، خواننده اي بروي صحنه نمي‌رود و موسيقي كه انرژي و احساس به انسانها مي‌بخشد، به نقطه صفر خود ميرسد. خوشبختانه بمرور در امريكا، اروپا، حتي آسيا، مردم بخودآمده اند، حتي خودشان به شناسايي نابودكنندگان موسيقي و به شناسايي سارقين و كپي كننده‌ها ميروند، ولي هنوز در جامعه ما كه هميشه از معرفت وفرهنگ و اخلاق وانسانيت حرف ميزند، قدمي بر داشته نشده است.

ما ترانه سرايان درخشان، آهنگسازان برجسته‌اي داريم كه در خلوت خانه هاي كوچك خود پنهان شدهاند، همه آن توانايي‌ها و ذوق و احساس شان، در طوفان دان لودكردن ‌ها، كپي كردن ها، در همان خلوت تاريك شان خاك شده است اگر از آنها حمايت مالي نشود، آنهايي كه اينروزها حتي در پرداخت كرايه خانه، پول بيمه وهزينه هاي معمولي زندگي شان در مانده اند اين مردم هستندكه بايد تكليف اين ركود و شايد اين آشفتگي ويرانگر را روشن كنند.

بعنوان يك هنرمند صاحب نام با تيتر دكتراي هنر، در دانشگاهي كه بعنوان استاد موسيقي به كار دعوت شدي، چه مي‌كني؟ چه كساني را تعليم مي‌دهي؟

- بدليل اينكه هنوز هنرمند فعالي هستم، مرتب بايد به سراسر جهان سفر كنم، روي صحنه هاي مختلف باشم، امكان حضور مرتب در كلاسهاي خصوصي را ندارم، ولي درعوض با همكاري گروهي از اساتيد موسيقي اين دانشگاه كه همه شان انگليسي و امريكايي هستند دست به تحقيق بزرگ بروي موسيقي معاصر شرق زديم، كه موسيقي ايراني هم جزو آنهاست، درصدديم بدنبال اين تحقيقات، كتابهايي در زمينه موسيقي شرق نوشته تا در دانشگاه هاي هنر تدريس شود.

اين كار تحقيق و بررسي و جمع آوري، سالها طول مي‌كشد،ولي وقتي به ثمر رسيد، وقتي در كتاب هاي موسيقي دانشگاه‌ها، تاريخ موسيقي ايراني و همه زواياي اين موسيقي غني نقش بست، ميزان مسئوليت من و همكارانم روشن مي‌شود.

بالاخره بعد از 5‌ سال آلبوم تازه موسيقي تان آماده شد، درباره اين آلبوم پربار براي مان بگوئيد و از همكاري خودبا ايرج جنتي عطايي، ترانه سراي نامدارمان؟

- من جزو آن هنرمندان خيلي خوش شانس هستم، كه توانستم با اكثر ترانه سرايان معتبر و توانايمان كار كنم بدليل اينكه من خودآهنگساز هستم، اين تماس بسيار نزديك با ترانهسرايان سبب شده حس همديگر را خوب درك كنيم، از جمع اين عزيزان، افتخار اين را داشتم در سه آلبوم گذشته خود با استادي چون ايرج جنتي عطايي كار كنم، الان به درجهاي از لحاظ همكاري رسيده ايم كه ايرج خط بعدي ملودي مرا قبل از اينكه بنويسم حس مي‌كند و من هم بيت بعدي ايرج را.

در اين آلبوم از 6‌ آهنگ با كلام كه ساخته ام 5‌ترانه اش از ايرج عزيز است يكي از آهنگها از عليرضا افكاري وكلام روزبه بماني.

در قطعات بدون كلام، سه قطعه بسيار قديمي را با اركستر بزرگ بازسازي كردم كه براي همه مليت ها، خاطره شيرين ورمانتيك دارد. اين سه قطعه هميشه مورد علاقه ام بوده است و سه آهنگ بدون كلام ديگر را خود ساخته و تنظيم كرده ام.

موزيك ويديوهاي زيبايي در اين آلبوم ديديم، چه هنرمنداني آنها را ساخته اند؟

-من در طي اين 5‌ سال براي اجرا وضبط آهنگها، از بزرگترين استوديوهاي صدابرداري جهان استفاده كردم، برخي آهنگها را چند بار تجديدضبط كردم، بدليل همان حساسيت و وسواس، مي‌خواستم موزيك ويديوهاي اين آلبوم هم استثنايي باشد حال و هواي ديگري داشته باشد از ميان موزيك ويديوها، بجز >عكس تو< كه كوجي هنرمند نازنين ساخته، بقيه در انگلستان، آلمان و فرانسه جلوي دوربين رفته است و من با گروهي جوان با ذوق كار كردم. آرام نوزاد، جهانگير -ع، اميررضا خستوان خيلي با من همكاري كردند و تصاوير متفاوت و تازه اي تهيه نمودند، در لوس آنجلس تصاوير گرفته شده توسط علي فرجي و رنه زادوري دو هنرمند جوان تدوين شده درحاليكه رامين زماني آهنگساز و ترانه سراي خوب و دوست نازنينم از اولين قدم آلبوم با من همكاري داشت.

همكاران خوب و عزيز ديگري چون واهان اسكندريان، بابك سعيدي، عليرضا افكاري، نهايت كمك راكردند و من ممنون ومديون يكايك شان هستم.

در ضمن من همه آهنگهاي آلبوم جديدم را براي اولين بار در 24‌ دسامبر در لاس وگاس روي صحنه مي‌خوانم تا تجربه تازه اي را در باره اين مجموعه با مردم بدست آورم.