قسمت دوم - FBI مصاحبه اختصاصی سردبیر مجله جوانان با مامور ویژه

1636-29

مصاحبه اختصاصی سردبیر مجله جوانان با مامور ویژه FBI
Voviette D. Morgan
Special Agent in charge - Federal Bureau of Investigation

1636-31

 

عکسها از مرتضی فرزانه

 

قسمت دوم
• میدانم که بیشتر مردم در مورد پیشینه شما پرسیده اند و می خواهند بدانند شما در اوقات فراغت خود چه می کنید؟
مورگان: من دوست دارم اوقات بیکاری چه کار کنم؟ (می خندد). پیشینه من جالب است، منظورم این است که الان که پیش شما نشسته ام تنها خانم آفریقایی-آمریکایی بعنوان مامور ویژه FBI هستم. بخشی از من به این موضوع افتخار می کند و بخش دیگر از این موضوع متنفر است چون دلم می خواست تعداد بیشتری از ما اینجا بودیم. ای کاش تعداد بیشتری خانمهای آفریقایی-آمریکایی در موقعیت مدیر اجرایی ارشد در FBI فعالیت داشتند.
ما درFBI کار می کنیم که تنوع بیشتری پیدا کند. ما به تعداد بیشتری آفریقایی-آمریکایی نیاز داریم، تعداد بیشتری لاتین آمریکایی نیاز داریم، تعداد بیشتری آسیایی-آمریکایی نیاز داریم، تعداد بیشتری ایرانی-آمریکایی نیاز داریم، تعداد بیشتری مسلمان آمریکایی نیاز داریم، که به FBI ملحق شوند. بنابراین اینکه به عنوان تنها مامور ویژه زن آفریقایی-آمریکایی اینجا بنشینم یک امتیاز و یک افتخار است و همچنین بیانگر این است که من مسئولیت زیادی دارم. همچنین مسئولیت بزرگی دارم که مردم بیشتری را تشویق کنم که به ما بپیوندند چون من می خواهم این سازمان را به سمتی بهتر از زمانی که من کشفش کردم پیش ببرم. بنابراین، روی این موضوع کار می کنم، چون گوناگونی برای من خیلی مهم است. به نظر من تنوع در FBI میتواند نتیجه بخش باشد. میتواند باعث شود کارمان را بهتر و ثمربخش تر انجام دهیم، به همین دلیل من اشتیاق زیادی دارم که برای FBI محیط متنوع تری ایجاد کنم.
در حال حاضر در FBI از نظر تعداد خانمها، ما حدودا 20درصد از ماموران هستیم، که بیشترین میزان در این مدت است که خوب است و من به این موضوع افتخار می کنم. فقط ما به تعداد بیشتری افراد رنگین پوست و از نژادهای مختلف نیاز داریم که من دارم روی این موضوع کار می کنم.
در مورد اینکه من در اوقات فراغت چه می کنم، اینطور بگویم، مثل هر کسی اینجا در لوس آنجلس زندگی می کند، من اینجا به دنیا آمدم و بزرگ شدم، عاشق صنعت نمایش هستم، عاشق فیلم هستم، و دوست دارم در اوقات بیکاری به دیدن فیلم بروم. خیلی هم دوستدار آب هستم، نزدیک دریا زندگی می کنم و قایق سواری را خیلی دوست دارم که بیرون بروم و سوار قایق شوم. دویدن کنار ساحل را هم دوست دارم. شدیدا طرفدار دویدن و پیاده روی تند هستم و خیلی می دوم. همچنین در اوقات بیکاری سعی می کنم تا جایی که مقدور است با خانواده وقت بگذرانم. خیلی خانواده گرا هستم. پدر و مادر خیلی خوبی داشتم. پدرم فوت کرده ولی مادرم هنوز هست و من وقت زیادی را با مادرم و خواهرم، با خواهرم که 3 فرزند دارد، می گذرانم. تا جایی که بتوانم با دوستانم وقت می گذرانم. زیاد به مسافرت میروم، سفر کردن را دوست دارم و عشق و علاقه بزرگ من سفر است.
مسافرت به خارج از کشور را خیلی دوست دارم. مدتی در خاورمیانه بودم. مدت زیادی در اروپا بودم. زمان زیادی را در آسیا گذراندم. جاهای زیادی را در دنیا دیده ام و عاشق این موضوع هستم.
و فکر می کنم که این موضوع به برداشت من از اینکه چطور کارمان را در FBI انجام میدهیم خیلی کمک می کند چون من با انواع مختلف مردم برخورد داشته ام و با فرهنگ های متفاوت آشنا شده ام. چیزهای زیادی یاد گرفته ام. این یک مزیت است. من 21 سال خیلی خوب را با FBI گذرانده ام، هم از نظر شخصی و هم از لحاظ حرفه ای.

1636-32

21 سال؟
مورگان: بله! 21! 5 ژانویه امسال دقیقا 21 سال شد.
• به عنوان یک زن در FBI به زنان جوانی که بخواهند در این راه قدم بگذارند و شاید در پی این شغل درFBI باشند چه توصیه می کنید؟
مورگان: خوب، من به تمام زنان جوان، و به طور کلی به مردم، ولی اختصاصا به زنانی که به دنبال شغل می گردند، می گویم که به دنبال موقعیت های شغلی غیر سنتی نیز باشند. اصولا اجرای قانون بیشتر به صورت یک شغل مردانه تبدیل شده، ولی من باید بگویم، یکی از بهترین تصمیماتی که من گرفته ام و خیلی ارزشمند بوده این است که با FBI کار کنم و دست اندرکار اجرای قانون باشم. زنان یک دیدگاه کاملا منحصر به فرد برای اجرای قانون دارند و کاری که ما می کنیم انجام می دهند. بنابراین من دختران جوان را ترغیب می کنم کاری را انجام دهند که از آن لذت می برند، و کارهایی انجام دهند که به آن علاقه دارند، به دنبال مشاغل غیر سنتی، برای زنان، نیز باشند. به دختران جوان می گویم خودشان را به چالش بکشند که چیزهای جدید را امتحان کنند، درگیر چیزهایی شوند که لزوما به طور معمول زنان درگیر آن نمی شوند و خودشان ببینند که آیا به آن علاقه دارند یا نه. اما من فکر می کنم زنان به طور کلی باید در همه چیز دخیل باشند. به نظرم زنان در تمام قسمتهایی که مشغولند پیشرفت کرده اند.
• قبول دارم.
مورگان: من هم همینطور.
• آیا شما همیشه می خواستید با FBI کار کنید؟
مورگان: نه. اشتغال در FBI چیزی بود که من هیچوقت به آن فکر نکرده بودم. در واقع به عنوان یک آفریقایی-آمریکایی، همانطورکه میدانید در تاریخ آفریقایی-آمریکایی ها رابطه جالبی در اجرای قانون و FBI داشته اند و به نظرم به طور معمول ما جذب چنین مشاغلی نمی شویم. امیدوارم که این موضوع تغییر کند. فکر می کنم این در مورد نژادهای مختلف نیز صدق می کند. جوامع ما لزوما با FBI راحت نیستند و من خیلی خوش شانس بودم که در زمان ادامه تحصیل در دانشگاه یک مامورFBI را ملاقات کردم. قبلا هیچوقت در مورد شغلی در اجرای قانون فکر نکرده بودم. من در دانشگاه برکلی کالیفرنیا تحصیل کردم و جالب بود که رشته ام حقوق بود. در فکر این بودم که وکیل شوم. ولی آن زمان به این نتیجه رسیدم که این چیزی نیست که می خواهم انجام دهم. بنابراین وقتی از برکلی فارغ التحصیل شدم برای ادامه تحصیل به USC (دانشگاه جنوب کالیفرنیا) رفتم و در رشته سیاست عمومی و مدیریت عمومی فوق لیسانس گرفتم، چون به سیاست و اینکه چطور دولت ها اداره میشوند علاقه مندم.
می خواستم در مورد مدیریت شهری، کنترل و اداره شهری و دولت فدرال بیشتر کشف کنم. در مورد اینکه شاید درگیر سیاست باشم فکر می کردم و بعد که تجربیات بیشتری به دست می آوردم و در شهرداری لوس آنجلس به عنوان مشاور کار می کردم و موارد آب و برق را تحت نظر داشتم. من به اعضای شورای شهر در موارد آب و برق مشاوره می دادم و همانطور که گفتم در این میان با یک مامور FBI آشنا شدم. اگر او را نمی دیدم احتمالا هیچوقت به FBI ملحق نمی شدم. او نظر من را به سمت FBI جلب کرد. و اینطور بگویم که بهترین تصمیم بود که من در تمام مدت عمرم گرفتم. واقعا تصادفی بود. چیزی نبود که فکرش را کرده باشم. به همین دلیل است که همیشه باید نظر دیگران را جلب کرد، باید داخل جوامع شد و با مردم تماس برقرار کرد. خوب است که با مردم حرف بزنیم و آنها را لمس کنیم. چون بدین طریق می توان مردم را به دنیایی معرفی کرد که مطلقا در مورد پیوستن به آن فکر نکرده اند. و الان من در این مقطع، 21 سال بعد، حقیقتا می گویم بهترین تصمیم زندگی ام ملحق شدن به FBI بود.

1636-33

• بهترین مزیت شغل شما چیست؟
مورگان: احتمالا بهترین مزیت شغل من در حال حاضر، که تقریبا من تا مراحل بالای شغلی پیشرفت کرده ام، به نظرم در جایی که بیشتر میتوانم موثر باشم، مشارکت است. کار کردن با دولت ایالتی، فدرال، و مشارکت محلی؛ که در واقع ما در FBI بدون وجود مشارکت کاری نمی توانیم از پیش ببریم. بنابراین مشارکت از همه چیز مهم تر است، و کار کردن با جامعه. من با سربلندی از ارتباطاتی که در میان جامعه ایجاد کرده ام یاد می کنم. و این موضوع برای من خیلی مهم است. اگر با جامعه در تماس نباشیم ارتباطات خود را از دست می دهیم و درFBI اگر مشارکت قوی با جامعه نداشته باشیم نمی توانیم موثر باشیم. و در مورد افرادی که در داخل با آنها کار می کنیم سعی می کنم به آنها آموزش بدهیم. به نظرم آموزش اهمیت زیادی دارد و اینکه سعی می کنم افرادی راکه با ما کار می کنند تشویق کنم که به بهترین نحو ممکن کار کنند. به این صورت که وقتی به FBI پیوستند به طور مداوم آنها را به چالش می کشیم تا رشد پیدا کنند، پیشرفت کنند و نمایندگان بهتر، تحلیلگران بهتر، و در هر مقطعی که هستند در اجرای مسئولیتهای خود بهتر بشوند. به همین دلیل همیشه سعی می کنم همکاران را تا جایی که میتوانم آموزش دهم.
• چه کسانی را تقدیر می کنید و ایده آل های تان هستند؟
مورگان: سوال بسیار خوبی است. از نظر من بسیار ساده است. من بدون پدر و مادرم هیچگاه به اینجا نمی رسیدم. والدین من بزرگترین آموزگاران من هستند و آنها را می پرستم. آنها به من اجازه دادند که بفهمم که واقعا قادرم هر کاری را که بخواهم می توانم انجام دهم. این خیلی ابتدایی به نظر میرسد، و شاید خیلی ساده نگرانه باشد ولی من در محیطی بزرگ شدم که کاملا حمایت می شدم و کاملا ثبات و تعادل داشتم. کاملا جالب توجه است که والدین من، پدرم مینیستر بود، و مادرم مربی بود، مدیر مدرسه بود تا زمانی که بازنشسته شد. من در محیطی بزرگ شدم که خدمات عمومی خیلی مهم بود. عضوی از یک جامعه بودن خیلی اهمیت داشت و کمک به دیگران خیلی مهم بود و به نظرم من این را یاد گرفتم که چگونه از طرق مختلف این کار را بکنم، و FBI حقیقتا نوعی از خدمات عمومی است. ما در واقع خادم مردم هستیم. اما بدون والدینم و بدون وجود محیطی که آنها برای من ایجاد کرده بودند من قادر نبودم هیچ کدام از کارهایی که الان می کنم را انجام دهم. آنها واقعا انسانهایی فوق العاده بودند و من و خواهرم را تشویق می کردند کاری را که می خواهیم انجام دهیم، و اشتیاقی برای زندگی و چیزهایی که می خواهیم ایجاد کنیم. اما بدون آنها، واقعاً من اینجا نبودم.
• از اینکه وقتتان را به ما دادید سپاسگزارم.