Law and Order شهره آغداشلو در سریال

shohre0

  شهره آغداشلو ستاره بين المللي، كانديداي اسكار و برنده جایزه امی چهارشنبه گذشته ساعت 10‌ شب دراین سريال پر طرفدار  ظاهر شد. اين يك موفقيت بزرگ ديگر براي آن ستاره محبوب بود وشور وهيجاني تازه درجامعه ايراني

 

سريال موفق تلويزيوني  LAW & ORDER  بيشتر از 20‌ سال است كه همواره در شمار بهترين سريال هاي تلويزيوني امريكا قرار دارد.

موفقيت اين سريال در همان 10‌ سال اول باعث تولد 2‌ سريال ديگر شد كه از همان سرچشمه LAW & ORDER  بهره مي‌گيرند.

LAW & ORDER  LA  و  SPECIAL VICTIM UNIT وS.V.U كه از همان آغاز كار جاي تازه اي در ميان دوستداران LAW & ORDER  به خود اختصاص داده است.

يكي از امتيازات S.V.U دعوت از هنرمندان سرشناس و صاحب سبك است. , SHARON STONE, MARCIA GAY HARDEN و JEREMY IRONS از جمله ميهمانان اين سريال تلويزيوني هستند.

 

دعوت اين سريال موفق از شهره آغداشلو براي بازي در يك EPISODE آن از سوي ستاره اين سريال MARISHKA- HARGITAY و نويسنده بنام اين سريال JUDITH  MCCREARY صورت گرفته است.

 

 

شهره و MARISHKA در مراسم EMMY سال گذشته با هم آشنا و به سرعت دوست شدند.

شهره ميگويدMARISHKA نه تنها بخاطر بازيگري اش بلكه به خاطر همه زحماتي كه براي زنان نيازمند در امريكا انجام ميدهد را دوست دارم.

او ميگويد MARISHKA دختر ستاره قديمي سينما جين مانسفيلد

JANE MANSFIELD است و مادرش را در سه سالگي در يك تصادف ماشين از دست داده است، اما اين غم بزرگ به جاي ساختن يك زن عقده اي و ماتم زده، از او يك انسان نيكوكار و خيرخواه ساخته است.

 

آشنايي شهره و نويسنده JUDITH در يك مراسم هنري ديگري اتفاق مي‌افتد.

 

shohre

 

شهره مي‌گويد به ميهماني رفته بودم وهمه بزرگان جمع بودند درگوشه اي نشستم تا نفسي تازه كنم و جرعه آبي بنوشم.خانمي كه كنارم نشسته بود سر صحبت را باز كرد وبي آنكه متوجه بشوم، دو ساعتي با او حرف ميزدم، وقتي از او خداحافظي كردم،PUBLICIST يا مدير تبليغاتي ام از من سئوال كرد كه آيا ميدانم باچه كسي حرف ميزدم، به او گفتم سئوال نكردم، نميدانم خانم كيست. اما هر كه هست آدم بسيار جالبي است.

مدير تبليغاتيام گفت اين خانم يكي از بهترين نويسندههاي تلويزيوني LAW& ORDER  است. چند ماهي پس از اين ملاقات از طرف تهيه كنندگان دعوت شدم تا گفتگويي با  خانم نويسنده داشته باشم.

JUDITH داستان را برايم تعريف كردو گفت كه وقتي قصه را مي‌نوشتم صداي تو در سرم بود. به او گفتم كه ميداني من در به در به دنبال كارهاي متفاوت، عميق و هيجان انگيز هستم و تو همه را در يك جا تقديم تماشاگران كرده‌اي.